ایران! ای عشق مادرانه من
ناحیه یک یزد (پانا) - وطن همچون مادری مهربان است که عشق به آن در ریشه وجود ما تنیده شده و جدا شدن از آن را غیرممکن مینماید. ما دانشآموزان با تمام وجود پیمان میبندیم که تا آخرین قطره خون از این خاک پاک و مقدس دفاع کرده و در کنار ایران عزیز استوار بمانیم.
وطن، تجسمی از عشق مادرانه است. همانگونه که مِهر مادر بیقید و شرط است و پشت کردن به او، تصوری دردناک و غیرممکن است، عشق به وطن نیز چنین عمق و ریشهای دارد. هنگامی که از مادر سخن میگویم، وجودم سرشار از گرمایی دلنشین و عشقی بیانتها میشود. «وطن» واژهای است که عظمتش فراتر از کلمات است؛ نامش کافی است تا ما را به درنگ و اندیشیدن وادارد تا جایگاه حقیقیاش را در قلبمان درک کنیم.
اکنون در برههای از تاریخ، قدم میگذاریم که گاه دشواریها و نگرانیها چون ابری تیره بر آسمان زندگیمان سایه میافکنند، اما تصور کن اگر روزی ناچار شوی عزیزترین داراییات، یعنی عشقت به وطن و یاد مادرت که نماد این عشق است را به بیگانگان بسپاری، چه احساسی در درون تو شعلهور خواهد شد؟
حتی فکر کردن به چنین اندیشهای، ترسناک است و گویی روحی در حال پرپر شدن است که دلش نمیخواهد از جایگاه امن و آشنای خود جدا شود. وقتی نام ایران، این سرزمین کهن و پرافتخار، بر زبانم جاری میشود، گویی خون در رگهایم به جوش میآید، غیرتم برانگیخته میشود و حس دفاع از آن در وجودم زنده میگردد. برایم قابل درک نیست که چگونه عدهای حاضرند این خاک پاک و آغشته به خون هزاران شهید را به راحتی تسلیم دشمنان کنند.
من به عنوان یک دانشآموز از اعماق وجودم و به نیابت از تمام همنسلان و همقطارانم این پیمان را اعلام میکنم: ای وطن! ای عشق بیبدیل من! ای جان و خاک مقدس من! ما تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خونمان، استوار و پابرجا در کنار تو خواهیم ایستاد و از تو محافظت خواهیم کرد.
ارسال دیدگاه