خداحافظ اِی سالِ پر از بغض...
ناحیه یک یزد (پانا) - با پایان یافتن سال ۱۴۰۴، احساسات متناقضی در دلها موج میزند.در این دلنوشته، نگاهی به لحظات خوب و بد این سال انداخته و آرزوی زدودن غمها با رفتن آن و استقبال از سالی نو با نفسی تازه بیان شده است.
اِی ۱۴۰۴...
سال عجیبی برایمان بودی!
تقویمت را که ورق میزنم،میبینم هم برایمان شیرینی داشتی،هم تلخی!
اما این روزهای آخرت،جنسِ تلخیهایت فرق میکرد؛سنگینتر،عمیقتر،انگار از تخته سنگی بزرگ، به عمل آمده بود؛ طوری که سنگینیاش هنوز بر دلمان است.
به یاد دارم که تو را حوالیِ شبهای قدر با ذکر علی(ع)، آغاز کردیم و این را به عنوان فالی نیک در نظر گرفتیم که سالی خوش و خرم در انتظارمان است؛ اما در پایانِ خود، چنان داغی بر دلمان گذاشتی که انتظارش را نداشتیم!
بگذار صادقانهتر برایت بگویم...
روزهای آخرت،آن قَدَر تلخی برایمان آوردی که دلمان میخواست هر آنچه زودتر،کوله بارت را جمع کنی و بروی.
به تقویمت که مینگرم،با خودم میگویم کاش قدرتی داشتم که میتوانستم
لحظههای خوبت را نگه دارم،
تلخیهایت را بتکانم،
و آن روزهایی که دلمان به درد آمد را برای همیشه از صفحهات پاک کنم؛تا وقتی که به تو فکر میکنیم چیزی جز لحظههای خوب و شیرین به خاطرمان نیاید.
اما چه میشود کرد؟
نمیدانم چه سِرّی در تو نهفته بود که اینگونه گذشتی...!
اما انگاری سالها همیناند؛
میآیند، میبرند، میشکنند، میسوزانند و میآموزند...
و بعد آرام آرام از کنارمان رد میشوند.
میدانی؟ دوست داشتیم با مهربانی و دلی خوش ازت خداحافظی کنیم، اما خودت اینگونه رقم زدی..!
باشد که با رفتنت، غبار غم از دلمان برداشته شود
و آمدنِ سالی نو، نفسی تازه به دلهایمان ببخشد.
خداحافظ اِی سالِ پر از بغض...
ارسال دیدگاه