دلنوشته/
دسته گلهایی که سالم از خانه بیرون رفتند اما پر پر شدند ...
ناحیه یک یزد (پانا) - میناب شاهد یکی از بی رحمانه ترین جنایات تاریخ بشریت بود؛ جایی که بیش از ۱۶۰ دانش آموز به دست کثیف ترین موجودات پر پر شدند.
شنبه، روز اول هفته، نهم اسفند ماه؛ زیبا رویانی برای کسب علم و مهارت آماده رفتن به مدرسه شدند. هنگام خداحافظی، دستان گرم پدر و مادر را لمس کردند، بیآنکه بدانند تقدیر برای آنها چه نقشهای کشیده است. راهی مدرسه شدند.
در کلاسهای درس، حاضری خود را اعلام کردند:
زهرا ... حاضر
زینب ... حاضر
رقیه ... حاضر
آن روز معلم درس وطن را میداد و میگفت: «وطن یعنی پارهی تن، دختران سراپا گوش.» آنها در دل زمزمه میکردند: وطن پارهی تن ... » که ناگهان ...
حالا تنها چیزی که از آنها مانده، نام و یاد مظلومشان است و بس. آنها پارهای از تن؟ که نه! بلکه تمام وجود را تقدیم وطن کردند.
تسلیت به تمام مردم ایران
تسلیت به میناب
تسلیت به دبستان شجرهی طیبه
قسم به لباسهای عیدِ آماده
قسم به خداحافظیهای آخر
قسم به چشمهای منتظر مادر
قسم به دفترهای خونین
قسم به قلمهای شکسته
قسم به کتابهای برای همیشه بسته
قسم به بغض فرو برده در دل پدرها
قسم به قصههای ناتمام ...
که ما تا انتقام خون تکتک شما گلهای پرپر شده را نگیریم، آرام نمینشینیم. بدانید و آگاه باشید که ما ایرانیان نان غیرت خوردهایم و آب گوارای شهادت نوشیدهایم.
ننگ بر ما اگر ببینیم با دخترانمان چه کردهاند و باز هم نالهی آزادی سر دهیم.
آزادی برای ما یعنی وحدت همگانی
آزادی یعنی میهندوستی
آزادی یعنی تو تنها نیستی، مادر داغدار مینابی ...
ارسال دیدگاه