دلنوشته/
وفاداریم تا پای جان
ناحیه یک یزد (پانا) - رهبر شهیدمان که اگرچه جسمش در میان نیست، اما مکتب ایستادگی و آرامش او در دلها جاودانه مانده است. سوگند میخوریم که میراث شهدا را حفظ کرده و در برابر توطئهها و بمبارانهای کفتارصفتان دشمن که مدعی دروغین دموکراسیاند، چون کوه مقاومت کنیم.
او رفت؛ آن رادمرد نستوه و آن کوهِ استوار، اما ما ماندیم؛ با قلبی که گرچه اندوه فرا گرفته، اما مشعلدار آزادی و آزادگیای هستیم که از مکتب او آموختهایم تا به آزادگان جهان برسانیم. ما آموختهایم که چگونه این میراث گرانسنگ را به آیندگانِ ایرانِ سربلند تحویل دهیم.
او پدری دلسوز بود که در سختترین پیچهای تاریخ، تجلیگر آرامش و صلابت بود؛ تا ما نیز آرامش خود را حفظ کنیم و از هیمنهی پوشالی مستکبران نهراسیم. اکنون اگر جسمش در میان ما نیست، یادش بر تارک قلبمان حک شده و یقین داریم که روحش همواره با ماست؛ زیرا شهدا با آن قهقهههای مستانهشان، «عند ربهم یرزقونند».
آری، ما هستیم و خواهیم ماند تا آیندهی ایران را با خونِ دلهایمان بسازیم؛ آیندهای که نوگلانِ پرپر شده، از مینابِ هرمزگان تا لامرد، از تهران تا هر گوشهی این خاکِ پاک، برای آن جان دادهاند و این مرز و بوم را به خون و خونریزی کشیدهاند.
ما هستیم تا روسیاهی ابدی را بر پیشانیِ متخاصمانی که چون کفتار از هر سو بر این مملکت هجوم آوردهاند، حک کنیم. به یادشان خواهیم آورد که چگونه زوزهکشان بر سر ما بمب میریختند؛ آری، به تاریخ خواهیم گفت که چگونه مدعیان دروغین حقوق بشر و دموکراسی، وجدان خود را به خواب برده بودند.
اینها را به آیندگان بازخواهیم گفت که چگونه دشمنان با وعدههای دروغین کمک، بمبهای سهمگینشان را بر سرمان آوار میکردند، اما ما چون کوه، با همدلی و در کنار هم ایستادیم؛ زیرا رهبرمان به ما آموخته بود که در برابر این کودککشانِ از خدا بیخبر، چگونه پایداری کنیم.
قطعاً قلبِ تاریخ روزی از این واژهها به درد خواهد آمد و این سند ماندگار، گواهی خواهد بود تا آن روز که دستِ پلید این یزیدیانِ زمان برای همگان برملا شود. ما پایدار خواهیم ماند، چون سرو؛ و اگر نبودیم، چون سرو ایستاده خواهیم مرد، تا آنجا که حتی یک وجب از این خاک مقدس را به این جلادان واگذار نکنیم.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
یکیک از موانع در حال عبوریم
آنقدر جلوئیم که نزدیک ظهوریم ...
ارسال دیدگاه