وطنم، سرزمین همیشه بیدار!

قم (پانا) – وطنم، ای مادر آفتاب‌! ای سرزمین همیشه بیدار، تو را با قامتی می‌نویسم که خمیده شد، تا نهال‌های آزادی قد بکشند و چه خون‌ها که بر سینه‌ ات ریخته شد تا گل‌های لاله، همیشه بهاری بمانند.

کد مطلب: ۱۶۶۵۷۲۹
لینک کوتاه کپی شد
وطنم، سرزمین همیشه بیدار!

ایرانم، وطنم، ای شادترین مادر هستی، ای تازه‌ترین نغمه‌ عشق

تو سبزترین منظره‌ این دنیایی!

در دلت غم دیدی و دم نزدی؛

زخم خوردی، اما پناه مان بودی؛

بی‌مهری دیدی ولی از مهر خود سیراب‌مان کردی.

حرف‌های ناگفته‌ات بسیار است، ولی همیشه سراپا گوش و جانی؛

پر از درد و داغ عزیزی،

اما محکم و پرصلابت ایستاده‌ای

و نمی‌گذاری جهل دشمنان، غباری از اندوه بر دل فرزندانت بنشاند.

 

 

می‌خواهم از تو بنویسم؛

از تو که گمراهی ام را با مهرت رنگ بخشیدی

و پروانه شدن را به من آموختی.

تو حرم امن مایی، همیشه زنده و پاینده باشی.

 

 

ای وطن! ای مادر تاریخ‌ساز!

هر روز تقویمت، نام فرزندانی را در خود جای داده

که برای سربلندی‌ات از جان گذشتند.

آری، آنان همان لاله‌های گلگونی هستند

که نگذاشتند حتی یک وجب از خاک گران بهایت

به دست وطن‌فروشان و منافقان بیفتد.

فرزندانی تربیت کردی که مایه‌ی افتخار و سربلندی‌ات هستند.

تو آرامی، باوقاری، شجاعی، محکم و استواری

و برای همین، چشم طمع دشمنان به توست.

ای مادر آفتاب‌! ای سرزمین همیشه بیدار!

تو را با قامتی می‌نویسم که خمیده شد

تا نهال‌های آزادی قد بکشند.

چه خون‌ها که بر سینه‌ ات ریخته شد

تا گل‌های لاله، همیشه بهاری بمانند.

هر وجب از وجودت، صفحه‌ای از حماسه‌ غیور مردان است؛

تو آموختی که وطن و دفاع از آن، مثل نفس کشیدن است.

میهنم! بر پیشانی‌ات خطی از غم نشسته،

اما چشمانت همواره به فردا دوخته شده است.

فرهنگ تو از خون دیروز و امید امروز،

تار و پودی ابریشمین بافته

که هیچ تیغ نفاقی توان گسستنش را ندارد.

ای کوه‌های استوار! ای دشت‌های صبور!

دشمن نمی داند که هر تیرش به سوی تو،

ریشه‌های ما را در خاک غیرت عمیق‌تر می‌کند.

تو با سکوتت، فریاد ما شدی

و با جراحت‌هایت، مرهم دردهایمان شدی.

 

 

اینک ما، نسلی که در مکتب تو «پروانه شدن» را آموخته‌ایم،

بر بام خانه‌ات ایستاده‌ایم و فریاد می‌زنیم:

هنوز زنده‌ایم و تاریخ‌ساز!

وطن

فقط یک کلمه نیست؛

خانه‌ای‌ست که در دلِ هر کدام‌مان

ساخته شده!

وطن را نمی‌شود نوشت…

باید ساخت، باید کاشت، باید دوست داشت.

وطن!

جایی‌ست که حتی اگر زخمی باشد،

باز هم خانه است…

و خانه را با تمامِ دردها و غم‌هایش، در آغوش می‌کشند.

تو آرامی، اما آرامشی که طوفان می‌آفریند؛

تو مادری، اما مادری که فرزندانش را تا اوج پرواز می‌برد.

تو را می‌ستاییم، ای نگین سبز شرق!

تو را می‌خوانیم، ای همیشه جاوید و همیشه در آغوش!

وطنم، بودن با تو، بزرگ‌ترین افتخار ماست.

ایرانم، وطنم، میهنم، مادرم، همیشه پاینده باشی !

 

 

 

نویسنده : دانش آموز: هستی قربانپور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار