«قصه‌های هومن و جناب‌خان»؛ نمونه‌ای قابل‌تأمل از کمدی مدرن در تلویزیون ایران

تهران (پانا) - طی چند ماه گذشته، تیم سازنده برنامه «هزار و یک» این بار با برنامه‌ای در قالبی متفاوت با نام «قصه‌های هومن و جناب خان» به شبکه نسیم آمده بودند؛ برنامه‌ای که در عین حفظ عناصر هویتی اصلی برنامه «هزار و یک»، فرم و محتوایی کاملاً متفاوت و داستانی ارائه می‌داد.

کد مطلب: ۱۷۴۴۲۹۴
لینک کوتاه کپی شد
«قصه‌های هومن و جناب‌خان»؛ نمونه‌ای قابل‌تأمل از کمدی مدرن در تلویزیون ایران

هرچند با پخش تنها یک فصل از برنامه، شاید ارزیابی آن کمی زود به نظر برسد، اما به نظر می‌رسد این برنامه نشانه‌هایی از امیدواری را به وجود آورد که شاید بعد از مدت‌ها بالاخره بتوانیم یکی دیگر از نمونه‌های موفق در ژانر سیتکام را از قاب تلویزیون مشاهده کنیم. تولیدات سیتکام در جهان جزو پرطرفدارترین برنامه‌های تلویزیونی هستند، اما در ایران اغلب با شکست مواجه می‌شوند. به همین دلیل، تجربه «هزار و یک» در ورود به این ژانر در این زمان و تولید «قصه‌های هومن و جناب خان» می‌تواند تجربه‌ای قابل تأمل برای تحلیل بیشتر این موضوع باشد.

«قصه‌های هومن و جنابخان» را شاید بتوان یکی از نمونه‌های مؤثر کمدی مدرن در تلویزیون ایران دانست؛ برنامه‌ای که نه بر پایه شوخی‌های دم دستی رایج، بلکه بر اساس شبکه‌ای از طنز و شوخی‌، بداهه‌پردازی، تعلیق احساسی و تغییر ریتم، که بر بستر مشترکات فرهنگی و زیست جمعی لایه‌های متوسط و میانی و بعضاً پایین‌تر جامعه (حتی سختی‌ها و دردهای مشترک مردم معمولی) سوار شده، عمل می‌کرد. این برنامه با استفاده از شخصیت چندلایه جناب خان و میان‌داری هومن حاجی‌عبداللهی، موفق شد مدلی از کمدی تولید کند که هم برای اقشار مختلف قابل درک است و هم قابلیت تحلیل جدی‌ و تحلیلی‌تر دارد. چرا که کمدی تلویزیونی در ایران بسیاری اوقات از یک ناهمگونی و عدم توازن رنج برده است. یعنی یا برای بخش بزرگی از جامعه قابل درک نبوده و درگیر نوعی روشنفکری غیرمخاطب ‌پسند می‌شده، یا از طرف دیگر برعکس در بیشتر اوقات به سطح می‌رسیده است و به شوخی‌های سطحی و لحظه‌ای وابسته می‌شده است.

جناب خان به عنوان مرکز اصلی برنامه، بارها و بارها از چندین فصل «خندوانه» تا آیتم‌های «قاچ» و یا برنامه‌هایی که به‌عنوان مهمان در آن‌ها حضور داشته، مانند «جام آرزوها» یا برنامه «۹۰»، تجربه‌های متفاوت و نقدهای گوناگونی را پشت سر گذاشته است. با این حال، کم ‌لطفی است اگر به حضور پرقدرت او در روزهایی که می‌دانیم چقدر سخت و دشوار می‌گذرد، اشاره نکنیم. حضور در مدل جدیدی که فرم و محتوای آن تغییر یافته، اما همچنان  DNA «هزار و یک» را با خود دارد، که حتی می‌توان گفت چنین تغییر فرم پر ریسکی تا حدی جسارت تیم طراح و برنامه‌ساز را، آن هم در شرایط کنونی نشان می‌دهد.

