پدران آسمانی؛ ستارگانی که هنوز میدرخشند
شهریار(پانا)_ در روز پدر، دلهایمان به آسمان گره میخورد؛ به یاد مردانی که با رفتنشان، بودن را معنا کردند. پدرانی که سایهشان از سرمان کم شد، اما مهرشان جاودانه ماند. امروز، با دلی پر از دلتنگی و افتخار، نامشان را زمزمه میکنیم.
در روز پدر، دلهایمان بیاختیار به آسمان خیره میماند؛ جایی که پدران آسمانی، با لبخندی آرام، نظارهگر ما هستند. آنان که با دستان پینهبستهشان ستون خانه بودند، امروز در سکوتی آسمانی، پناه دلهای بیقرار ما شدهاند. نبودشان زخمیست که هرگز کهنه نمیشود، اما یادشان مرهمیست که هر روز تازهتر میروید. پدران آسمانی، با رفتنشان، حضور را معنا کردند.
جایگاه پدر، تنها در حضور فیزیکیاش نیست؛ در نگاه، در خاطره، در آموزههاییست که هنوز راه را نشانمان میدهند. پدران آسمانی، با سکوتی پر از معنا، هنوز در تصمیمهایمان، در دعاهایمان، در لحظههای دشوار، کنارمان هستند. هر بار که دلتنگ میشویم، کافیست چشم ببندیم و صدایشان را در جانمان بشنویم. آنها رفتهاند، اما ریشههایشان در ما تنیده است.
روز پدر، فرصتیست برای زنده نگهداشتن نام کسانی که بودنشان، جهان ما را ساخت. آنها که بیهیاهو، بیادعا، زندگیشان را وقف آرامش ما کردند و رفتند، اما رد پایشان هنوز بر دلمان مانده است. امروز، با شمعی روشن، با فاتحهای از دل، با اشکی پنهان، به دیدارشان میرویم. نه برای وداع، که برای تجدید عهد با آن عشق بیپایان.
پدران آسمانی، ستارگانیاند که در شبهای تار زندگیمان میدرخشند؛ راه را نشان میدهند، حتی اگر از ما دور باشند. آنها در هر موفقیت ما شریکاند، در هر لبخند ما سهیماند، در هر افتخار ما حاضرند. وقتی دلمان میگیرد، وقتی به تکیهگاهی نیاز داریم، کافیست به آسمان نگاه کنیم. آنجا، نوری هست که خاموش نمیشود.
و چه نیکوست اگر امروز، به یاد پدران آسمانی، مهربانی را به زمین بازگردانیم. دستی بگیریم، دلی را شاد کنیم، و پدری را در آغوش بکشیم که هنوز فرصت بودن دارد. پدران آسمانی، از آن بالا لبخند خواهند زد، اگر ببینند عشقشان هنوز در زمین میتپد. روز پدر، روز عشق است؛ عشقی که مرز نمیشناسد، حتی مرز آسمان و زمین را.
ارسال دیدگاه