محمود توسلیان*
شجریان؛ صدایی که به حافظه چند نسل پیوند خورد
تهران (پانا) - راز ماندگاری محمدرضا شجریان را نمیتوان تنها در قدرت صدا یا مهارت او در آواز جستوجو کرد. آثار او برای چندین نسل از ایرانیان به بخشی از زندگی، خاطرات شخصی و حافظه تاریخی تبدیل شدهاند؛ آثاری که مردم نهفقط آنها را شنیدهاند، بلکه با آنها زندگی کردهاند.
بخش مهمی از آثار استاد محمدرضا شجریان در قالب آلبوم، نوار کاست، رادیو و تلویزیون و بعدتر فایلهای صوتی در دسترس چندین نسل قرار گرفت. بنابراین این صدا فقط در سالن کنسرت یا محافل تخصصی موسیقی شنیده نشد؛ در خانهها، سفرها، جمعهای خانوادگی و خلوت افراد نیز حضور داشت.
در نتیجه، یک آواز میتوانست به یک اتفاق شخصی «وصل» شود؛ یک سفر، یک دوستی، یک عشق، یک فقدان، دوران دانشجویی یا حتی خانهای که دیگر وجود ندارد.
یکی از تفاوتهای مهم شجریان با خوانندهای که صرفاً ترانه اجرا میکند، انتخاب شعر است. حافظ از عشق و فراق میگوید؛ اخوان از سرمای زمانه؛ ابتهاج از عشق، اندوه و امید و مولانا از شور و رهایی. این شعرها فقط متعلق به یک لحظه نیستند؛ هر نسل میتواند آنها را به زندگی خودش وصل کند.
برای مثال، وقتی کسی سالها بعد آواز شجریان در «زمستان است» را میشنود، ممکن است فقط شعر اخوان را نشنود؛ ممکن است زمستان زندگی خودش را نیز به یاد بیاورد.
یک اثر هنری میتواند از زمینه اولیه خود جدا شود و به بخشی از حافظه تاریخی تبدیل شود. نمونه مهم آن آلبوم «سپیده» است. موسیقی استاد محمدرضا لطفی و شعر زندهیاد هوشنگ ابتهاج، همراه با اجرای شجریان، به اثری تبدیل شد که با فضای اجتماعی و سیاسی سالهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ و پس از آن پیوند خورد.
آلبوم «بیداد» نیز که در میانه دهه ۱۳۶۰ منتشر شد، برای بسیاری از شنوندگان با فضای اجتماعی و فرهنگی آن دوران تداعی پیدا کرد. اینجا دیگر فقط خود شعر یا موسیقی اهمیت ندارد؛ زمان شنیدن اثر نیز به بخشی از معنای آن تبدیل میشود.
شجریان معمولاً شعر را با نوعی فاصله و وقار میخواند. او کمتر تلاش میکند احساس را به شکل مستقیم به شنونده تحمیل کند. این ویژگی اهمیت زیادی دارد. اگر خواننده بیش از اندازه احساس را به شنونده تحمیل کند، ممکن است اثر به یک تجربه مشخص و محدود تبدیل شود؛ اما وقتی خواننده فضای خالی باقی میگذارد، شنونده احساس خودش را در آن جای میدهد.
به همین دلیل ممکن است یک نفر آلبوم «رباعیات خیام» را با حس جوانی و پرسشهای فلسفی به یاد بیاورد و دیگری همان صدا را با پدر یا مادرش و فضای خانه کودکی پیوند بزند. اثر یکی است، اما خاطرهها متفاوتاند.
شجریان همزمان «شخصی» و «جمعی» بود
این شاید مهمترین دلیل ماندگاری او باشد. صدای او میتوانست در یک اتاق، برای یک نفر، کاملاً شخصی باشد؛ اما همان صدا برای هزاران نفر دیگر نیز خاطره مشترک بسازد.
این دو سطح بهطور همزمان وجود دارند:
خاطره شخصی: «این آواز مرا یاد فلان آدم میاندازد.»
خاطره جمعی: «این آواز مرا یاد فلان دوره تاریخی میاندازد.»
هنرمندان معدودی میتوانند همزمان در این دو سطح حضور داشته باشند. آلبوم «زمستان است» نمونه بسیار خوبی است. شعر زندهیاد مهدی اخوان ثالث اساساً شعری درباره یک فصل نیست؛ «زمستان» در آن به وضعیت اجتماعی و انسانی نیز اشاره دارد.
وقتی شجریان این شعر را در آلبوم «زمستان است» اجرا کرد، شعر از صفحه کتاب وارد فضای شنیداری نسل جدیدی شد. در اینجا سه زمان روی هم قرار میگیرند: زمان شعر اخوان، زمان اجرای شجریان و زمان زندگی شنونده. همین همنشینی باعث میشود یک اثر بتواند برای نسلهای مختلف، خاطرههای متفاوت تولید کند.
دلیل دیگر، کیفیت «قابل بازگشت» آوازهای اوست. بعضی موسیقیها متعلق به یک دورهاند و با تغییر مد روز، جذابیتشان کمتر میشود؛ اما آواز شجریان تا حد زیادی وابسته به مد نیست، زیرا سه عنصر در آن به هم پیوند خوردهاند: شعر ماندگار، موسیقی ریشهدار و صدای صاحبشخصیت.
به همین دلیل یک جوان میتواند امروز همان اثری را بشنود که پدرش سی سال پیش شنیده است و هر دو، با وجود تفاوت تجربههایشان، چیزی در آن پیدا کنند.
شجریان برای بسیاری از ایرانیان «صدای یک نفر» نیست؛ صدای خاطرات فردی و جمعی است. راز ماندگاری شجریان این است که صدای او آنقدر ظرفیت داشته که هر نسل بخشی از زندگی خودش را در آن جای دهد.
یک اثر هنری زمانی وارد حافظه جمعی میشود که مردم فقط آن را نشنوند، بلکه با آن زندگی کنند. بعضی آوازهای شجریان چنین سرنوشتی پیدا کردهاند. آنها دیگر فقط «آواز» نیستند؛ ظرف خاطرهاند.
هر بار که دوباره پخش میشوند، گذشته را دقیقاً همانطور که بوده بازنمیگردانند، بلکه گذشته را از دریچه زندگی امروز شنونده دوباره میسازند. شاید به همین دلیل است که صدای شجریان برای چند نسل، همزمان میتواند صدای حافظه، صدای یک دوره تاریخی و صدای خاطره شخصی یک انسان باشد.
ارسال دیدگاه