اعتکاف؛ سفر سه روزه در آغوش خدا
مشهد(پانا)-من خبرنگارم.سفرها را روایت میکنم،اما این بار با سفری روبهرو شدم که نه روی نقشه جا میشود و نه در قاب معمول گزارشها.سفری که با دل شروع میشد.
اعتکاف یعنی یک سفر بزرگ.سفری سهروزه که میتواند قشنگترین سفر عمر آدم باشد؛سفری نه به جایی دور،بلکه به درون خودمان،به جایی خاص با هدفی خاص.در این سفر،هر روز یک فرصت تازه است؛فرصتی برای شنیدن خدا،برای فاصله گرفتن از شلوغی دنیا،برای اینکه کمی آرامتر نفس بکشیم.
اعتکاف، مهمانی در خانه خداست.مسجد جاییست که خدا آغوشش را برای بندگانش باز کرده و معتکف، مهمانیست که با دل آرام و امید قدم به این مهمانی میگذارد.اینجا فاصلهها کوتاهتر میشوند و دلها زودتر به هم نزدیک.اینجا جمع عاشقهاست؛آدمهایی که دلشان را به دریای رحمت خدا سپردهاند و جز عشق خدا، چیز دیگری در دل ندارند.
بعضی وقتها همین عاشقها در سحرهای عبادت به نوری خاص میرسند؛نوری که آرامآرام در دلشان ریشه میدواند و به زندگیشان آرامش میبخشد.از هر سن و سالی اینجا آدم هست؛جوان و بزرگتر،همه مثل کبوترهایی که سبک شدهاند،کنار هم نشستهاند تا صدای خدا را بشنوند.
گاهی نوجوانی را میبینی که با سنش کم است اما دلش بزرگ است؛ و با همان دل پاک انگار یک قدم به آسمان نزدیکتر شدهست.دلهایی که در اعتکاف ساخته میشوند،بزرگ میشوند و رشد میکنند.چه دل یک پیرمرد ۶۰ ساله باشد،چه دل یک نوجوان ۱۲ ساله.
این سه روز،که با میلاد اسدالله الغالب،امیرالمؤمنین علی علیهالسلام آغاز میشود،فرصتیست برای دوباره برخاستن؛برای اینکه دلمان را یکبار دیگر به خدا بسپاریم.اینجا که میرسی،واقعاً حس میکنی خدای یگانه،بندگانش را محکم در آغوش گرفته است.
ارسال دیدگاه