محمد جلیلوند*

گل سنگ و رازها و دروغ‌ها

تهران (پانا) - به روز و مماس بودن قصه با جامعه‌ای که بستر روایت سریال به حساب می‌آید، نکته‌ای کلیدی است که از یک طرف مخاطب را به سمت خود کشانده و به همذات‌پنداری وادار می‌کند و از سوی دیگر آن را به سند نمایشی قابل قبولی برای تماشاگران احتمالی سال‌های آینده تبدیل می‌کند.

کد مطلب: ۱۶۹۴۷۰۸
لینک کوتاه کپی شد
گل سنگ و رازها و دروغ‌ها

موضوعی که این روزها به وجه تمایز سریال‌های پلتفرمی تبدیل شده و نقش مهمی در ریزش یا افزایش مخاطبان ایفا می‌کند. سریال «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد که تاکنون دو قسمت آن از طریق پلتفرم شیدا پخش شده، یکی از نمونه‌های موفق در این باب به حساب می‌آید. 

در آغاز قسمت نخست، تصویر مردی را می‌بینیم که چمدان سنگینی را از ماشین بیرون کشیده و جسدی را می‌سوزاند. از آن دست افتتاحیه‌هایی که در ساختار سریال‌سازی سال‌های اخیر جا افتاده و قطعا به جایی از داستان گره خواهد خورد. سپس با شخصیت‌های اصلی و بعضا مکمل آشنا شده و معمایی شکل می‌گیرد که نقش مهمی در پیشبرد الباقی داستان دارد؛ قصه زنی به نام فریبا که زمانی مستاجر آپارتمانی قدیمی بوده و کارگر جنسی بودن‌اش، پازلی را خلق کرده که گره‌های فراوان در خود دارد. نکته‌ای که در فیلمنامه این سریال نوشته پیام کرمی و ابراهیم ایرج زاد به چشم می‌خورد، سروشکل مهندسی‌وار و پر از جزییات و کاشت اطلاعات آن است. برای مثال می‌توان به سکانس بازدید خانه توسط خانواده چهارنفره فدایی اشاره کرد؛ آن هم جایی که پرهام پسر خانواده به دنبال دستشویی می‌گردد و پدرش ایرج او را راهنمایی می‌کند در حالی که برای نخستین بار به این خانه آمده است. کاشت اطلاعات بعدی، جایی است که همسایه آنها هنگام اسباب‌کشی به ایرج آشنایی داده و تکه دیگری از پازل را کنار قبلی قرار می‌دهد. یک پیرنگ حساب شده و جذاب و متکی بر رازی که نویسندگان فیلمنامه روی آن مانور داده و جلوه بصری آن را در تنها دیوار پوشانده شده با کاغذ دیواری می‌بینیم. اشاره پرهام و محبوبه مادرش به دیش ماهواره و نصب آن، زمینه‌چینی لازم برای نقطه عطف تکان‌دهنده قسمت نخست را انجام داده و منحنی تنش را به بالاترین نقطه می‌رساند. 
گل سنگ به موازات داستان اصلی که محوریت آن را ایرج و محبوبه به عهده دارند، پر از داستان‌های فرعی است که به ایرج‌زاد اجازه داده تا شخصیت‌های مکمل جذابی را خلق کند. خانواده این دو نفر نیز در دو قسمت پخش شده تا حدود زیادی معرفی شده و خط و ربط‌ها مشخص می‌شود. برای نمونه هم می‌توان از فرامرز پسرخاله و خواستگار سابق محبوبه نام برد که حال پس از فوت مادرش به ایران آمده و خواستگار مهناز خواهر محبوبه شده است! خود مهناز هم شخصیت چند لایه‌ای است که هم از مادر مبتلا به آلزایمرش نگهداری کرده و هم نگاه حسابگرانه‌ای به آینده خود با فرامرز دارد که بخشی از این نگاه را در پوشیدن لباس خواهرش در مهمانی خرید خانه جدید می‌بینیم. در نقطه مقابل، خانواده ایرج قرار دارند که تا حدودی زیر سطح متوسط بوده و همچون خود ایرج تناسب چندانی با محبوبه و خانواده اش ندارند. در پرداخت شخصیت‌های اصلی، ریزه‌کاری زیادی به چشم می‌خورد که ایرج، محبوبه پرهام و پروانه را در برمی گیرد؛ اولی مرد میانسالی از طبقه کارگر است که در کار فنی خود چندان موفق نبوده و برای پر کردن چاله‌های زندگی‌اش، مشروب دست‌ساز درست کرده و می‌فروشد! در نقطه مقابل، محبوبه زنی مستقل و امروزی است که مربی آموزشگاه رانندگی است و نقش مهمی در خانه‌دار شدن خانواده دارد. همین مستقل و باهوش بودن است که او را نسبت به فریبا و ارتباط او با ایرج مشکوک کرده و با تقاضای طلاق، نقطه عطف قسمت دوم سریال را رقم می‌زند. فرزندان این زوج، تیپ-شخصیت‌های آشنایی هستند که وجوه تیپیکال کمرنگ‌تری داشته و برای تماشاگر نیز ملموس به نظر می‌رسند؛ از عشق جوانانه پرهام و بلاتکلیف بودنش تا روی پای خود ایستادن پروانه و عدم تمایل‌ به ازدواج هنگام تحصیل.
 ابراهیم ایرج‌زاد که به شهادت کارنامه سینمایی‌اش، علاقه زیادی به روایت قصه‌های پرتنش با بهره‌گیری از الگوهای کلاسیک ملودرام دارد، در گل سنگ نیز در همین مسیر حرکت کرده که  وجوه بصری آن را می‌توان در سکانس‌های مختلف کار تماشا کرد. برای مثال هم می‌توان به نقطه عطف هولناک قسمت اول اشاره کرد. همین طور استفاده درست از فضای مجتمع جمع و جور آپارتمانی که خود به مرور به یکی از شخصیت‌های سریال تبدیل می‌شود. عنوان‌بندی سریال با استفاده از فیلم‌های خانوادگی خاطره‌انگیز سوپرهشت نیز بخشی از سلیقه بصری کارگردان را به رخ می‌کشد که جذابیت خاص خود را دارد. در انتخاب بازیگران نیز شاهد حضور طیف متنوعی از بازیگران در نقش‌‌های اصلی و مکمل هستیم که یکدست هم به نظر می‌رسند. مهدی حسینی‌نیا که همیشه در نقش‌های مکمل درخشان بوده، با چالشی بزرگ  برای درخشش در نقش اول سریال مواجه است. مهتاب کرامتی نیز انتخاب هوشمندانه‌ای برای شخصیت محبوبه بوده و به قامت نقش نشسته است.
«گل سنگ» که این روزها از پلتفرم شیدا پخش می‌شود، از آن دسته سریال‌هایی است که کشش لازم برای نگه داشتن مخاطب و همراه کردن با قصه را داشته و میخ خود را در همین دو قسمت پخش شده به خوبی کوبیده است.      
           

 

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار