دلنوشته ای به یاد رهبر شهید
قم(پانا) - این روزها در هر مراسم جشنی به یاد نبودنت می افتم که همچون پدری مهربان هوای ما و کشور ما را داشتی تا به اینجا رسیدیم.
بعضی آدمها روی زمین قدم نمیزنند، گویی از ابتدا معلوم است که آسمانی اند؛آرام می آیند و آرام میروند، اما جای پاهایشان تا ابد روی دلِ مردم میماند، اقتدار و مقاومتشان تا ابد در ذهن ها جاویدان است؛تو همان بودی…
همان مردی که خستگی ناپذیر بود و دلیل لبخند مردم، حتی در روزهای سخت. رهبر صدایت میزدند اما برای ما بیشتر شبیه پدر بودی و هستی،پدری که مهرش را پنهان نمیکرد؛برای بچهها خم میشد و به حرف دل مردم گوش میداد.
شما بلد بودی امنیت را با دستان خستهات بسازی؛با قدمهایی که از خواب شبهایت کم میکرد و به آرامش شهرهایمان اضافه می کرد،مرد عمل بودی نه حرف.
ولادت امام رضا(ع) را در آسمان به شما تبریک می گویم. امروز، در حالی که جهان، میلاد پناه بی کسان، امام رضا (ع) را جشن گرفته، جای خالی شما در میان این شکوه، سنگینی میکند. امروز عید است، اما عیدی که بدون حضور گرم و نگاه مهربانت، کمی سرد و بیروح به نظر میرسد. انگار خورشیدِ این جشن، در میان مِه و غبارِ نبودنت، کمی محجوب شده است.
حتی این روزها در تجمعات مردمی، مردم در کنار جشن ولادت، با حضورشان دوباره با شما بیعت میکنند.
از آن صبح غم انگیز که به آغوش خدا پرواز کردی ، دل هایمان مالامال از حسی است که نبودنت را فریاد میزند، دلتنگی و حسرت، حسرتی برای یکبار دیگر دیدنت. اما یاد و محبتت تا ابد در مغز و قلبمان میماند.
این را بدان که با هر بار دیدن تصاویرت دل هایمان دوباره گرم میشود و این برایمان یادآور میشود که شما همیشه و هر جا ما را تماشا میکنی و حواست بهمان هست،حتی در بهشت؛بهشتی که لایقش بودی و به آن رسیدی.
آقا جان،دل هایمان تنگ است؛ برای آن صدای فرمانت،برای آن هیبتت که قدرت و اقتدار را فریاد میزد،برای آن آدم ساده و مهربانی که در وجودش دریایی بی کران از محبت جاری بود.
شما رفتی و کنار دوستان بهشتی ات هستی مانند سردار سلیمانی،سردار حاجی زاده و باقری؛ اما ما مانده ایم با عکس هایی که هر بار نگاهشان میکنیم بغض در گلویمان چنبره میزند و لایه ای اشک چشمانمان را می پوشاند.این اشک همان دلتنگی است که از دل هایمان سرریز شده است.
مردم در میان شادیِ ولادت، از نبودن شما با گریه؛ و با هیبتِ مقاومت، یادتان را گرامی میدارند و نشان میدهند که برنامههای جشن، اگرچه برای امام رضا (ع) است، اما ریشهاش در همان راهی است که شما با خونت ترسیم کردی.
هر قطره از خون پاکت مثل نوری شد که روی شانههای مردم نشست تا یادمان باشد آدم میتواند فدا شود، اما فراموش نشود.
شما شهید شدی،اما اسمِ رفتنت «پایان» نبود، بلکه آغازی بود برای هزاران دلی که یاد گرفتند میشود برای مردم بود، میشود برای امنیت از خودگذشتگی کرد.
و اکنون تنها میتوانم بگویم خوش به حال آسمان، که حالا تو را دارد. آقاجان،دلتنگتیم و حال که شصت و اندی روز از رفتنت میگذرد این دلتنگی بیشتر و بیشتر جلوه گر میشود.
هر کتیبه و عکس در تجمعات، نبودنت را فریاد میزند و دل هایمان را مصمم تر میکند که انتقام بگیریم،انتقام خون پاکت که بی گناه ریخته شد.سال ها برای مردم با جان و دل زحمت کشیدی و ایثار و فداکاری کردی،حال آرام بخواب و بدان که این ملتی که تربیت کردی کشور را پیروز میدان خواهند کرد.
و ما النصر اِلّا من عندالله العزیز الحکیم
ارسال دیدگاه