«پانا» در آستانه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور میکند؛ قسمت نوزدهم
بازگشت پروانهها به خانه؛ از «باغ کیانوش» تا جستوجوی دوباره برای سینمای کودک آینده
تهران (پانا) - سیوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در شرایطی برگزار شد که این رویداد پس از نزدیک به چهار دهه فعالیت، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف جایگاه خود بود. جشنوارهای که روزگاری مهمترین محل معرفی فیلمهای کودک ایران محسوب میشد، حالا باید در برابر تغییرات سینما، تغییر ذائقه مخاطبان و گسترش رسانههای جدید، مسیر تازهای پیدا میکرد. فیلمهایی چون «باغ کیانوش»، «آپاراتچی»، «ببعی قهرمان» و دیگر آثار حاضر در این دوره نشان دادند سینمای کودک ایران همچنان میان خاطره گذشته و نیازهای نسل جدید در حرکت است.
سیوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در سال ۱۴۰۴ برگزار شد؛ دورهای که بیش از آنکه تنها یک رویداد سالانه باشد، فرصتی برای مرور مسیر طیشده و بررسی آینده سینمای کودک و نوجوان به شمار میرفت.
جشنواره در آستانه سیوهشتمین دوره خود، نزدیک به چهار دهه تجربه را پشت سر گذاشته بود؛ چهار دههای که در آن نسلهای مختلفی از فیلمسازان، بازیگران و مخاطبان با این رویداد همراه شده بودند.
اما گذر زمان، پرسشهای تازهای را نیز ایجاد کرده بود. سینمای کودک امروز باید با چه زبانی با مخاطب ارتباط برقرار کند؟ آیا تجربههای موفق گذشته میتوانند پاسخگوی کودکان امروز باشند؟ و نقش جشنواره در این میان چیست؟
دوره سیوهفتم؛ تلاش برای بازسازی یک ارتباط قدیمی
سیوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان بار دیگر تلاش کرد بر اهمیت حضور مخاطب کودک تأکید کند.
یکی از تفاوتهای اصلی این جشنواره با بسیاری از رویدادهای سینمایی، جایگاه ویژه کودکان و نوجوانان در آن است. در این جشنواره، کودک تنها مخاطب نهایی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند دیدهشدن و ارزیابی آثار است.
حضور داوران کودک و نوجوان، برنامههای مرتبط با مخاطبان کمسنوسال و توجه به تجربه آنان، از ویژگیهایی است که در طول سالهای مختلف به هویت این جشنواره تبدیل شده است.
با این حال، حفظ این ارتباط در شرایط جدید، نیازمند شناخت دقیقتر نسل امروز است؛ نسلی که با تلفن همراه، شبکههای اجتماعی، بازیهای دیجیتال و انواع محتواهای تصویری بزرگ میشود.
«باغ کیانوش»؛ بازگشت به ماجراجویی نوجوانانه
یکی از آثار شاخص دوره سیوهفتم، «باغ کیانوش» به کارگردانی رضا کشاورز حداد بود؛ فیلمی که به دنیای نوجوانان نزدیک میشد و تلاش داشت فضایی ماجراجویانه برای این گروه سنی خلق کند.
یکی از نیازهای مهم سینمای نوجوان، ساخت داستانهایی است که نوجوان را در مرکز اتفاقات قرار دهد. نوجوان باید شخصیت اصلی قصه باشد؛ کسی که تصمیم میگیرد، تجربه میکند و مسیر داستان را تغییر میدهد.
«باغ کیانوش» در همین مسیر قرار میگرفت؛ تلاش برای بازگشت به یکی از عناصر مهم سینمای نوجوان یعنی ماجراجویی.
ماجراجویی در سینمای کودک و نوجوان فقط به معنای اتفاقهای بزرگ و هیجانانگیز نیست؛ بلکه میتواند درباره کشف خود، شناخت جهان اطراف و عبور از یک مرحله زندگی باشد.
«آپاراتچی»؛ پیوند سینما و خاطره
از دیگر آثار مورد توجه این دوره، «آپاراتچی» به کارگردانی علی طاهرفر بود؛ فیلمی که با فضای سینما و خاطرات فرهنگی پیوند داشت.