این بار محمد بحرانی، جناب‌خان را در فضای دیگری به ما نشان می‌داد؛ فضایی که با جایگاه معمول و روتین برنامه‌های پیشین، که جناب‌خان اغلب در میان تماشاچی‌ها دیده می‌شد، تفاوت داشت. این تفاوت تنها به فضای اجرایی برنامه محدود نمی‌شد؛ می‌شد فهمید که این کمدی، در عین سادگی و برخورداری از روح بداهه‌پردازی، کاملاً بر پایه یک سیتکام استاندارد مهندسی شده بود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که به چشم می‌آمد، تنظیم ریتم کمدی و نظام ارجاعات طنز در «قصه‌های هومن و جناب‌خان» بود. این ساختار جدید برنامه را می‌توان در قالب کمدی ارجاعات مشاهده کرد؛ تکنیکی که اساساً بر پایه‌ی Set-up و Pay-off (به معنی کاشتن و برداشتن) شکل می‌گیرد. شوخی‌ها در این برنامه حافظه دارند؛ یک شوخی کاشته می‌شود، رشد می‌کند، چند بار بازمی‌گردد و در نهایت به انفجار کمدی می‌رسد. دقیقاً همان تکنیک کلاسیک sitcom writing که در سیتکام‌های بزرگ دنیا نیز وجود دارد. جناب‌خان یک کلمه، تکیه‌کلام، سوءتفاهم یا رفتار کوچک را به‌سادگی وارد قصه می‌کرد، اما در طول اپیزود بارها به آن بازمی‌گشت و هر بار معنای جدیدی به آن می‌داد. این دقیقاً همان چیزی است که در تکنیک Running Gag اتفاق می‌افتد؛ جایی که یک شوخی یا عنصر تکرارشونده، در طول روایت بارها بازمی‌گردد و در نهایت می‌تواند به ستون اصلی یک موقعیت کمدی تبدیل شود. بحرانی با به‌کارگیری موضوعات آشنا برای مخاطب، مانند رفتارهای روزمره مردم، توانست ضمن رعایت چارچوب‌های عرفی جامعه، این تکنیک‌ها را به شکلی ایرانی و متناسب با فضای فرهنگی مخاطب اجرا کند.

یکی دیگر از مهم‌ترین ویژگی‌های جناب خان، توانایی حرکت ناگهانی از شوخی به احساس است. در بسیاری از لحظات، برنامه از طنز به سمت نوستالژی، دلتنگی یا حتی نوعی غم اجتماعی حرکت می‌کرد و مخاطب با این تغییر لحن ناگهانی، آشنا و همراه است. این تکنیک در کمدی مدرن بسیار ارزشمند است؛ زیرا شخصیت را انسانی می‌کند. او حافظه دارد، احساس دارد، درد دارد، گاهی تندخو می‌شود، بدهکار می‌شود، لبو می‌فروشد، عاشق می‌شود و گاهی هم خطا و تقلب می‌کند، و اساساً همین چند بعدی بودن ماندگارش کرده است. این مورد مثلاً در قسمت میناب خودش را به شکلی برجسته نشان می‌داد و اثرش را بر مخاطب ‌گذاشت و به نوعی تخلیه عاطفی یا کاتارسیس منجر شد.

یکی از نقاط قوت برنامه، نوع حضور هومن حاجی‌عبداللهی است. او که سال‌ها کار با عروسک را در پرونده کاری خود دارد، تلاش نمی‌کرد مرکز توجه باشد؛ بلکه فضای قصه را برای جناب خان باز می‌‌گذاشت و در عین حال حواسش به همه چیز بود. او با سکوت‌‌های مشخص، نگاه‌ها، خنده‌های حساب شده و واکنش‌های نیمه بداهه‌اش، به شوخی‌ها عمق می‌داد. در واقع هومن ضرب ‌آهنگ عاطفی برنامه را تنظیم می‌کرد.

«قصه‌های هومن و جناب خان» نمونه‌ای قابل نقد و بررسی از کمدی در تلویزیون ایران است. موفقیت نسبی آن هم فقط حاصل محبوبیت یک عروسک نیست؛ بلکه نتیجه ترکیب عناصر مختلفی چون ارجاعات فرهنگی،

ریتم تنظیم شده و هوش احساسی در کمدی است. شاید یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های آن ارائه شوخی‌های بی‌تعارف قابل لمس باشد، که در کوچه و خیابان‌ و بین مردم معمولی هم دیده می‌شود. این موضوع حتی در ساخت دکور برنامه که یک خانه مجردی معمولی در کف تهران است هم دیده می‌شود.

امیدواریم در آینده پرداخت مجموعه قوی‌تر شده و سیر کلی صعودی داشته باشد، و امیدواری دیگر اینکه با الگو برداری از رویکرد مدیران شبکه نسیم، سایر تصمیم سازان تلویزیون هم که بعضاً سختگیری‌های غیر ضروری در مورد شوخی‌ها و موضوعات اجتماعی دارند، اجازه بدهند که فضای برنامه‌ها و دیالوگ‌ کاراکترهای مختلف بیشتر به فضای واقعی اجتماع و مردم عادی نزدیک شود.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار