وقتی جنابخان خانهنشین میشود؛ روایتی از یک تغییر در جهان نمایشی
تهران (پانا) - اهمیت لوکیشن و دکور در یک برنامه تلویزیونی، تنها به زیبایی بصری آن محدود نمیشود. دکور، نخستین پل ارتباطی میان برنامه و مخاطب است؛ فضایی که با رنگها، چیدمان و جزئیاتش میتواند احساسات مختلفی را منتقل کند و به درک بهتر محتوای برنامه کمک برساند. به همین دلیل، انتخاب عناصر موجود در دکور؛ از ابعاد فضا گرفته تا جزئیترین المانها، در برنامهسازی اهمیت زیادی دارد.
امروزه بخش قابل توجهی از تولیدات تلویزیونی را برنامههای استودیومحور تشکیل میدهند. برنامههایی با ساختاری ثابت که برخی از آنها از حضور تماشاگر نیز بهره میبرند؛ حضوری که امکان تعامل با مجری و شکلگیری لحظات پیشبینینشده را فراهم میکند و بستری مناسب برای بداههپردازی و خلق لحظات ماندگار به وجود میآورد. برنامههای استودیویی با حضور مخاطب، در واقع تصویری کوچک و فشرده از تنوع جامعه هستند؛ جایی که افراد با نگاهها، سلیقهها و پیشینههای متفاوت در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
جنابخان تلویزیون نیز در دل چنین فضایی متولد شد. شخصیتی که با استفاده از ظرفیتهای یک برنامه جمعی و گفتوگومحور، به یکی از محبوبترین کاراکترهای تلویزیون ایران در سالهای اخیر تبدیل شد؛ تا جایی که بسیاری از مخاطبان، بخشی از دغدغهها و حرفهای خود را از زبان او میشنیدند و جنابخان برای آنان به صدایی آشنا تبدیل شد.
اما امروز این شخصیت در یک تغییر اتمسفر جدی، از فضای استودیویی فاصله گرفته و وارد یک محیط و لوکیشن خانگی شده است. این جابهجایی صرفاً تغییر یک دکور نیست، بلکه به معنای تغییر در جهان نمایشی و شیوه ارتباط با مخاطب نیز هست. در برنامههای استودیویی، فضا معمولاً بر گفتوگو، حضور جمعی و واکنشهای لحظهای مخاطبان استوار است و ریتم برنامه از تعامل میان مجری، مهمانان و تماشاگران شکل میگیرد. در مقابل، فضای مبتنی بر خانه، امکان خلق موقعیتهای نمایشی، روایتهای اپیزودیک و شکلگیری روابط پایدار میان شخصیتها را فراهم میکند؛ ویژگیای که به طور سنتی در سریالهای خانوادگی و آثار کودک و نوجوان بیشتر دیده میشود.
از منظر فنی نیز، تغییر لوکیشن به معنای تغییر در نوع میزانسن، طراحی قاب و حتی جنس شوخیهاست. در فضای استودیویی، دوربینها بیشتر در خدمت ثبت واکنشها و پوشش گفتوگوها قرار دارند و دکور، کارکردی مکمل برای اجرای برنامه پیدا میکند. اما در یک محیط خانگی، دکور به بخشی از روایت تبدیل میشود و عناصر صحنه میتوانند در پیشبرد موقعیتهای نمایشی نقش ایفا کنند. اتاقها، وسایل خانه، فاصله میان شخصیتها و حتی جزئیات چیدمان، همگی میتوانند حامل معنا باشند و به ایجاد حس صمیمیت و آشنایی کمک کنند. به همین دلیل، تغییر لوکیشن در چنین برنامهای، در عمل به معنای تغییر در دستور زبان بصری و شیوه قصهگویی آن نیز هست.
فضای خانوادگی، برخلاف فضای رسمیتر استودیو، بر روابط صمیمیتر و موقعیتهای روزمره تکیه دارد. چنین فضایی معمولاً امکان همذاتپنداری بیشتری را برای اعضای خانواده فراهم میکند و بهویژه برای کودکان، آشناتر و قابل لمستر است. کودک، برخلاف مخاطب بزرگسال که میتواند با ساختارهای گفتوگومحور نیز ارتباط برقرار کند، عموماً با موقعیتهای نمایشی، روابط شخصیتها و فضاهای ملموستر پیوند عاطفی عمیقتری برقرار میکند. از این رو، انتقال جنابخان از یک استودیوی بزرگ به محیطی با محوریت خانه، میتواند تجربه تماشای او را برای این گروه سنی سادهتر و جذابتر کند.
به نظر میرسد یکی از اهداف این تغییر نیز، توسعه دایره مخاطبان جنابخان بوده است. در حالی که مخاطبان اصلی برنامههای استودیویی عمدتاً نوجوانان، جوانان و بزرگسالان هستند، فضای مبتنی بر خانه و روایت نمایشی، ظرفیت بیشتری برای جذب مخاطبان کودک و همراه کردن کل خانواده دارد. در چنین ساختاری، برنامه از قالب یک گفتوگوی صرف فاصله میگیرد و به اثری نزدیکتر میشود که میتواند به صورت همزمان برای چند نسل مختلف معنا و جذابیت داشته باشد. به این ترتیب، مرزهای سنی مخاطبان کمرنگتر میشود و جنابخان میتواند با طیف گستردهتری از بینندگان ارتباط برقرار کند.
حالا با برنامهای روبهرو هستیم که از یک سو مخاطبان قدیمی، به واسطه خاطراتی که با هومن حاجیعبداللهی و جنابخان دارند، آن را دنبال میکنند و از سوی دیگر، کودکان نیز به واسطه فضای گرمتر و روایت نمایشی آن، میتوانند به بخشی از جامعه مخاطبان برنامه تبدیل شوند.
البته ارزیابی نهایی موفقیت یک برنامه تنها پس از چند قسمت ممکن نیست و نمیتوان با قطعیت درباره میزان محبوبیت آن سخن گفت.
با این حال، در شرایطی که تلویزیون آثار خلاقانه چندانی برای نسل کودک تولید نمیکند، تلاش سازندگان برای قرار دادن جنابخان در موقعیتی تازه و آزمودن راهی برای جذب مخاطبان جدید، در عین حفظ مخاطبان قدیمی، اقدامی قابل توجه و البته جسورانه به نظر میرسد.
ارسال دیدگاه