روز پدر با قاب عکسی در دست؛ روایت پدری که مرز شد
شهریار(پانا)_ روز پدر امسال، با تصویری گره خورده که دلها را میلرزاند؛ پدری که در آخرین لحظههای حیاتش، بهجای اسلحه، عکس فرزندش را در دست داشت و با همان قاب کوچک، از بزرگترین مرز این سرزمین دفاع کرد.
روز پدر امسال، بوی دلتنگی میدهد؛ بوی مردی که درست در قاب آخر، دستهایش به جای اسلحه، کودکانهترین داراییاش را گرفته بود.
پدری که رفت تا پدر بودن، بیپناه نماند. پدری که آخرین تصویرش، نه صحنه نبرد، که قاب کوچکی از عشق بود؛ عکسی که همه دنیا را در خود جا داده بود و نشان میداد بعضی مردان، حتی در لحظه رفتن هم، از پدر بودن دست نمیکشند.
پدر، همیشه تکیهگاه است؛ حتی وقتی نیست. حتی وقتی صدایش در خانه نمیپیچد و قدمهایش از راه نمیرسد، باز هم سایهاش بر سر فرزندانش گسترده است.
و امروز، روز پدر، نام پدری را صدا میزنیم که قامتش مرز شد، نگاهش امنیت و آغوشش وطن؛ مردی که ایستادن را انتخاب کرد تا ایستادن، در این سرزمین معنا داشته باشد.
شهید مرزیِ روزهای اخیر، فقط یک مدافع مرز نبود؛ او پدری بود که میان شلیک گلولهها، تصویر فرزندش را در دست داشت؛ گویی میخواست به دنیا بگوید برای چه میجنگد، برای که میایستد و چرا رفتن را انتخاب کرد.
او رفت تا کودکِ در قاب عکس، فردا را بیدغدغهتر نفس بکشد، تا خوابش آرامتر باشد و آیندهاش امنتر. رفت تا کودکان این سرزمین، هنوز بتوانند به واژه «پدر» تکیه کنند.
در روایات آمده است: «نَظَرُ الوالِدِ إِلى وَلَدِهِ حُبّاً لَهُ عِبادَةٌ»؛ نگاه پدر به فرزند، اگر از سر محبت باشد، عبادت است.
و این شهید، آخرین نگاهش را به عبادت سپرد؛ عبادتی که بهایش جان بود و مزدش ماندگاری نام. چه کسی میتواند بگوید آن نگاه، فقط یک عکس بود؟ آن نگاه، عهد بود؛ عهدی میان پدر و فرزند، میان خون و آینده.
امسال روز پدر، برای بعضی کودکان، معنایش فرق دارد؛ برای کودکی که دیگر صدای قدمهای پدر را نمیشنود، اما نام پدرش را تاریخ با احترام صدا میزند. کودکی که سهمش از آغوش، قاب عکس شد و سهمش از لالایی، روایت شجاعت. او شاید پدرش را کمتر دیده باشد، اما همیشه به او افتخار خواهد کرد.
او شهید شد، اما پدر ماند؛ در امنیت این خاک، در آرامش شبهای مرزی، در سکوتی که دیگر صدای گلوله نمیآید و در دعای مادری که حالا هم پدر است، هم مادر؛ مادری که دلتنگی را به جان خریده تا فرزندش سربلند زندگی کند.
روز پدر، تنها روز تبریک نیست؛ روز تعظیم است… تعظیم در برابر پدرانی که رفتند تا پدری، در این سرزمین، ادامه داشته باشد؛ مردانی که ثابت کردند پدر بودن، گاهی یعنی جان دادن، آن هم با عکس کودکت در دست، تا دنیا بداند بعضی آغوشها، حتی با شهادت هم بسته نمیشوند.
ارسال دیدگاه