از بوسه دختر بر دستان پدر تا هشدار درباره ورشکستگی سینما/ داودنژاد نشاندار شد
تهران (پانا) - علیرضا داودنژاد در مراسمی صمیمانه و با حضور جمعی از سینماگران، نشان درجه یک هنری دریافت کرد؛ آیینی که از ستایش جسارت و تجربهگرایی این فیلمساز تا انتقاد صریح او از سانسور، ناامنی بازار و گسست میان سینما و زندگی را دربرگرفت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی پانا، مراسم اهدای نشان درجه یک هنری به علیرضا داودنژاد، کارگردان فیلمهای «نیاز» و «مصائب شیرین»، بعدازظهر یکشنبه ۲۲ شهریورماه همزمان با روز ملی سینما در سالن سیفالله داد سازمان سینمایی برگزار شد.
رائد فریدزاده، همایون اسعدیان، منوچهر شاهسواری، ابوالحسن داودی، علیرضا رئیسیان، منوچهر محمدی، اصغر رفیعیجم، محمدعلی فارسی، محمدرضا داودنژاد، زهرا داودنژاد، سیدمازیار هاشمی، علیرضا تابش، محمد حمیدیمقدم و جمعی از مدیران و چهرههای سینمایی در این مراسم حضور داشتند. اجرای برنامه نیز برعهده کامران ملکی، نایبرئیس انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی، بود.
«نیاز»، نشان مردمی داودنژاد بود
محمدمهدی طباطبایینژاد، معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی، در ابتدای مراسم با تبریک روز ملی سینما، از خاطره همراهی خود با داودنژاد در حدود ۲۰ سال قبل سخن گفت و سینما را فراتر از شغل و حرفه، «پیشه» او دانست.
وی تأکید کرد دریافت نشان درجه یک هنری چیزی بر فضیلتهای داودنژاد نمیافزاید، زیرا این فیلمساز سالها قبل با ساخت فیلم «نیاز»، نشان خود را از مردم گرفته است.
همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، نیز خود را شاگرد داودنژاد خواند و از جسارت او در تجربه کردن مسیرهای تازه تمجید کرد. به گفته او، داودنژاد هرچه باتجربهتر شده، جسارت بیشتری برای عبور از شیوههای امتحانشده پیدا کرده است؛ ویژگیای که اگر در کلیت سینمای ایران جریان داشت، میتوانست شرایط متفاوتی برای این هنر رقم بزند.
اسعدیان همچنین به تجربه تازه داودنژاد در استفاده از هوش مصنوعی اشاره کرد و آن را نشانهای از تداوم روحیه جستوجوگر و تجربهگرای این فیلمساز دانست.
اصغر رفیعیجم، فیلمبردار پیشکسوت سینما، از نقش داودنژاد در کشف و پرورش استعدادها سخن گفت و یادآور شد که انتخاب او برای فیلمبرداری، در شکلگیری مسیر حرفهایاش تأثیر داشته است.
فراستی: «نیاز» از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است
مسعود فراستی، منتقد سینما، علیرضا داودنژاد را نهفقط از چهرههای شاخص سینمای پس از انقلاب، بلکه از افتخارات تاریخ سینمای ایران معرفی کرد.
او فیلم «نیاز» را یکی از ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینمای ایران از نگاه خود دانست و گفت حتی آثاری از داودنژاد که مورد پسندش نبودهاند، از ویژگیهای یک اثر سینمایی برخوردارند و نمیتوان ارزش هنری آنها را انکار کرد.
فراستی، داودنژاد را سینماگری واقعی توصیف کرد و گفت: «بدترین فیلمش هم سینماست.»
منوچهر شاهسواری، تهیهکننده سینما، نیز از پیوند میان خیال و مهارت در آثار داودنژاد سخن گفت. او روحیه عبور از تجربههای گذشته را یکی از مهمترین ویژگیهای این کارگردان دانست و تأکید کرد داودنژاد هیچگاه در دانستههای خود متوقف نمیشود و همواره آنها را تغییر میدهد و از نو میآزماید.
شاهسواری، داودنژاد را هنرمندی دانست که در تصویر خود، ایران را میبیند و اندیشه، گذشته، آینده و خیال را با عشقی عمیق به این سرزمین پیوند میزند.
فیلمسازی برای خانوادهای به نام ایران
ابوالحسن داودی، کارگردان و فیلمنامهنویس، با بیان اینکه خود را مدیون داودنژاد میداند، گفت حتی اختلافنظرهای صنفی نیز مانع آموختن او از این سینماگر نشده است.
وی از روح عارفانه داودنژاد یاد کرد و گفت برخی درسهای او شاید در لحظه درک نشوند، اما با گذشت زمان معنا و تأثیرشان در زندگی آشکار میشود.
ابوالفضل صادقنژاد، دبیر شورای ارزشیابی هنرمندان، نیز عشق را مهمترین واژه برای توصیف رابطه داودنژاد با سینما دانست و از او بهعنوان فیلمساز خانوادهای به نام ایران یاد کرد. به گفته او، اهدای نشان درجه یک هنری افزودن عنوانی به کارنامه این فیلمساز نیست، بلکه قدردانی از سالها تلاش و حضور او در سینمای ایران است.
سعید مطلبی، کارگردان و فیلمنامهنویس، که به دلیل کسالت امکان حضور در مراسم را نداشت، در پیامی داودنژاد را «مجنون سینما» خواند و گفت این داودنژاد است که به عناوین اعتبار میبخشد، نه عناوین به او.
منوچهر محمدی، تهیهکننده سینما، نیز با اشاره به آشنایی مشترک خود و داودنژاد با مرحوم علی صفایی حائری، از تأثیر آن تجربه بر نگاه و آثارشان سخن گفت. او عشق به سینما و استقبال از تجربههای تازه را دو ویژگی مهم داودنژاد برشمرد و ورود این کارگردان به حوزه هوش مصنوعی را ادامه طبیعی همین روحیه دانست.
جایی که زندگی با سینما تماس پیدا میکند
روحالله حسینی، معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی، سخنان خود را بر چگونگی نگاه داودنژاد به سینما متمرکز کرد و گفت برای ادای احترام واقعی به یک هنرمند، نباید تنها به فهرست آثار و جوایز او اکتفا کرد، بلکه باید دریافت او چگونه فیلم میسازد و چه نسبتی میان دوربین و واقعیت برقرار میکند.
وی با اشاره به مسیر فیلمسازی داودنژاد از «مصائب شیرین» تا «روغن مار»، استفاده جسورانه او از موبایل و حضور در دل واقعیت را مورد توجه قرار داد؛ شیوهای که در آن مرز میان بازی و زندگی کمرنگ میشود.
حسینی، خانواده را یکی از عناصر مهم و ایرانی سینمای داودنژاد دانست؛ خانوادهای که در آثار او صرفاً نقش بازی نمیکند، بلکه بهعنوان شاهد و بخشی از واقعیت مقابل دوربین قرار میگیرد. به اعتقاد او، درست در همین نقطه است که زندگی با سینما تماس پیدا میکند.
علیرضا رئیسیان نیز داودنژاد را به نقطه پرگار در مرکز یک دایره تشبیه کرد؛ فیلمسازی که در مدار خود موضوعها، آدمها و آثار متعددی را پرورش داده و توانسته است میان حرفهای بودن و تجربهگرایی تعادل برقرار کند.
یاد رضا و روایت یک پرسش دشوار
در بخشهای مختلف این مراسم، یاد زندهیاد رضا داودنژاد گرامی داشته شد و حاضران با ذکر صلوات از او یاد کردند.
محمدعلی فارسی، مستندساز، در بیان وجه مشترک علیرضا داودنژاد و شهید مرتضی آوینی، خاطرهای از روزهای بیماری رضا داودنژاد و انتظار برای پیوند عضو روایت کرد. او گفت داودنژاد در آن روزها با این پرسش اخلاقی روبهرو بود که چرا نجات فرزندش باید در گرو از دست رفتن انسانی دیگر باشد.
فارسی، وجه مشترک این دو سینماگر را پیش از هر ویژگی حرفهای، انسان بودن آنها دانست.
محمدرضا داودنژاد، برادر کوچکتر علیرضا داودنژاد، نیز او را استاد زندگی و سینما معرفی کرد و گفت مهمترین درسهایی که از برادرش آموخته، عشق، معرفت و مرام بوده است.
او با اشاره به توصیه داودنژاد برای یادگیری سیستم استانیسلاوسکی توضیح داد که چند سال برای فراگیری این شیوه وقت گذاشته است تا بازیگر مقابل دوربین صرفاً بازی نکند، بلکه زندگی کند.
بوسه زهرا داودنژاد بر دستان پدر
یکی از احساسیترین لحظات مراسم به قرائت یادداشت زهرا داودنژاد برای پدرش اختصاص داشت. او از علیرضا داودنژاد بهعنوان پدری یاد کرد که پس از درگذشت مادرش، از هفتسالگی تاکنون همزمان نقش پدر و مادر را در زندگی او برعهده داشته است.
