وقتی یک تراژدی به دغدغه‌ای برای نجات جان دیگران تبدیل می‌شود

تهران (پانا) - حبیب احمدزاده کارگردان و پژوهشگر سینما با رجوع به خاطراتش از تولید مستند «خون طلایی آمنه» گفت.

کد مطلب: ۱۷۴۵۳۴۶
لینک کوتاه کپی شد
وقتی یک تراژدی به دغدغه‌ای برای نجات جان دیگران تبدیل می‌شود

جلسه نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم مستند «خون طلایی آمنه» با حضور حبیب احمدزاده، کارگردان، دکتر مصطفی مقدم، پزشک فداکار و از قهرمانان این فیلم، مجید شتی، تدوینگر و رامتین شهبازی، منتقد سینما در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

 ابتدای این نشست رامتین شهبازی، منتقد و کارشناس سینما، درباره مستند «خون طلایی آمنه» گفت: موضوع این فیلم برای من تکان‌دهنده و در عین حال تازه بود؛ چراکه پیش از این درباره مسئله خون‌های نادر اطلاعاتی نداشتم. در فیلم «خون طلایی آمنه» صورت مسئله، یعنی موضوع خون‌های نادر برای مخاطب ناشناخته است و ماجرای مرحوم آمنه عباسی و اتفاقاتی که برای او رخ داده نیز به شکل‌گیری ساختار دراماتیک فیلم کمک کرده است.

او ادامه داد: این فیلم به‌صورت معمول می‌توانست با یک شیوه کلاسیک روایت شود، اما کارگردان موضوع را دراماتیزه کرده و در کنار برخورد حسی مخاطب با اثر، اطلاعات پزشکی را نیز در دل روایت به او ارائه داده است.

شهبازی افزود: بحث اخلاق برای من در سینمای مستند به موضوعی جدی تبدیل شده است و این مسئله از همان سال‌های اولیه ظهور سینمای مستند، همواره مطرح بوده است. در اشکال مختلف سینمای مستند نیز این موضوع به شیوه‌های گوناگون مورد توجه است. «خون طلایی آمنه» جدا از بُعد انسانی که به تلاش‌های دکتر مقدم و تیم همراه او اختصاص دارد، می‌تواند موجب ایجاد انگیزه برای اهدای خون شود.

خون‌های نادر؛ خدمتی ویژه برای نجات جان بیماران

در ادامه دکتر مصطفی مقدم، پزشک و از شخصیت‌های حاضر در این مستند، نیز گفت: خوشحالم که پیام انسانیت و کرامت انسانی از طریق این فیلم مستند در اختیار شهروندان قرار می‌گیرد. وظیفه من به‌عنوان پزشک این است که افرادی که نیاز به تزریق خون دارند، دوران سخت خود را پشت سر بگذارند و خدمات مناسبی به آن‌ها ارائه شود. تیم ما در سازمان انتقال خون، گروهی خدمتگزار مردم است.

وی ادامه داد: یکی از خصوصیات دکتر احمدزاده به‌عنوان فیلمساز، پافشاری بر اصول و اعتقادات خود است و خوشبختانه در زمینه رسیدن به هدف خود نیز موفق بوده است. زمانی که او تصمیم به ساخت این فیلم گرفت، ابتدا مخالفت کردم؛ چراکه فکر می‌کردم در مسیری که موضوع فیلم به آن اختصاص دارد، خللی ایجاد می‌شود. علاوه بر این، من نیز علاقه‌ای به دیده شدن و قرار گرفتن مقابل دوربین نداشتم.

مقدم با اشاره به وضعیت اهدای خون در کشور بیان کرد: در سازمان انتقال خون، کمتر از سه درصد جمعیت کشور اهدای خون انجام می‌دهند، اما همچنان  این موضوع بسیار ارزشمند است و به افزایش کیفیت زندگی شهروندان ایرانی کمک می‌کند. برنامه خون‌های نادر معمولاً در کشورهای صنعتی اجرا می‌شود و اکنون ۲۳ کشور عضو این برنامه هستند. ایران تنها کشور در حال توسعه در میان اعضای این برنامه است.

او افزود: این موضوع مربوط به تأمین خون نادر برای افراد جامعه است که یک درصد از جمعیت کل کشور را دربرمی‌گیرد. در فیلم، متأسفانه با فوت دختر ۲۳ ساله‌ای مواجه هستیم. انگیزه من از فعالیت در این حرفه، نجات جان هموطنان و جلوگیری از تکرار ماجرایی است که برای شخصیت این فیلم رخ داد و این موضوع را وظیفه خود می‌دانم.

مقدم یادآور شد: خدمات مربوط به خون‌های نادر در کشورهای دارای تشکیلات انتقال خون، از جمله خدمات ویژه محسوب می‌شود و در هر کشوری نمی‌توان نمونه‌ای از آن را پیدا کرد. حدود ۳۹ گروه خون نادر توسط سازمان انتقال خون شناسایی شده است و به همین دلیل عنوان «خون طلایی» برای آن انتخاب شده است. خوشبختانه در ایران زیرساخت‌های لازم برای شناسایی مشکل خون‌های نادر پایه‌ریزی شده است.

مقدم در پایان گفت: از دکتر اعلا، که از افراد مهم در تشکیل سازمان انتقال خون بودند و سازمانی مدرن را پایه‌گذاری کردند، یاد می‌کنم. خوشبختانه ایشان همچنان در قید حیات هستند و برایشان طول عمر آرزومندم.

روایتی که از یک مزار آغاز شد

در ادامه حبیب احمدزاده، کارگردان مستند «خون طلایی آمنه»، درباره شکل‌گیری ایده ساخت این فیلم توضیح داد: ۱۰ سال قبل، به واسطه حضور در منزل پدری به بوشهر رفته بودم. زمانی که به مزار پدرم رفتم، در مزار فرد دیگری با یک واقعه مواجه شدم و تحت تأثیر قرار گرفتم. دختری به نام آمنه به‌تازگی درگذشته بود و پدر او من را شناخت و از من خواست به منزل‌شان بروم.

او ادامه داد: پدر آمنه از من خواست اگر فردی را می‌شناسم که عازم اسپانیا است، پیام تشکر خانواده را به افرادی که برای نجات جان دخترشان تلاش کرده بودند، برساند. آن زمان برای فیلم «معجزه بناسان» عازم اتریش بودیم.

از این کشور به اسپانیا رفتیم و به دنبال فردی بودیم که با مرکز انتقال خون باسک در اسپانیا در تماس باشد تا پیام این خانواده را به آن‌ها برساند.

احمدزاده گفت: آن زمان هنوز هدفی برای ساخت این فیلم نداشتیم و تنها به دنبال خوشحال کردن خانواده آن مرحوم بودیم. چند سال گذشت و هر زمان با خانواده آقای عباسی مواجه می‌شدم، از نگاه پدر خانواده متوجه می‌شدم که علاقه دارد این موضوع در قالب فیلم روایت شود.

این کارگردان افزود: در ابتدا سازمان انتقال خون با ساخت این فیلم مخالف بود؛ چراکه مجموعه اقدامات صورت‌ گرفته توسط این سازمان باعث حیات‌ بخشی به افراد زیادی شده است، اما ما در فیلم به فردی می‌پرداختیم که متأسفانه نجات پیدا نکرده بود. با این حال، خوشبختانه در نهایت این دوستان از نتیجه نهایی فیلم رضایت داشتند. ضمن اینکه باید اشاره کنم مجید شتی، تدوینگر این فیلم، نقش مهمی در به ثمر رسیدن و نتیجه نهایی این اثر داشته است.

فیلمسازی برای جلوگیری از تکرار یک تراژدی

احمدزاده در ادامه با اشاره به بخشی از تجربه شخصی خود گفت: زمانی که ۱۵ ساله بودم، جنگ ایران و عراق آغاز شد. روزی در همان ایام، در خانه یکی از همسایه‌ها به کتابی از مارک تواین برخوردم. در کتاب جمله‌ای وجود داشت که می‌گفت خدا احمق‌ها را در دو گروه اول و دوم تقسیم کرده است و تعداد این افراد آن‌قدر زیاد است که در یک گروه جا نشده‌اند. بعدها متوجه شدم اگر به فردی به چشم احمق نگاه کنیم، ممکن است خودمان نیز جزو همین دسته، اما متعلق به گروه دیگری باشیم.

وی افزود: در واقع، این موضوع باعث ایجاد آرامش کاذب در فرد می‌شود و جلوی رشد او را خواهد گرفت. اکثر فیلمسازان به دنبال حضور در جشنواره‌ها هستند و اگر تعدادی جایزه مهم دریافت کنند، این موضوع باعث می‌شود فکر کنند به نقطه اوج حرفه خود رسیده‌اند. اما برای من فیلم‌‌سازی به نوعی دیگر معنا پیدا می‌کند. ما این فیلم را با این انگیزه ساختیم که اجازه ندهیم اتفاق‌های تلخی مانند ماجرای آمنه برای دیگران رخ دهد.

احمدزاده بیان کرد: زمانی که این فیلم را ساختم، به سازمان تأمین اجتماعی رفتیم و فیلم را به آقای دکتر سالاری، رئیس این سازمان، نشان دادیم تا موضوع تشخیص خون نادر به‌صورت رایگان و از بدو تولد انجام شود. تلاش داشتم کاری انجام دهم تا مخاطب احساس کند اگر در این راه قدم برندارد، تفاوتی با مقصران مرگ آمنه نخواهد داشت.

سپس مجید شتی، تدوینگر این مستند، نیز درباره ساختار نیمه‌ دراماتیک فیلم گفت: تدوین این فیلم حدود دو سال طول کشید. اولین نمایش آن در اسفند ۱۴۰۳ بود و تدوین نهایی تا مرداد ۱۴۰۵ به طول انجامید. تفاوت عمده این اثر با دیگر کارها این بود که ما در ابتدا به‌دشدت با فقر متریال تصویری مواجه بودیم و هنوز مصالح لازم در اختیارمان قرار نگرفته بود. با این حال، از ابتدا می‌دانستیم که فیلم دارای چه نوع ساختار دراماتیکی خواهد بود.

وی در پایان گفت: فیلم ساختن به معنای صرف، هیچ‌گاه دغدغه آقای احمدزاده نبوده است و برای او برخورداری از پیامی برای انتقال به مخاطب، دغدغه اصلی است. از اولین جلسه‌ای که این فیلم به نمایش درآمد، همواره دوستانی از سازمان انتقال خون نیز حضور داشتند و مردم مشتاق به اهدای خون بودند.

«خون طلایی آمنه» ۵ مهرماه در قالب برنامه یک روز با مستند روی پرده رفت.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار