میلاد عشق در سپیدی ایمان
قم(پانا) – حرم حضرت معصومه(س) در سالروز میلاد سیدالشهدا(ع) غرق در شادی و سرور بود.
حرم حضرت معصومه(س) در مه مهربانی فرو رفته بود. هوا بوی دعا میداد و زمین با لطافت خاصی نفس میکشید. از آسمان، برف نمنم میبارید؛ نه تند و سنگین، که آرام و دلبرانه، گویی فرشتگان مشغول پاشیدن تکههای نور بر گنبد طلاییاند. روز سوم شعبان بود، روزی که جهان برای تولد خورشید آزادگی ، از درون روشنتر میشود.
در صحن حرم، صدای صلوات با برخورد آرام دانههای برف بر سنگهای مرمر درآمیخته بود. زائران، هر یک با دلی گرم، زیر چتر آسمان ایستاده بودند و با لبخند به گنبد نگاه میکردند. دانه های برف بر روی شانهها مینشست و بیآنکه سردی بیاورد، گویی که نمادی از رحمت بود. در آن هوای مطهر، سکوتی زیبا موج میزد؛ سکوتی که تنها با ذکر "یا حسین" شکسته میشد.
کودکی در آغوش مادرش، با انگشت کوچک خود به سوی گنبد اشاره کرد؛ گویا میخواست به امام عشق سلام کند. هر دانه برف، همچون صلواتی فرود میآمد بر سر خاکی که بوی ایمان میداد. در چشم زائران، روشنی شوق موج میزد؛ گویی هر دانه برف، بوسهای از آسمان بود بر خاک حرم.
قم، شهر کریمهی اهلبیت، در این روز چنان آرام بود که زمان انگار توقف کرده تا سالروز تولد امام حسین(ع) را نظاره کند. هوا سرد بود، اما دلها گرم و روشن. حرم در آغوش برف نرم، چون مادری که دست بر سر کودکش میکشد، لطیف و آرام نفس میکشید. صدای مداح برخاست و فضا از تکرار نام حسین(ع) لبریز شد:
"السلام عَلَی المَولودِ فی الثالثِ مِن شَعبان..."
و جوانانی که با عشق به حرم آمده و دسته گلهایی که سعادت زوج ها را در زندگی مشترک از مولایمان حسین(ع) می طلبیدند.
هر دانه برف، ذکری بود و هر نفس، شکر نعمتی بیپایان. در آن لحظه، زمین و آسمان در یک نقطه یکی شده بودند و آن نقطه، نقطهای به نام عشق بود، به نام حسین(ع).
ارسال دیدگاه