قلبهای بیقرار در غم سلطان سریر ارتضا
قم(پانا)- شهادت امام رئوف نه تنها خراسان بلکه تمامِ ملت ایران و ساکنان دیار خواهرش کریمه اهل بیت(س) را در سوگ سایهسار خود نشاند.
امروز آسمان خراسان با بارانی از اشک، در سوگ غریبترین آقای این شهر میگرید و در ماتم این عزای جانکاه، جامهٔ سیاه بر تن کرده است. ای پناه بیکسان! شما همان نور حقیقتی هستید که چراغ ایمان را در جان ما روشن و استوار نگه داشته است.
ای تسکینبخش رنجهای بیکران خاکیان! ای که درخشش نام ایران باشکوه بیهمتای حریمت گره خورده است؛ ای شاه خراسان، شهادتت دلهای عاشقانت را به خون نشانده است؛ خونی که با هر قطره اشک ما برای مظلومیتت، رنگینتر و پرشورتر میشود.
ای سایهسار همیشگی ملتِ ایران! اکنون که روح ما در سوگ رفتنت بیقرار و سرگردان است، در خیالمان کنار زائرانت نشستهایم و در گوشهٔ صحن گوهرشاد، همنوا با نالههای جانسوز حرم، یکصدا فریاد میزنیم:
ای صفای قلب زارم؛ هرچه دارم از تو دارم
تا قیامت ای رضا جان؛ سر ز خاکت بر ندارم!
منم خاک درت، غلام و نوکرت؛ مران از در مرا به جان مادرت!
علی موسی الرضا... علی موسی الرضا... علی موسی الرضا...
ای آرامش دلهای آشفته، ضامن دلهای بیقرار ما نیز باش.
ما که از تماشای صحن و سرای حریمت جاماندهایم، چشمانتظار نگاه مهربان تو هستیم. همین که نام تو بر زبان است و سایهٔ کریمهٔ اهلبیت بر سر ما، بزرگترین سعادت است. تنها از تو میخواهیم که این فاصله و دوری را با نگاه پرعنایتت به وصال تبدیل کنید.
آقا، در این روز سنگین، دلمان به هیچکجا بند نیست، جز به ریسمان محبت شما. ما را در این دوری، به حال خود مگذار که بیشما، غربت دنیا سختتر از هر زمانی است. شما خودتان میدانید که اشتیاق زیارت، چه آتشی در دلهایمان افروخته؛ پس نگاهی به این چشمان منتظر بیندازید و ما را، اگرچه از دور، به حریم امن خودتان دعوت کنید.
ارسال دیدگاه