چند ماه خبرنگاری ؛ مسیری که تازه برای من شروع شده است
هرمزگان(پانا) - هنوز یک سال از شروع فعالیت من در خبرگزاری پانا نگذشته است، اما همین چند ماه، برای من فرصتی بوده تا آدمهای مختلفی را ببینم، با آنها گفتوگو کنم، روایتهایشان را بشنوم و کمکم بفهمم خبرنگاری فقط نوشتن یک خبر نیست؛ بلکه نوعی نگاه کردن به اتفاقات و آدمهای اطرافمان است.
چند ماه پیش که وارد دنیای خبرنگاری شدم، شاید تصورم از این حرفه خیلی سادهتر بود. فکر میکردم خبرنگار کسی است که خبر مینویسد، مصاحبه میکند، عکس میگیرد و اتفاقات را به دیگران منتقل میکند. اما هرچه بیشتر در این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم پشت هر خبر، یک آدم، یک اتفاق، یک دغدغه و گاهی یک داستان وجود دارد که باید درست دیده و شنیده شود.
در همین مدت کوتاه، با آدمهای مختلفی صحبت کردم؛ از دانشآموزان و معلمان گرفته تا مسئولان و شهروندانی که هرکدام حرفی برای گفتن داشتند. شاید بعضی از این گفتوگوها فقط چند دقیقه طول کشیده باشند، اما برای من هرکدام تجربهای تازه بودند. گاهی یک پاسخ ساده باعث شد بیشتر فکر کنم و گاهی یک گفتوگو نگاهم را نسبت به موضوعی تغییر داد.
کمکم فهمیدم خبرنگاری قبل از اینکه به نوشتن مربوط باشد، به «دیدن» و «شنیدن» مربوط است.
اینکه بتوانی از میان اتفاقهای روزمره، موضوعی را ببینی که شاید خیلیها به آن توجه نکردهاند؛ اینکه بتوانی حرف کسی را بشنوی و آن را درست و بدون تغییر در مفهومش روایت کنی، برای من بخش مهمی از خبرنگاری شده است.
از طرفی، دانشآموز خبرنگار بودن برای من تجربه متفاوتی است. هنوز دانشآموزم و در کنار درس و مدرسه، خبرنگاری را تجربه میکنم. همین موضوع باعث شده خودم را بیشتر در اتفاقهایی ببینم که دربارهشان مینویسم. وقتی درباره دانشآموزان، مدرسه یا دغدغههای نسل خودم گزارش تهیه میکنم، احساس میکنم صدای بخشی از نسلی هستم که حرفها و نگاههای خودش را دارد و باید شنیده شود.
البته هنوز در ابتدای این مسیرم. هنوز خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم؛ از بهتر سؤال پرسیدن و دقیقتر نوشتن گرفته تا بهتر صحبت کردن، اجرا و حتی پذیرفتن اشتباههایی که ممکن است در مسیر خبرنگاری داشته باشم.
اما فکر میکنم قرار نیست کسی از روز اول همه چیز را بلد باشد.
شاید دانشآموزان دیگری هم مثل من باشند؛ کسانی که به خبرنگاری، گویندگی، نویسندگی یا کار در رسانه علاقه دارند، اما چون تازه میخواهند شروع کنند، فکر میکنند هنوز برای این مسیر آماده نیستند. من هم وقتی شروع کردم، همه چیز را بلد نبودم. آنچه امروز میدانم، نتیجه همین چند ماه تجربه، تلاش، پرسیدن، آزمون و خطا و البته ادامه دادن است.
به نظرم مهمترین چیزی که یک نفر در شروع هر مسیری به آن نیاز دارد، این نیست که همه چیز را بداند؛ مهم این است که از شروع کردن نترسد.
ممکن است اولین خبرمان بهترین خبری نباشد که نوشتهایم. ممکن است اولین مصاحبهمان آنطور که تصور میکردیم پیش نرود یا حتی گاهی در میانه راه احساس کنیم هنوز خیلی فاصله داریم تا چیزی که میخواهیم باشیم. اما اگر ادامه بدهیم، هر تجربه میتواند قدمی برای بهتر شدن باشد.
من هنوز یک سال هم نیست که خبرنگار پانا شدهام و شاید برای قضاوت درباره یک مسیر طولانی، این زمان کوتاه باشد؛ اما برای من همین چند ماه کافی بوده تا بفهمم خبرنگاری را دوست دارم و میخواهم بیشتر یاد بگیرم.
حالا وقتی به یک اتفاق نگاه میکنم، فقط خود اتفاق را نمیبینم. به آدمهایی فکر میکنم که در آن حضور دارند، به حرفهایی که شاید شنیده نشده باشند و به روایتی که میتوان از آن ساخت.
شاید این مهمترین تغییری باشد که خبرنگاری در من ایجاد کرده است؛ اینکه یاد گرفتهام کمی بیشتر ببینم، کمی بیشتر بشنوم و قبل از قضاوت، سعی کنم بفهمم.
من هنوز در ابتدای راه هستم و نمیدانم این مسیر دقیقاً به کجا میرسد؛ اما میدانم که میخواهم ادامهاش بدهم.
و شاید اگر دانشآموز دیگری هم امروز مثل من در ابتدای این راه ایستاده، لازم نیست از اینکه تازهکار است خجالت بکشد. همه مسیرها از یک نقطه شروع میشوند؛ مهم این است که شروع کنیم، یاد بگیریم و ادامه بدهیم.
شاید چند ماه دیگر، وقتی به همین روزها نگاه میکنیم، بفهمیم چیزی که آن روزها فقط یک شروع ساده به نظر میرسید، در واقع آغاز یک مسیر بزرگ بوده است.
ارسال دیدگاه