محمدرضا دلیر*
تاکسیدرمی؛ کمدی فانتزی لرزان در دل تاریخ معاصر!
تهران (پانا) - تاکسیدرمی از روزهای پایانی حکومت پهلوی دوم در دی ماه ۱۳۵۷ آغاز میشود. عبدالرضا، شخصیت اصلی فیلم، در حال جمع کردن وسایل خود برای سفر به مصر است در حالی که برادر ناتنیاش نیز در کاخ مشغول آمادهسازی است.
شروع فیلم با شوخیهای بصری درباره حیوانات تاکسیدرمی شده داخل کاخ، لحن کمدی اثر را از همان ابتدا مشخص میکند. نقطه عطف نخست فیلم جایی است که عبدالرضا برای اخذ ویزای کشورهای مختلف به سفارتخانهها مراجعه میکند اما دست خالی برمیگردد. در حالی که همسر و فرزندش ایران را ترک کردهاند، او برای خروج از کشور به هر دری میزند. همراه شدن او با خلبانی پیر و فرتوت برای پرواز با هواپیمای ملخی رضاشاهی، شوخیهای بامزهای را شکل میدهد. برخورد عبدالرضا با مردم انقلابی و نجات او توسط دو مامور موساد، فیلم را وارد فاز تازهای میکند. ماموریت موساد برای شکار آخرین گوزن زرد ایرانی و بردن آن به اسرائیل، گره اصلی داستان را شکل میدهد. تلاش این سه نفر برای حمل گوزن به تهران و رساندن آن به هواپیمای آماده پرواز، فیلم را به پرده پایانی و گرهگشایی میرساند.
ده دقیقه ابتدایی فیلم، از نظر فضاسازی و ایجاد حس کنجکاوی، موفق عمل کرده است. شروع فیلم در کاخ سلطنتی و شوخی با حیوانات تاکسیدرمی شده، لحن طنزآمیز و در عین حال انتقادی فیلم را به خوبی معرفی میکند. مواجهه عبدالرضا با مردم انقلابی و تنشهای سیاسی آن روزها، به خوبی فضای آخرین روزهای حکومت پهلوی را بازآفرینی کرده است. جلوههای ویژه بصری «تاکسیدرمی» نیز در نسخه نهایی سروشکل بهتری به خود گرفته و نسبت به نسخه جشنواره کاملتر شده است. این جلوهها در ساخت اتمسفر فیلم موفق عمل کرده و به باورپذیری داستان کمک میکنند. از دیگر نقاط قوت فیلم، تلاش فیلمساز برای روایت داستانی متفاوت با دیگر کمدیهای سالهای اخیر سینمای ایران است. محمد پایدار در اولین تجربه بلند سینمایی خود نشان داده که بدون تکیه بر شوخیهای اروتیک و لودگیهای متداول در کمدیهای امروز سینمای ایران، میتوان فیلمی جذاب و سرگرمکننده ساخت.
«تاکسیدرمی» نخستین ساختهی محمد پایدار، یک کمدی فانتزی است که در دل تاریخ معاصر ایران سرک میکشد. فیلم، با محوریت شخصیت برادر ناتنی محمدرضا پهلوی، روایتی از شیفتگیاش به شکار و در عین حال، تزلزل موقعیت او در آستانهی انقلاب ۵۷ ارائه میدهد. این درونمایهی تاریخی، با فضایی هجوآمیز و سوررئال ترکیب شده و اثری خلق کرده که نه کاملاً سیاسی است و نه کاملاً کمدی؛ بلکه در مرزهای میان این دو سرگردان است. پایدار، که پیش از این در فیلمهای کوتاهش نگاهی خلاقانه به روایت داشت، در «تاکسیدرمی» نیز رویکردی فرمی و محتوایی متفاوت را تجربه کرده است. اما آیا این جسارت فرمی، به انسجام روایی منجر شده یا فیلم در دام پراکندگی افتاده است؟
مجید صالحی و هادی کاظمی، دو بازیگری که بیشتر با نقشهای کمدی شناخته میشوند، در این فیلم در قالب شخصیتهایی ظاهر شدهاند که لایههایی از طنز تلخ را با جدیت درآمیختهاند. حسن معجونی، که پیشتر در آثار تجربیتر حضور داشته، وزنهی تعادل این ترکیب است و در کنار بیژن بنفشهخواه و فرزین محدث، گروه بازیگری متنوع و هماهنگی را شکل داده است. بااینحال، یکی از نقدهای وارده به فیلم، همین ترکیب ژانری است؛ فیلم گاه در مرز بین فانتزی و واقعگرایی در نوسان است و لحن آن، در برخی سکانسها به شکل محسوسی تغییر میکند. این تغییرات لحن، در حالی که به جذابیت فیلم میافزاید، اما در برخی لحظات به ایجاد ناپیوستگی در روایت منجر شده است.
با تمام اوصاف فیلمنامه پراکنده و غیرقابل فهم و فاقد هرگونه انسجام است. شخصیتها هیچ عمقی ندارند و روابط میان آنها به شکلی مصنوعی شکل گرفته است. روند پیشرفت داستان نیز کاملاً غیرمنطقی است؛ گویی فیلمنامه در میانه راه بارها تغییر کرده و در نهایت به محصولی بیسر و ته تبدیل شده است.
(منتقد سینما)
ارسال دیدگاه