عهد خونین؛ از نسل سادات تا پاسداری از انقلاب
مرکزی (پانا) - از قدیم، سینهبهسینه بزرگان چرخیده است که انسانهای صالح جاودانهاند و حالا ما این جاودانگی را با چشمان خود میبینیم؛ جاودانگی مردی از نسل سادات. مردی که تمام زندگی خود را وقف کرد تا ایرانمان آباد بماند و آبادتر شود...
شهید والامقام اسلام و ایران، مردی که تا پای جان برای ایرانِ جان، ایستادگی کرد. آن مرد بزرگی که تمام مردم در حال صحبت در مورد سیرت و شخصیت او هستند، کسی نیست جز رهبر شهید انقلاب سیدعلیحسینیخامنهای.
چند روز دیگر آن مرد از میان ما میرود، میرود تا به دختران مینابیاش سری بزند؛ میرود تا نورِ چشمانش، نوه عزیزش رو ببیند. میگویند شهیدان زندهاند، ولی ما با نبود این رهبر دلسوز که چون پدری برای تمامی ما بود، چگونه کنار بیاییم؟ چگونه نبود ایشان را برای بار دیگر به خودمان گوشزد کنیم؟
کسی که از کودکی، صدای زیبایش در گوشهایمان بود که میگفت: دختران عزیزتر از جانم! حجابتان را حفظ کنید، حجاب و اتحاد را فراموش نکنید؛ چرا که پایه و اساس این دین و انقلاب است.
و حالا که چرخ گردون چرخیده و نوبت به ما رسیده تا جبران کنیم؛ جبران کنیم تمام خستگیهایش را تا جبران کنیم تمام شبها و روزهایی که برای ما و برای کشور عزیزمان زحمت کشید.
باید برخاست تا با صدای بلند بگوییم ما گوش به فرمان شماییم هرچه شما بگویید. باید برخاست تا با مشتهای گره کرده به دشمن بگوییم که نه تنها با ترور و شهید کردن شما خراشی به این دین و به این انقلاب وارد نشد، بلکه ما دانستیم هیچ چیز جز اتحاد کارساز نیست.
بیایید در تشییع باشکوه این مرد بزرگ با تمام وجود بگوییم که این انقلاب پابرجاست؛ گر پدری رفت تفنگ پدری هست هنوز.
ارسال دیدگاه