مرثیهای در رثای خواهر خورشید
مرکزی (پانا)- در سوگ بانوی آب و آینه، خبرنگار پانا استان مرکزی با خلق یک اثر شاعرانه در قالب چهارپاره، مرثیهای ماندگار برای حضرت معصومه (س) سروده است. این اثر آیینی با هدف تجدید میثاق با آرمانهای معنوی کریمه اهلبیت (ع) و ابراز همدردی با ساحت مقدس امام رضا (ع) به رشته تحریر درآمده است.
به ضیافت آینهها
در پناهت دلم پناه گرفت
تا که از بودنت بگیرم کام
ماهِ شرقی! محبت بی مرز!
زیر بال تو امنم و آرام
حتم دارند این مهاجرها
در حریم تو وا شود بنبست
ای عزیز دلِ رضا! که شده
قم به تمکین چادرت، سرمست
چه نمکگیر شد ز سفرهی تو
هر که آمد کبوترت بشود
از تو باید برات بستاند
تا حبیب برادرت بشود
خوش به حال رضا که همچون تو
خواهری خوب و مهربان دارد
که پس از او غریب ایران شد
مثل این عشق را جهان دارد؟
قسمت این بود قم شود انگار
خاک آن شیرزن که حکم خدا
عاقبت نیز هم، اجازه نداد
برسد بر وصالگاه رضا ..
میرسیم از چهار سوی جهان
که بگیریم ریسمانش را
با دو بال شکسته میخواهیم
شوق بودن در آسمانش را
آمدم با دلی پر از حسرت
در حریمت پناه میجویم
با نگاهی به گنبدِ نورت
درد دل با ضریح میگویم
گنبدت چلچراغ خورشید است
مایهی روشنایی مایی
در شبِ تار و سرد این دنیا
تو همان نور پاکِ زهرایی
هر که هر صبحدم سلامت داد
غرق اندیشه گشت در یادت
کار ما را مگر تو حل بکنی
قَسمت میدهم به اجدادت
بر خلاف تجرّدت بانو
مهرت آنسوی مهر مادری است
مادری مادری، برای همه
بیگمان عشق تو، سراسری است
قم برایم بهشتِ دلخواهیست
تا بنازم به همجواری تو
این شهادت مبارکم باشد
گر بمیرم ز دوستداری تو
عطر زهرا میان ایوان است
مرقدت امتداد کوثر شد
هر کسی زائرِ حریمت گشت
غرقِ در نور آلِ حیدر شد
صحنِ آیینه، جلوهگاه خداست
از شرابِ حضور، مدهوشند
قطرهای از نگاه تو کافیست
خرقهی نور را که میپوشند
روز محشر که چشمها خیس است
دستِ ما و نگاه لطف شما
شک ندارم که میخری ما را
با همان یک نگاه، روز جزا
میرسد کی به پای آن همه نور
شعر من ای یگانه معصومه ...
باز هم نمیرسد به تو گر
بسرایم هزار منظومه ...
ارسال دیدگاه