تربیت کودکان با کتاب «لج‌بازی کج‌بازی»

تهران (پانا) - یک شاعر فعال در حوزه‌ ادبیات کودک و نوجوان در کتاب شعر «لج‌بازی کج‌بازی» با زبانی ساده و روان به موضوع‌های تربیتی و عاطفی پرداخته است.

کد مطلب: ۱۶۷۸۹۴۳
لینک کوتاه کپی شد
تربیت کودکان با کتاب «لج‌بازی کج‌بازی»

به گزارش نشر جمال، اگر دنبال کتاب شعر تربیتی درباره لجبازی کودکان هستید، «لج‌بازی کج‌بازی» با روایت علی کوچولو کمک می‌کند بچه‌ها قهر و اخم را بهتر بشناسند و کنار بگذارند.

سیدمحمد مهاجرانی از شاعران فعال حوزه‌ ادبیات کودک و نوجوان است که با زبانی ساده، روان و کودک‌محور به موضوعات تربیتی و عاطفی می‌پردازد. او در شعر «لج‌بازی کج‌بازی» بدون آن‌که به نصیحت مستقیم متوسل شود، رفتار لجبازانه‌ یک کودک را در قالب روایتی آهنگین و جذاب به تصویر می‌کشد.

تسلط او بر زبان محاوره‌ کودک، استفاده‌ هوشمندانه از ریتم (آهنگ) و تصویرسازی‌های زبانی، این اثر را به متنی مناسب برای بلندخوانی در خانه و مدرسه تبدیل کرده است.

«لج‌بازی کج‌بازی» یک شعر کودکانه شیرین درباره صبحِ اخمو و لجبازِ علی کوچولوست که پیام تربیتی نرم و مؤثری برای بچه‌ها، والدین و مربیان دارد.

علی کوچولو، صبحانه نمی‌خورد، سلام نمی‌دهد و از بازی و شادی بچه‌ها دور می‌ماند. این کتاب کودکانه با زبانی ساده و آهنگین، پیام تربیتی ظریفی درباره لجبازی، قهر و تأثیر آن بر حالِ کودک و رابطه‌اش با دیگران به مخاطب منتقل می‌کند.

لحن کتاب، صمیمی، ساده و کاملاً کودک‌محور است؛ بدون نصیحت مستقیم، بدون سرزنش خشک و جدی، بلکه با نشان دادن یک روزِ واقعی از زندگی علی کوچولو.

پیام آشکار کتاب این است که قهر، اخم و لج‌بازی، هم شادی را از کودک می‌گیرد، هم دوستی‌ها را کم‌رنگ می‌کند و هم یادگیری و تمرکز را دشوار می‌سازد. پیام پنهان‌تر اما مهم‌تر این است که کودک حق دارد احساس ناراحتی و خشم داشته باشد اما اگر این احساس را تبدیل به لج‌بازیِ طولانی کند، خودش تنهاتر و خسته‌تر می‌شود.

این کتاب برای والدین و مربیان هم ابزاری کاربردی است؛ چون به‌جای توضیح خشکِ «لجبازی بد است»، یک موقعیت ملموس خلق می‌کند تا با خواندن و گفت‌وگو درباره‌ علی کوچولو، کودک بتواند رفتار خودش را ببیند، به آن بخندد و آرام‌آرام اصلاحش کند.

تفاوت «لج‌بازی کج‌بازی» با بسیاری از کتاب‌های تربیتی دیگر در این است که به‌جای برچسب‌زدن به کودک، رفتار را نشان می‌دهد. به‌جای دستور و ممنوعیت، از تجربه‌ یک روز واقعی استفاده می‌کند. به‌جای خطابه‌ی بزرگسالانه، با زبان خودِ کودک حرف می‌زند.

برشی از متن کتاب

علی کوچولو بلند شد، پس چرا خنده‌رو نیست؟ حالَش کمی عجیب است! مِثل همیشه او نیست

سلام نداد به هیچکس، اَخمو شده حسابی، و هر که هم سلام داد، نداد به او جوابی

دوباره قَهر و غُرغُر، دوباره اَخم و باز، لَج

دوباره صورتش را، کَرد برای مامان، کَج!

از خانه زود بیرون رفت، صبحانه، باز نخورد او، هر چی مامان تلاش کرد، خوراکی، باز نبُرد او پشت میزش نِشسته، گرسنه است و خسته، در نمی‌آد صدایش، حرف می‌زند آهسته!

سلام نداده امروز، به دوست و همکلاسش، ریاضی را نفهمید! پَرت شده بود حواسش!

رسیده زنگ تفریح، بچه‌ها غرق بازی،

شادی، خوراکی، خنده، چه صحنه‌های نازی!

علی یه گوشه رفته، خسته، کلافه، اخمو، حوصله هیچ ندارد، درد می‌کند دلِ او

رسیده زنگ ورزش، بچه‌ها گرم فوتبال،

امّا کنار دیوار،علی نِشسته بی‌حال.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار