علی رویین تن در گفت و گو با پانا:
حماسه در فرهنگ ایرانی زنده است؛ جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به فتوت نیاز دارد
تهران (پانا) - علی روئینتن، کارگردان سینما با اشاره به ریشههای حماسی در فرهنگ ایرانی معتقد است سوگ در این فرهنگ همواره با مفهوم ایستادگی و ماندگاری همراه بوده و هنر میتواند بستری برای بازگشت به مفاهیمی چون فتوت، انسانیت و وفاق اجتماعی باشد.
در روزهایی که بحث هویت فرهنگی، همبستگی اجتماعی و نقش هنر در ارزشهای ملی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است، بسیاری از هنرمندان با حضور در بین مردم زمینه ساز اتفاقات جالبی بودند ، آنها نشان دادند فاصلهای بین هنرمند و مردم عادی در روزهای سخت وجود ندارد. در این گفتوگو به موضوعاتی چون جایگاه حماسه در فرهنگ ایرانی، نقش هنر در ایجاد وفاق، مفهوم فتوت و نسبت آن با جامعه امروز پرداخته ایم.
علی روئین تن کارگردان و تهیه کننده سینما در این گفتوگو پانا با تأکید بر ریشههای حماسه در فرهنگ ایران، از ضرورت گفتوگو میان سلایق مختلف، نقش هنر در نزدیکتر کردن مردم، اهمیت فتوت در مناسبتهای اجتماعی و همچنین نسبت هنر با هویت ایرانی میگوید و معتقد است آثار هنری زمانی ماندگار خواهند شد که با باورها و فرهنگ مردم پیوند داشته باشند.
در بخشی از نگاه شما به جامعه و هنر، مفهوم حماسه جایگاه ویژهای دارد. این نگاه از کجا شکل گرفته است؟
یک اتفاقی در فرهنگ ملی ایران وجود دارد که ما گاهی وسط این جریانها و اتفاقها یادمان میرود فرهنگ ملیمان چیست و ما چه کسی هستیم. ایرانی جماعت هر جایی که خون به ناحق ریخته شود، آن خون را تا ابد پاس میدارد.
از جوشیدن خون سیاوش که به نامردی ریخته شد تا خون امام حسین(ع)، ما هزار و چند صد سال است که ریختن خون امام حسین(ع) را با حماسه برگزار میکنیم. در فرهنگ ایرانی سوگ همیشه با حماسه همراه است و حماسه ماندگار میشود.
برای اینکه آدم بتواند خوشبخت باشد، باید حماسه را درک کند. انسان معاصر غرق روزمرگی است و دنبال یک فطرت حماسی، یک حال حماسی و یک معنای عمیقتر میگردد.
به نظرم اگر جوانها و مردم را رها کنیم، این حماسهها ماندگار میمانند، چون ریشه دارند. خیلی از جریانهای فکری مختلف هم در نهایت دنبال یک معنا هستند؛ چیزی که آدم را از سطح زندگی روزمره بالاتر ببرد.
شما بارها درباره مفهوم وفاق و نزدیک شدن آدمها صحبت کردهاید. هنر چه نقشی در این زمینه دارد؟
من احساس کردم همه این جریانها و اختلاف نظرها شاید فقط زیر یک پرچم بتوانند کنار هم قرار بگیرند. ما نباید آدمها را تقسیمبندی کنیم. کار ما این نیست که راز آدمها را کشف کنیم و دربارهشان حکم بدهیم.
من دنبال آدمهایی هستم که بتوانند مردم را مردم کنند. مردم یعنی همه این تضادها، همه این تفاوتها.
گاهی ما یادمان میرود چطور با هم حرف بزنیم. یک جایی باید یاد بگیریم با آدمها، با جوانها، حتی با مخالف خودمان، با زبان منطق و احترام حرف بزنیم.
من تجربه دانشگاه داشتم. گاهی آدمهایی را میدیدم که دیگران دربارهشان قضاوت کرده بودند، اما وقتی با آنها صحبت میکردم میدیدم چه فطرت پاکی دارند. وقتی با آدمها درست حرف بزنی، میتوانی ارتباط ایجاد کنی.
یکی از مفاهیمی که زیاد درباره آن صحبت میکنید «فتوت» است. چرا این مفهوم برای شما مهم است؟
من احساس میکنم جامعه امروز به فتوت نیاز دارد. فتوت در فرهنگ ما خیلی بزرگ است؛ از گذشته تا امروز.
جامعهای که فتوت داشته باشد، اخلاق در آن شکل میگیرد، باورهای زیبا در آن رشد میکند. ما باید یاد بگیریم کنار هم باشیم، کمک کنیم و انسان بودن را جدی بگیریم.
امروز گاهی یک نفر نمیتواند از دیگری کمک بخواهد، چون میترسد قضاوت شود. در حالی که فتوت یعنی همین که آدمها پناه هم باشند.
شما درباره ابراهیم هادی هم صحبت کردهاید. چرا این شخصیت برای شما اهمیت دارد؟
من پنجشنبهها که گاهی به بهشت زهرا میروم، به قطعه شهدا و مزار ابراهیم هادی سر میزنم. آنجا یک شاعرانگی خاصی وجود دارد. آدمهایی با نگاههای مختلف میآیند؛ آدمهایی که شاید از نظر فکری خیلی شبیه هم نباشند، اما آنجا یک نقطه مشترک پیدا میکنند.
من فکر میکنم ابراهیم هادی یک نقطه وفاق است. جامعه امروز ما نیاز به همین نگاه دارد؛ اینکه آدمها را از روی ظاهر یا دستهبندیها قضاوت نکنیم.
نگاه شما به هنر و مردم چه ارتباطی با این موضوع دارد؟
من در تئاتر یاد گرفتم که اگر تماشاگر سراغ ما نیامد، ما باید سراغ تماشاگر برویم. ما تئاتر میبردیم روستاها اجرا میکردیم و در این ارتباط مستقیم فهمیدم مردم چقدر وسعت دارند.
من دلم میخواهد سینمای ایرانی داشته باشم، ادبیات ایرانی داشته باشم؛ اثری که باور و فرهنگ ایرانی در آن حضور داشته باشد.
ارسال دیدگاه