حضور چنین آثاری در جشنواره کودک و نوجوان، نشان میدهد این رویداد تنها به داستانهای مستقیم درباره کودکان محدود نیست. برخی فیلمها میتوانند از مسیر علاقه به سینما، هنر و فرهنگ، با مخاطب نوجوان ارتباط برقرار کنند.
سینما برای نوجوان میتواند علاوه بر سرگرمی، راهی برای شناخت تاریخ، جامعه و تجربههای انسانی باشد.
البته در چنین آثاری، مانند همیشه یک پرسش مهم وجود دارد؛ اینکه زبان فیلم تا چه اندازه با مخاطب نوجوان هماهنگ شده و آیا نوجوان امروز میتواند با فضای داستان ارتباط برقرار کند یا نه.
«ببعی قهرمان»؛ ادامه مسیر پویانمایی ایرانی
یکی از مهمترین اتفاقهای سینمای کودک در سالهای اخیر، رشد تولید آثار پویانمایی بوده است. «ببعی قهرمان» نیز در همین مسیر قرار میگرفت؛ تلاشی برای ساخت اثری سرگرمکننده برای مخاطب کودک.
پویانمایی این امکان را در اختیار فیلمسازان قرار میدهد که جهانهایی بسازند که در سینمای زنده دشوارتر هستند. شخصیتهای حیوانی، فضاهای تخیلی و موقعیتهای غیرواقعی، میتوانند بستری مناسب برای روایت داستانهای کودکانه باشند.
اما موفقیت پویانمایی تنها به ظاهر جذاب یا تکنیک وابسته نیست. داستان، شخصیتپردازی و توانایی ایجاد ارتباط احساسی با مخاطب، همچنان عناصر اصلی موفقیت هستند.
رشد این حوزه نشان میدهد سینمای کودک ایران در سالهای اخیر به اهمیت جهانسازی و خلق شخصیتهای ماندگار توجه بیشتری پیدا کرده است.سینمای نوجوان؛ همچنان حلقهای نیازمند توجه
یکی از موضوعاتی که در دوره سیوهفتم جشنواره نیز مانند سالهای گذشته مورد توجه قرار گرفت، مسئله سینمای نوجوان بود.
اگرچه عنوان جشنواره همواره «کودکان و نوجوانان» بوده است، اما در بسیاری از دورهها سهم آثار ویژه نوجوانان کمتر از فیلمهای کودک بوده است. این در حالی است که نوجوانان گروهی مستقل با نیازها و دغدغههای متفاوت هستند.
نوجوان امروز با پرسشهای تازهای درباره هویت، آینده، خانواده، جامعه و جایگاه خود در جهان روبهرو است. بنابراین فیلم نوجوان نمیتواند تنها نسخهای بزرگتر از فیلم کودک باشد؛ بلکه باید زبان، شخصیتها و فضای مخصوص خود را داشته باشد.
تجربه دورههای مختلف جشنواره نشان داده است هر زمان فیلمسازان نوجوان را جدی گرفتهاند، آثار متفاوتی شکل گرفته است؛ آثاری که توانستهاند میان دغدغههای واقعی این گروه سنی و جذابیت سینمایی تعادل برقرار کنند.
جشنواره سیوهفتم نیز بار دیگر این ضرورت را یادآوری کرد که تقویت بخش نوجوان، یکی از مسیرهای مهم آینده سینمای کودک و نوجوان ایران است.
بخش بینالملل؛ ادامه یک مأموریت قدیمی
بخش بینالملل جشنواره در دوره سیوهفتم نیز مانند گذشته یکی از بخشهای مهم این رویداد بود.
حضور فیلمهایی از کشورهای مختلف، علاوه بر ایجاد فضای رقابت، فرصتی برای شناخت تجربههای متفاوت سینمای کودک در جهان فراهم میکند.
سینمای کودک در کشورهای مختلف مسیرهای گوناگونی دارد؛ برخی کشورها بر پویانمایی و خلق جهانهای فانتزی تمرکز کردهاند، برخی به مسائل اجتماعی کودکان میپردازند و برخی دیگر ترکیبی از سرگرمی و آموزش را دنبال میکنند.
