آخرین پرده از ضیافت «نیمهیجان»؛ سکوت ابدی حمید هیراد در هیاهوی نبرد
تهران (پانا) – در سحرگاهی که تهران میان التهاب نبرد و غرش خبرهای سخت نفس میکشید، نجیبترین حنجرهی موسیقی پاپ ایران در سکوتی غریب از طنین ایستاد؛ حمید هیراد، مسافر صبور هنر که سالها با لبخند بر لب و درد در جان، با پنجههای سرطان جنگیده بود، سرانجام در غوغای پایتخت به صلحی ابدی رسید و غزل آخر را در گوش فرشتگان نجوا کرد.
در سحرگاهی که آسمان تهران میان غرش سهمگین خبرهای جنگ و التهاب بیسابقهی تاریخ گم شده بود، ناگهان طنین صبور یک حنجره در سکوتی غریب حل شد تا ناباورانه بپذیریم که «شوخیه مگه»های حمید، به تلخترین واقعیت اسفندماه بدل شده است.
حمید هیراد، همان مسافر نجیبی که سالها با لبخندی که نقاب رنجهایش بود، روی صحنه میایستاد و از عشق میسرود، در بامداد پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، سرانجام در نبردی که سالها پیش با غدههای بیرحم سرطان آغاز کرده بود، به صلحی ابدی رسید.
چقدر تقدیر عجیبی است که او، درست در روزهایی که وطن درگیر کارزاری بزرگ و سرنوشتساز است، بیصدا رخت سفر بست؛ گویی حنجرهای که همیشه از معنویت و آرامش میگفت، دیگر تاب شنیدن صدای زمخت موشکها و آژیرها را نداشت و ترجیح داد آخرین ترانهاش را در گوش فرشتگان زمزمه کند.
او که در دوران بیماری، سختترین جنگ شخصیاش را سالها با وقار و امید پیش برده بود، حالا در میان بغض پایتخت، غزل خداحافظی را سرود تا به ما یادآور شود که در میانه تمام این غوغاها، مرگ چقدر به رگ گردنمان نزدیک است.
هیراد، خوانندهای بود که سنت و پاپ را با هم آشتی داد و در اوج درد، با «خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن» به قلبهایمان مرهم میزد و حالا، در حالی که پرچم ایران در اهتزاز حوادث بزرگ است، او به قطعهای میرود که آرامگاه ابدی واژهها و نواهاست.
طبق اعلام خانوادهاش و طرفدارانش، پیکر این جوان خوشنام و هنرمند بااخلاق، فردا جمعه ۲۲ اسفند، ساعت ۱۱ صبح بر روی شانههای مردمی که با صدایش زندگی کردهاند، تا قطعه هنرمندان بهشتزهرا (س) بدرقه خواهد شد.
سفرت بخیر مسافر خسته؛ تو رفتی و صدایت، تنها میراث امنی است که در این روزهای پرآشوب برایمان به یادگار ماند.
ارسال دیدگاه