هنرمندی که از سینما بهار تا «مختارنامه» تاریخساز شد
رضا رویگری؛ صدایی که ماند، بازیگری که هنرمندانه زیست
تهران (پانا) - رضا رویگری، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، اول بهمنماه ۱۴۰۴ و چند هفته پس از ورود به ۷۵ سالگی، چشم از جهان فروبست؛ هنرمندی که صدایش با «ایران ایران» در حافظه جمعی ماندگار شد و نقشآفرینیهایش از «عقابها» و «اجارهنشینها» تا «مختارنامه»، بخشی از تاریخ تصویری ایران را شکل داد.
رضا رویگری متولد سال ۱۳۲۹ بود؛ هنرمندی که فعالیت حرفهای خود را از دهه ۴۰ آغاز کرد و پیش از آنکه به چهرهای شناختهشده در سینما و تلویزیون تبدیل شود، سالها روی صحنه تئاتر زیست و آموخت. او بارها در گفتوگو با خبرنگار پانا تأکید کرده بود: «هرچه مردم از من میبینند، همه را روی صحنه تئاتر یاد گرفتهام؛ تئاتر بهترین دانشگاه من بود.»
رویگری از دل محله تجریش و حوالی امامزاده صالح برخاست؛ جایی که علاقهاش به هنر از سینما بهار آغاز شد. خودش روایت کرده بود که چگونه در کودکی، بیپول و یواشکی، زیر چادر خانمها وارد سالن سینما میشد تا فیلم ببیند؛ همانجا که با خنده به دوستانش میگفت روزی نامش بر سردر سینما خواهد نشست. رؤیایی که چندان هم دور از دسترس نماند.
او در سینما با فیلمهایی چون «عقابها»، «اجارهنشینها»، «کانی مانگا»، «یوزپلنگ»، «بوتیک»، «بلوف» و «مسافر ری» درخشید. رویگری درباره نخستین تجربه سینماییاش گفته بود که برای بازی در «عقابها» به کارگردانی زندهیاد ساموئل خاچیکیان، تنها ۱۵ هزار تومان دستمزد گرفت؛ رقمی که به گفته خودش «دستمزدهای امروز حتی در رویای ما هم نبود.»
نقشآفرینی او در «اجارهنشینها» به کارگردانی داریوش مهرجویی، نقطه عطفی در کارنامهاش بود؛ فیلمی که رویگری از آن به عنوان یکی از افتخارات حرفهای خود یاد میکرد و مهرجویی را کارگردانی جهانی با شناخت عمیق از بازیگر میدانست.
در تلویزیون، نام رضا رویگری بیش از هر چیز با سریال «مختارنامه» گره خورد؛ جایی که نقش کیسان ابوعمره را ایفا کرد. او بارها تأکید کرده بود که در این سریال بدل نداشته و تمام سوارکاریها را خودش انجام داده است؛ نقشی که به گفته داوود میرباقری، فقط برای رضا رویگری نوشته شده بود.
در کنار بازیگری، صدای او نیز در تاریخ ماند. سرود ماندگار «ایران ایران» و پیش از آن «اللهالله»، بخشی از حافظه شنیداری نسلهاست. رویگری در گفتوگو با پانا گفته بود: «ما این سرود را دلی کار کردیم و به همین دلیل ماندگار شد. اساساً برای مردم خوانده شد و مردم این خلوص را دریافت کردند.» او روایت کرده بود که این اثر در روزهای حکومت نظامی و در شرایطی سخت ضبط شد؛ بیآنکه کسی تصور کند چنین اثری از استودیو فراتر رود.
رویگری هنرمندی چندوجهی بود؛ بازیگری که در ژانرهای مختلف از وحشت و تاریخی تا اجتماعی و کمدی نقشآفرینی کرد و خود میگفت حتی امروز هم با دیدن فیلم «شب بیستونهم» از بعضی سکانسها میترسد. او «بوتیک» ساخته حمید نعمتالله را بهترین فیلم کارنامهاش میدانست، هرچند باور داشت مردم با نقشهای تلویزیونیاش پیوند عاطفی عمیقتری برقرار کردهاند.
این هنرمند پیشکسوت در سالهای پایانی زندگی، بارها از دلتنگیاش برای کار و فاصله ناخواسته از دنیای هنر سخن گفت. او در آستانه نوروز ۹۸ با نگاهی انسانی و صادقانه به خبرنگار پانا گفته بود: «پنج سال است نوروز را حس نکردهام.» با این حال، همواره همکارانش را به نیکخواهی، پرهیز از حسادت و حمایت از یکدیگر دعوت میکرد و معتقد بود بیمهریها و خط قرمزهای بیپایان، فرهنگ و هنر را دچار دلسردی میکند.
رضا رویگری بارها تأکید کرده بود که «بازیگر دوبار میمیرد؛ یکبار وقتی از دنیا میرود و بار دیگر وقتی کار نمیکند.» شاید همین باور بود که او را تا واپسین سالها، دلبسته صحنه و تصویر نگه داشت.
رضا رویگری رفت، اما صدایش، نقشهایش و روایت صادقانهاش از زیست هنرمندانه باقی ماند؛ هنرمندی که از کوچههای تجریش تا بزرگترین صحنههای سینما و تلویزیون ایران راه رفت و یادگاری از تعهد، عشق و اصالت به جا گذاشت. نام او در حافظه فرهنگ و هنر ایران، خاموش نخواهد شد.
ارسال دیدگاه