زهرا داودنژاد در این یادداشت، پدرش را «ننهآقا» خطاب کرد و از مقاومت و پایداری او در برابر دشواریهای زندگی گفت؛ پدری که حتی در لحظات اختلاف و دوری نیز حضورش در زندگی فرزندان احساس میشد.
او در پایان یادداشتش نوشت قصه زندگیاش با مادری که همیشه غایب بوده و پدری که همیشه حضور داشته، آغاز شده است. این بازیگر پس از خواندن متن، مقابل پدرش زانو زد و بر دستان او بوسه زد.
داودنژاد زمانه خود را به چالش میکشد
رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، داودنژاد را فیلمسازی دانست که تنها فرزند زمانه خود نیست، بلکه زمانه را به چالش میکشد و آثاری میسازد که سالها بعد نیز با شرایط جامعه ارتباط برقرار میکنند.
او فیلم «خلع سلاح» را نمونهای از این ویژگی دانست و گفت داودنژاد تجربه فردی و زیسته خود را به خانوادهاش گسترش میدهد تا زندگی را ثبت کند.
فریدزاده همچنین به توجه زودهنگام داودنژاد به هوش مصنوعی اشاره کرد و گفت این فیلمساز زمانی به ظرفیتهای فناوری جدید فکر میکرد که هنوز استفاده از آن میان عموم فراگیر نشده بود.
رئیس سازمان سینمایی در بخش دیگری از سخنانش، واکنش داودنژاد به خبر درگذشت بهرام بیضایی را یادآوری کرد و گفت او با بغض خواستار بازگرداندن پیکر این هنرمند به ایران شده بود. فریدزاده هشدار داد خانه فرهنگ و هنر ایران بهتدریج از حضور هنرمندان بزرگ خود تهی میشود و پاسداشت سرمایههای انسانی اهمیتی دوچندان یافته است.
در ادامه، نشان درجه یک هنری با حضور رائد فریدزاده، همایون اسعدیان، منوچهر شاهسواری، ابوالحسن داودی و محمدمهدی طباطبایینژاد به علیرضا داودنژاد اهدا شد.
هشدار داودنژاد درباره ورشکستگی سینما
علیرضا داودنژاد پس از دریافت نشان درجه یک هنری، سخنان خود را به بررسی مشکلات سینمای ایران اختصاص داد و سانسور و ناامنی بازار را دو چالش تاریخی این سینما دانست.
او گفت این دو مسئله میان سینما و زندگی فاصله انداختهاند و نتیجه آن، رها شدن سینمایی جداشده از واقعیت در بازاری ناامن است. به باور او، حتی اگر روی کاغذ از ورشکستگی سینما سخن گفته نشود، واقعیت بازار وضعیت دیگری را نشان میدهد.
داودنژاد با اشاره به کاهش ارتباط مخاطبان با آثار سینمایی تأکید کرد وقتی مردم فیلمها را متعلق به خود و زندگیشان نمیدانند، طبیعی است که از سینما فاصله بگیرند.
او مشکلات اکران و از بین رفتن مفهوم پیشین «اکران دوم» را از دیگر مسائل موجود دانست و افزود سینمای ایران برای ادامه حیات به امنیت شغلی، بازار سامانیافته و امکان فعالیت حرفهای نیاز دارد.
جهان امروز، جهان تصویر و صداست
این کارگردان با اشاره به گسترش جهان صوتی و تصویری گفت بخش بزرگی از زندگی انسان امروز به قلمرو تصویر و صدا منتقل شده و سینما برای بقا باید نقش و جایگاه خود را در این جهان تازه بازتعریف کند.
داودنژاد تجربه زیسته را یکی از ارکان شکلگیری ارتباط مخاطب با اثر دانست و تأکید کرد فیلمی که هیچ نسبتی با زندگی، مشاهدهها و تجربههای مردم نداشته باشد، نمیتواند با آنان ارتباطی واقعی برقرار کند.
وی گفت اگر قرار است ایران منظومه هنری و رسانهای قدرتمندی داشته باشد، چارهای جز ایجاد رابطهای صمیمیتر میان زندگی ایرانی و سینمای ایرانی وجود ندارد.
داودنژاد در پایان، آموزش، پژوهش، کاهش ممیزیهای پیچیده، ایجاد امنیت برای تولید و سامان دادن به بازار را از ضرورتهای امروز سینمای ایران برشمرد و یادآور شد مدرسه ملی سینما که زمانی با هدف توجه به این نیازها راهاندازی شده بود، در نهایت تعطیل شد.
ارسال دیدگاه