برای سینمای کودک ایران، آشنایی با این تجربهها میتواند زمینهای برای یادگیری و گفتوگو ایجاد کند؛ البته به شرط آنکه ارتباط با سینمای جهان تنها به چند روز جشنواره محدود نشود.
جشنواره زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که علاوه بر نمایش فیلمها، زمینه تبادل تجربه میان فیلمسازان، کارشناسان و مخاطبان را نیز فراهم کند.
از جشنواره تا اکران؛ مسئلهای که همچنان باقی است
با وجود تلاش برای برگزاری موفق جشنواره، یکی از چالشهای قدیمی سینمای کودک همچنان پابرجا بود؛ چالش دیدهشدن فیلمها پس از پایان جشنواره.
سالهاست که بسیاری از آثار کودک و نوجوان در جشنواره مورد توجه قرار میگیرند، اما در مسیر اکران عمومی با دشواریهایی روبهرو میشوند.
این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا مخاطب کودک برخلاف بسیاری از مخاطبان بزرگسال، معمولاً از مسیر تبلیغات معمول سینما تصمیم به تماشای فیلم نمیگیرد.
خانوادهها، مدارس، رسانهها و نهادهای فرهنگی نقش مهمی در معرفی فیلمهای کودک دارند. بنابراین موفقیت یک اثر کودک نیازمند برنامهای فراتر از تولید و نمایش جشنوارهای است.
جشنواره میتواند آغاز معرفی یک فیلم باشد، اما ادامه مسیر نیازمند حمایتهای گستردهتر است.
سیوهفتمین دوره؛ میان تجربه گذشته و آینده پیشرو
مرور دوره سیوهفتم جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان نشان میدهد این رویداد پس از نزدیک به چهار دهه همچنان با یک مأموریت مهم روبهرو است؛ حفظ ارتباط میان سینما و نسل جدید کودکان و نوجوانان.
فیلمهایی مانند «باغ کیانوش»، «آپاراتچی»، «ببعی قهرمان» و دیگر آثار این دوره نشان دادند که سینمای کودک ایران همچنان ظرفیت تجربه مسیرهای مختلف را دارد.
در یک سو، تلاش برای ساخت جهانهای تازه، پویانمایی و آثار سرگرمکننده دیده میشود و در سوی دیگر، توجه به تجربههای واقعی کودکان و نوجوانان.
اما آینده این سینما بیش از هر چیز به شناخت مخاطب وابسته است.
کودک امروز همان کودک چند دهه قبل نیست. او با جهان گستردهتری از تصاویر و داستانها روبهرو است و برای جذب او، سینمای کودک باید علاوه بر حفظ هویت فرهنگی، به زبان روز نیز توجه کند.
جمعبندی؛ سیوهفت سال تجربه و یک پرسش همیشگی
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در پایان دوره سیوهفتم، میراثی طولانی از تجربه، خاطره و فیلمهای ماندگار در اختیار داشت.
از نخستین دورهها تا امروز، این جشنواره بارها تغییر کرده است؛ شهرهای مختلف را تجربه کرده، شیوههای اجرایی متفاوتی داشته و با شرایط اجتماعی گوناگون روبهرو شده است.
اما یک پرسش در تمام این سالها ثابت مانده است: چگونه میتوان سینمایی ساخت که کودک ایرانی خود را در آن ببیند؟
پاسخ به این پرسش تنها در جشنواره یا یک فیلم خلاصه نمیشود. این مسیر به همکاری فیلمسازان، سیاستگذاران فرهنگی، مدارس، خانوادهها و صنعت سینما نیاز دارد.
پروانههای زرین در طول این سالها به فیلمهای بسیاری اهدا شدهاند، اما ارزش واقعی آنها زمانی آشکار میشود که فیلمها بتوانند از قاب جشنواره عبور کنند و در خاطره کودکان باقی بمانند.
در قسمت بیستم و پایانی این پرونده، به جمعبندی نزدیک به چهار دهه جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، مهمترین فراز و فرودهای این رویداد و مسیری که تا سیوهشتمین دوره طی کرده است، پرداخته میشود.
ارسال دیدگاه