درس امروز مدرسه، وطن بود
گیلان(پانا)_ شهدای حملات موشکی علیه سرزمینمان همیشه زندهاند، بهویژه کودکان پاک و بیگناهی که در پشت نیمکت آسمانی شدند؛ تا قلم هست از آنها مینویسیم تا در تاریخ، مظلومیت آنان زنده بماند.
شهدای حملات موشکی علیه سرزمینمان همیشه زندهاند، بهویژه کودکان پاک و بیگناهی که در پشت نیمکت آسمانی شدند؛ تا قلم هست از آنها مینویسیم تا در تاریخ، مظلومیت آنان زنده بماند و جهانیان بدانند، اسرائیل دشمن انسان و انسانیت است؛ دشمنی که به کودکان هم رحم نمیکند.
جنگ فقط جنگ نیست، تراژدی تاریخی از مظلومیتی بیصداست؛ صدایی از جنس کودک، مادر، پدر، وطن و خاک. صدایی برخاسته از بیگناهان تاریخ؛ بیگناهانی که نه نظامی بودند و نه شبه نظامی. مثل من و تو بودند. خانواده داشتند و زیر سقف یکی از ساختمانهای این شهر زندگی میکردند؛ بیریا و بیادعا. آنها هم بیخبر از همه جا در کانون گرم خانواده، دلخوش بودند به یکدیگر
و دچار ترکشهای شدند که این کانون گرم را فرو ریخت و دلخوشیهایشان را به خواب ابدی فرو برد.
دشمنان به آن چیزی که میخواستند رسیدند و فرماندهان را مورد هدف قرار گرفتند و به شهادت رساندند. میبینید آن فرماندهان را؟ حتی قدشان به تخته سیاه مدرسه نمیرسید. این جنگ خون فرشتههای کوچکی را بر زمین ریخت که در هنگام بازی در اثر اصابت ترکشهای پهپاد به شهادت رسیدند و سقفی که تا بامداد پناهگاه خنده های کودکانی از این دیار بود که برای نخستین سال پشت نیمکتهای مدرسه نشستند و الفبای فارسی را می آموختند و عشق به خواندن و نوشتن داشتند، به یک باره فرو ریخت.
وقتی به چهرهها و دل های پاک آنها فکر میکنیم، ناخودآگاه اشک در چشمانمان جاری میشود؛ کودکانی که عشق به زندگی، شور و نشاط و امید به آینده در چشمانشان پیدا بود، کودکانی که دلخوشی والدینشان بودند و هزاران آرزو در سینه داشتند و در پشت نیمکت های مدرسه هرکدام درحال فکر به رویاهایشان یا در هنگام بازیهای کودکانهشان آسمانی شدند. یکی به فکر دوختن لباس عروسکی که تازه خریده است و یکی دیگر خوشحال از غذای موردعلاقه اش برای ناهار که مادر برایش پخته است.
دیگری آرزو داشت یک روز در سکوی المپیک بایستد و پرچم ایران را با دو دست کوچکش بالا بگیرد، بدرخشد و افتخاری برای کشورش باشد.
جز مظلومیت و نهایت بیگناهی در آنها چیزی نمیتوان یافت؛ آنها از دنیای کوتاه خود فقط بازی و شادی را میشناختند نه جنگ و خشونت؛ آنها فقط آغوش گرم والدینشان را میخواستند نه آغوش بمب و ترکش و آتش؛ آنها چه میدانستند جنگ چیست؟ موشک چیست؟ چه میکند و چه بر سر آدمیان میآورد؟
مادری که ساعتها در انبوه آوار مدرسه نام جگرگوشهاش را هزاران بار فریاد زد اما صدایی نشنید؛ مدرسه ای که کودکان بیگناه درآن نفس میکشیدند و از جنگ هیچ نمیدانستند.
دشمنان این را بدانند از میناب تا غزه، فریاد قدس بلند است، این صدا، صدای امت بیدار است! اسرائیل، هرگز نخواهی فهمید، که عشق به قدس، چگونه ملت ها را متحد میکند! هر بمب و موشکی که بر ایران فرود آید، نه تضعیف که تحریک خواهد بود. ما فرزندان تمدنی هستیم که در سخت ترین محاصره ها نیز از تکنولوژی تا کرامت انسانی پیشرو بوده ایم. جوانان این سرزمین با دانشی برآمده از سال ها تحریم و تهدید، پاسخ هر تجاوزی را با دقتی حسابگرانه خواهند داد و این بار نیز تاریخ را در خاک خود خواهیم نوشت.
این بار آتش به اختیار واقعی را خواهید دید.
ایران نه آغازگر جنگ است و نه تسلیمپذیر؛ اما اگر آتشی برافروخته شد، آن را تا قلب دشمن خواهد کشاند.
ارسال دیدگاه