بازیگر ۱۲ ساله نمایش «بر موج دلدار» در گفت‌وگو با پانا:

بازیگری برای یک نوجوان؛ از علاقه تا مسئولیت روی صحنه

سید پارسا میراحدی: انرژی تماشاگر را چند برابر به او برمی‌گردانم

تهران (پانا) - نمایش «بر موج دلدار» به نویسندگی و کارگردانی میثم شمسیان، روایتی نزدیک به زندگی مستند یک جانباز اعصاب و روان است؛ شخصیتی که بخشی از رنج او نه در آسیب‌های جسمی، بلکه در زخم‌های روحی و مواجهه دشوار جامعه با شرایطش شکل گرفته است. سید پارسا میراحدی، بازیگر ۱۲ ساله این نمایش، در این اثر نقش کودکیِ عباس را ایفا می‌کند؛ نقشی که به گفته خودش، به دلیل تفاوت‌های جدی میان او و شخصیت مورد نظر، نیازمند مشاهده و شناخت دقیق رفتارهای عباس بوده است.

کد مطلب: ۱۷۴۱۰۳۴
لینک کوتاه کپی شد
بازیگری برای یک نوجوان؛ از علاقه تا مسئولیت روی صحنه

«بر موج دلدار» تلاش می‌کند بخشی از زندگی و رنج‌های یک جانباز اعصاب و روان را از زاویه‌ای ملموس و انسانی روایت کند؛ روایتی که در آن، علاوه بر دردهای جسمی، آسیب‌های روحی، سوءبرداشت‌های اجتماعی و طردشدن از سوی مردم نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. سید پارسا میراحدی که از پنج‌سالگی وارد کلاس‌های بازیگری شده و تجربه حضور در سینما و تئاتر را دارد، در این نمایش با ایفای نقش کودکیِ عباس، با موقعیتی متفاوت از تجربه‌های پیشین خود مواجه شده است. او در گفت‌وگو با پانا از مسیر کوتاه اما جدی خود در بازیگری، نگاهش به مسئولیت بازیگر، تجربه حضور در «بر موج دلدار» و همچنین مشکلات اقتصادی و رسانه‌ای تئاتر سخن گفت.

از پنج‌سالگی بازیگری را آغاز کردم و به‌تدریج وارد تئاتر شدم

 لطفاً خودتان را معرفی کنید و از آغاز فعالیت هنری، مسیر حرفه‌ای و مهم‌ترین تجربه‌هایی که در تئاتر داشته‌اید بگویید. چگونه به گروه نمایش «بر موج دلدار» پیوستید؟

سید پارسا میراحدی هستم، ۱۲ ساله‌ام و از پنج‌سالگی در کلاس‌های بازیگری شرکت کردم. تاکنون در چند فیلم مانند «آکتور»، «بی‌مادر» و «تخته سیاه» بازی کرده‌ام و بعد از آن به‌تدریج وارد عرصه تئاتر شدم. در چند نمایش از جمله «بیگ‌بنگ»، «گنجشک» و «پیک‌نیک در میدان جنگ» نیز بازی کردم تا اینکه نوبت به نمایش «بر موج دلدار» رسید و به این گروه پیوستم.

بازیگر باید نقش را زندگی کند، نه اینکه فقط آن را اجرا کند

در سال‌هایی که در تئاتر فعالیت کرده‌اید، چه چیزی بیش از همه شما را به ادامه این مسیر ترغیب کرده است و امروز مهم‌ترین دغدغه شما به‌عنوان یک بازیگر چیست؟

چیزی که بیشتر از همه من را به بازیگری ترغیب می‌کند، لحظه‌ای است که روی صحنه می‌روم. من در آن لحظه نمی‌خواهم فقط نقشم را بازی کنم؛ می‌خواهم آن را زندگی کنم. مهم‌ترین دغدغه‌ام هم این است که انرژی‌ای را که تماشاگر به من می‌دهد، چندین برابر به خودش برگردانم.

بازیگری برای من از یک علاقه جدی شروع شده و می‌خواهم آن را حرفه‌ای ادامه دهم

بازیگری برای شما بیشتر یک حرفه است، یک علاقه شخصی یا نوعی مسئولیت اجتماعی؟ این نگاه چه تأثیری بر انتخاب نقش‌هایتان داشته است؟

 بازیگری برای من بیشتر از اینکه یک حرفه باشد، یک علاقه جدی است؛ البته دوست دارم در آینده آن را به شکل حرفه‌ای دنبال کنم. به همین دلیل دوست دارم نقش‌های متفاوت‌تری را انتخاب کنم تا بتوانم این حرفه را جدی‌تر و حرفه‌ای‌تر ادامه بدهم.

حالا می‌دانم پشت یک اثر خوب، زحمت افراد زیادی وجود دارد

 مهم‌ترین تفاوتی که میان بازیگری در ابتدای مسیر حرفه‌ای‌تان و شرایط امروز احساس می‌کنید چیست و چه چیزهایی در این سال‌ها برای یک بازیگر دشوارتر شده است؟

در روزهای اول فقط بازیگری را دوست داشتم و از آن لذت می‌بردم، اما الان فهمیده‌ام که بازیگری یک حرفه بسیار سخت است. حالا می‌دانم پشت یک اثر خوب، زحمت افراد زیادی وجود دارد؛ بازیگر زحمت می‌کشد، کارگردان زحمت می‌کشد، عوامل تدارکات زحمت می‌کشند و افراد مختلف برای شکل گرفتن یک اثر تلاش می‌کنند. من نمی‌خواهم این زحمت‌ها را خراب کنم و همین مسئله باعث شده مسئولیت بیشتری نسبت به کارم احساس کنم.

رنج روحی عباس چیزی بود که من را به نقش جذب کرد

نخستین مواجهه شما با نمایش «بر موج دلدار» چگونه بود و چه چیزی در موضوع و فضای این اثر باعث شد بازی در آن را بپذیرید؟

چیزی که من را به این نقش جذب کرد، این بود که عباس فقط درد جسمی ندارد؛ او از یک درد روحی هم عذاب می‌کشد که مردم نمی‌فهمند چیست. همین موضوع برای من جذاب بود. از طرف دیگر، بازی کردن نقش کودکیِ یک جانباز برای من تجربه‌ای متفاوت و جذاب بود و باعث شد این نقش را بپذیرم.

برای رسیدن به عباس باید رفتارهای او را دقیق می‌دیدم

شخصیت شما در «بر موج دلدار» چه ویژگی‌هایی دارد و برای رسیدن به این شخصیت چه مراحلی را در تمرین‌ها پشت سر گذاشتید؟

شخصیت من با عباس تفاوت زیادی داشت. برای همین باید تک‌تک رفتارهای عباس را می‌دیدم تا بتوانم به شخصیت کودکی او نزدیک شوم. تلاش کردم رفتارها و ویژگی‌های او را دقیق ببینم و بر اساس آن، نقشم را شکل بدهم.

باید بخشی از زندگی عباس را بدون اغراق روایت می‌کردم

نمایش بر اساس زندگی تقریباً مستند یک جانباز اعصاب و روان شکل گرفته است. مواجهه با چنین سوژه‌ای چه مسئولیتی برای شما به‌عنوان بازیگر ایجاد می‌کرد؟

مسئولیتش بسیار سنگین بود. من باید بخشی از زندگی عباس را روایت می‌کردم و برایم مهم بود که این روایت بدون اغراق باشد. وقتی قرار است بخشی از زندگی یک انسان واقعی و شرایط خاص او روی صحنه روایت شود، بازیگر باید نسبت به آنچه انجام می‌دهد مسئولیت بیشتری داشته باشد.

«بر موج دلدار» درد روحی و طردشدن جانباز را ملموس‌تر نشان می‌دهد

به نظر شما «بر موج دلدار» درباره جانبازان اعصاب و روان چه چیزی را مطرح می‌کند که ممکن است در روایت‌های معمول کمتر دیده شده باشد؟

چیزی که نمایش «بر موج دلدار» روایت می‌کند، برای من بسیار ملموس‌تر از بسیاری از نمایش‌های دیگر است. در این نمایش درد روحی جانباز، در کنار درد جسمی او، بیشتر دیده می‌شود. همچنین طرد شدن از سوی مردم و برخورد جامعه با چنین فردی، موضوعی است که در این نمایش به شکل ملموس‌تری به ما نشان داده می‌شود.

کمبود سالن، حمایت مالی و دستمزد، همگی از مشکلات تئاتر هستند

با توجه به تجربه‌ای که در سال‌های اخیر داشته‌اید، مهم‌ترین مشکل امروز تئاتر ایران را چه می‌دانید؛ کمبود سالن، حمایت مالی، دستمزد بازیگران، تولید اثر یا مسئله‌ای دیگر؟

همه این موارد مشکل تئاتر ما هستند؛ هم کمبود سالن، هم حمایت مالی و هم دستمزد بازیگران. اگر حمایت مالی وجود نداشته باشد، بازیگر نمی‌تواند به‌راحتی سر تمرین‌ها حاضر شود و باید همزمان به فکر معیشت خودش هم باشد. از طرف دیگر، مردم برای دیدن تئاتر خوب به سالن مناسب نیاز دارند و یک تئاتر خوب هم به سالن خوب، نور مناسب، دکور مناسب و بازیگری نیاز دارد که فرصت کافی برای تمرین داشته باشد.

فشار معیشتی می‌تواند تمرکز بازیگر و کیفیت اثر را کاهش دهد

بسیاری از گروه‌های تئاتری برای رسیدن به اجرای عمومی با مشکلات مالی و امکاناتی مواجه‌اند. این شرایط چه تأثیری بر کیفیت تولید و وضعیت معیشتی بازیگران گذاشته است؟

طبیعی است که وقتی بازیگر با مشکلات معیشتی مواجه باشد، نمی‌تواند صددرصد حواس و تمرکزش را روی تئاتر بگذارد و باید به فکر زندگی و معیشت خودش هم باشد. گاهی این مشکلات باعث می‌شود یک اثر اصلاً به مرحله اجرا نرسد و اگر هم به اجرا برسد، ممکن است اثری کم‌کیفیت تولید شود.

بعضی آثار به دلیل مشکلات مالی اصلاً به اجرای عمومی نمی‌رسند

به نظر شما چرا برخی آثار نمایشی با وجود داشتن موضوع و کیفیت قابل توجه، نمی‌توانند فرصت کافی برای دیده‌شدن و اجرای عمومی پیدا کنند؟

 بسیاری از کارها به دلیل مشکلات مالی اصلاً به اجرای عمومی نمی‌رسند. بعضی آثار هم که به اجرا می‌رسند، به دلیل نداشتن رسانه مشخص و امکان تبلیغ مناسب، اصلاً دیده نمی‌شوند. بنابراین فقط تولید یک اثر خوب کافی نیست؛ اثر باید امکان معرفی و دیده‌شدن هم داشته باشد.

سالن‌های مناسب باید با قیمت قابل دسترس در اختیار گروه‌ها قرار بگیرند

برای بهبود وضعیت تئاتر، چه نوع حمایت‌هایی از سوی نهادهای دولتی، سالن‌ها و بخش خصوصی می‌تواند به شکل عملی به گروه‌ها و هنرمندان کمک کند؟

 به نظرم سازمان‌های دولتی باید بخشی از امکانات و سالن‌های خوب را با قیمت مناسب در اختیار گروه‌های تئاتری قرار دهند تا امکان تولید و اجرای آثار بیشتر شود. از طرف دیگر، نهادهای خصوصی هم می‌توانند به‌عنوان اسپانسر از گروه‌های تئاتری حمایت کنند. اگر این حمایت‌ها شکل عملی پیدا کند، بخشی از مشکلات مالی گروه‌ها کاهش پیدا می‌کند.

فضای مجازی امروز مهم‌ترین مسیر تبلیغ بسیاری از آثار است

رسانه‌ها و فضای مجازی امروز چه نقشی در معرفی یک نمایش و جذب مخاطب دارند و آیا یک گروه تئاتری می‌تواند بدون حضور رسانه‌ای مؤثر، مخاطب قابل توجهی پیدا کند؟

با توجه به اینکه مردم در سال‌های اخیر بخش زیادی از وقت خود را در فضای مجازی می‌گذرانند، به نظرم بهترین جا برای تبلیغ هر اثر، فضای مجازی است. رسانه و فضای مجازی می‌توانند باعث شوند نمایش بیشتر دیده شود و مخاطب با آن آشنا شود. به همین دلیل، برای یک گروه تئاتری حضور رسانه‌ای مؤثر اهمیت زیادی دارد.

رسانه می‌تواند مستقیماً بر فروش و ادامه اجرای یک نمایش اثر بگذارد

به نظر شما رسانه تا چه اندازه می‌تواند مستقیماً بر اقتصاد یک نمایش، از فروش بلیت و افزایش مخاطب گرفته تا ادامه اجرای آن، تأثیر بگذارد؟

به نظر من رسانه صددرصد می‌تواند مستقیماً بر اقتصاد یک نمایش تأثیر بگذارد. تبلیغات رسانه‌ای می‌تواند باعث فروش بیشتر و افزایش مخاطب شود و در نتیجه احتمال ادامه اجرا در شب‌های بیشتر هم افزایش پیدا کند. وقتی مخاطب یک اثر را بیشتر ببیند و درباره آن اطلاعات داشته باشد، امکان استقبال از اجرا نیز بیشتر می‌شود.

آثار پرسر‌وصدا به دلیل نام عوامل بیشتر دیده می‌شوند

آیا فکر می‌کنید رسانه‌ها در معرفی آثار تئاتری میان نمایش‌های پرسر‌وصدا و آثار کمترشناخته‌شده توازن لازم را برقرار می‌کنند؟ چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد؟

 خیر. به نظر من نمایش‌های پرسر‌وصدا به دلیل نام عوامل و بازیگرانشان بیشتر تبلیغ می‌شوند. در مقابل، نمایش‌هایی هم هستند که ارزشمندند، اما تبلیغات درست و مناسبی برایشان شکل نمی‌گیرد و به همین دلیل فرصت کافی برای دیده‌شدن پیدا نمی‌کنند.

رسانه باید به جای تمرکز صرف بر نام‌ها، خود نمایش را معرفی کند

اگر قرار باشد رسانه‌ها نقش مؤثرتری در رونق اقتصادی تئاتر داشته باشند، از نظر شما چه تغییراتی در شیوه معرفی، نقد و پوشش خبری آثار نمایشی باید ایجاد شود؟

به نظر من رسانه‌ها باید از معرفی صرفِ نام بازیگران و عوامل فاصله بگیرند و بیشتر خود نمایش و داستان آن را به مخاطبان معرفی کنند. اگر مخاطب بداند یک نمایش درباره چیست و چه چیزی قرار است روی صحنه ببیند، بهتر می‌تواند با اثر ارتباط برقرار کند. به نظرم این شیوه منصفانه‌تر است و می‌تواند فرصت بیشتری برای دیده‌شدن آثار مختلف ایجاد کند.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار