سیدرضا صالحی‌امیری*

حمله به میراث بشری؛ نشانه‌ای از بحران نظم جهانی و آزمونی برای وجدان تمدنی انسان

تهران (پانا) - در تاریخ تمدن بشری، لحظاتی وجود دارد که یک رخداد به نشانه‌ای از وضعیت اخلاقی و حقوقی جهان تبدیل می‌شود. لحظاتی که در آن‌ها، نه تنها سرنوشت یک ملت بلکه اعتبار اصولی که جامعه جهانی بر پایه آن‌ها نظم خود را تعریف کرده است، مورد آزمون قرار می‌گیرد.

کد مطلب: ۱۶۷۵۳۱۵
لینک کوتاه کپی شد
حمله به میراث بشری؛ نشانه‌ای از بحران نظم جهانی و آزمونی برای وجدان تمدنی انسان

تهاجم به فضاهای مسکونی، مراکز فرهنگی، بناهای تاریخی و محوطه‌های تمدنی ایران ــ که بخشی از آن‌ها در شمار آثار ثبت‌شده ملی و جهانی قرار دارند ــ از همین جنس رخدادهاست؛ رخدادی که باید آن را در چارچوبی فراتر از یک منازعه مقطعی و در نسبت با بحران عمیق نظم هنجاری جهان معاصر تحلیل کرد.

در ادبیات نظری علوم انسانی و در منظومه حقوق بین‌الملل فرهنگی، میراث تمدنی به عنوان «حافظه سازمان‌یافته بشر» تعریف می‌شود؛ شبکه‌ای از معنا، هویت و تجربه تاریخی که نسل‌های انسانی را به یکدیگر پیوند می‌دهد و امکان فهم گذشته و ساختن آینده را فراهم می‌سازد. از این منظر، هر بنای تاریخی، هر محوطه باستانی و هر بافت فرهنگی، یک سند زنده از تجربه تمدنی انسان است.

بر همین اساس، جامعه بین‌المللی پس از تجربه‌های تلخ تخریب میراث‌فرهنگی در جنگ‌های قرن بیستم، کوشید با تدوین مجموعه‌ای از معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی، چارچوبی حقوقی برای حفاظت از این سرمایه مشترک بشری ایجاد کند. فلسفه بنیادین این اسناد آن بود که میراث فرهنگی، به‌ویژه آثاری که در فهرست میراث جهانی ثبت شده‌اند، بخشی از دارایی معنوی همه انسان‌ها محسوب می‌شوند و از همین رو باید حتی در شرایط مخاصمه از تعرض مصون بمانند.

با این حال، آنچه امروز در برابر دیدگان جامعه جهانی رخ می‌دهد، نشان‌دهنده شکافی عمیق میان این تعهدات حقوقی و واقعیت‌های جاری در عرصه قدرت است. هنگامی که مراکز تمدنی، آثار تاریخی و حتی فضاهای آموزشی هدف تهاجم قرار می‌گیرند، پرسشی بنیادین در برابر وجدان جهانی قرار می‌گیرد: آیا نظم بین‌المللی همچنان بر پایه قواعد مشترک اداره می‌شود، یا جهان در حال تجربه نوعی بی‌سامانی ساختاری است که در آن قواعد حقوقی در برابر اراده قدرت‌ها فرومی‌ریزند؟

تهاجم به میراث فرهنگی تعرض به حافظه تاریخی بشر است. چنین اقدامی در سطحی عمیق‌تر به معنای قطع پیوند میان گذشته و آینده و محروم ساختن نسل‌های بعدی از دسترسی به بخشی از روایت تمدنی انسان است. از همین رو، تخریب میراث فرهنگی همواره یکی از نشانه‌های بحران‌های بزرگ اخلاقی در تاریخ بشر بوده است.

آنچه در قبال مراکز فرهنگی و تاریخی ایران در جنگ تحمیلی رژیم‌های صهیونیستی و آمریکا رخ داده، در همین چارچوب قابل تحلیل است. حمله به آثاری که در شمار ارزش‌های ثبت‌شده ملی و جهانی قرار دارند، تعرض به بخشی از میراث تمدنی جهان است. این رخدادها پیام نگران‌کننده‌ای برای جامعه جهانی دارند: اینکه در برخی معادلات قدرت، مرزهای اخلاق، قانون و مسئولیت جهانی در حال فروریختن است.

در چنین فضایی، ملت ایران به عنوان یکی از کهن‌ترین ملت‌های تاریخ با تمدنی چند هزار ساله، تصمیمی روشن و تاریخی گرفته است: دفاع از استقلال، هویت و تمامیت ارضی خود در چارچوب منطق عقلانی و قواعد شناخته‌شده حقوق بین‌الملل. ایران نه یک بازیگر تازه‌وارد در تاریخ جهان، بلکه یکی از کهن‌ترین کانون‌های تولید فرهنگ، دانش و هنر در تاریخ بشر است. چنین ملتی نمی‌تواند نسبت به تهدید میراث فرهنگی خود ــکه بخشی از میراث مشترک بشریت استــ بی‌تفاوت بماند.

در سوی دیگر، آنچه در برخی گفتمان‌های قدرت در ایالات متحده مشاهده می‌شود، بازگشت به نوعی ادبیات سیاسی است که ریشه‌های آن را باید در منطق قرون پیشین جست‌وجو کرد؛ ادبیاتی که جهان را در قالب نظمی یک‌جانبه تعریف می‌کند و برای دیگر ملت‌ها تنها دو گزینه باقی می‌گذارد: یا در نظم مطلوب قدرت‌های مسلط تعریف شوید، یا از معادلات حذف خواهید شد. چنین رویکردی نه با روح حقوق بین‌الملل معاصر سازگار است و نه با واقعیت چندلایه و پیچیده جهان امروز.

آنچه این وضعیت را دردناک‌تر می‌کند، هدف قرار گرفتن فضاهایی است که اساساً باید از هرگونه خشونت مصون باشند. حمله به مراکز آموزشی و از جمله مدرسه دخترانه «شجره طیبه» نمونه‌ای تکان‌دهنده از چنین رفتارهایی است؛ رخدادی که نه تنها عواطف یک ملت بلکه وجدان هر انسان آزاده‌ای را جریحه‌دار می‌کند.

این رفتارها در امتداد همان الگوی خشونتی قرار می‌گیرند که جهان پیش‌تر در غزه شاهد آن بوده است؛ جایی که در یکی از تلخ‌ترین فصول تاریخ معاصر، غیرنظامیان، کودکان، زنان و سالمندان قربانی حملاتی شدند که در حافظه تاریخی بشر به عنوان نمونه‌ای از بحران اخلاقی در سیاست جهانی ثبت خواهد شد.

با این حال، در خود جامعه آمریکا نیز نشانه‌های روشنی از مخالفت با چنین رویکردهایی مشاهده می‌شود. بسیاری از نخبگان دانشگاهی، روشنفکران، فعالان مدنی و حتی سیاستمداران و نمایندگان کنگره نسبت به پیامدهای این سیاست‌ها هشدار داده‌اند. آنان به‌درستی دریافته‌اند که همراهی با اقداماتی که قواعد بین‌المللی را نادیده می‌گیرد، در نهایت نه تنها به زیان ملت‌های دیگر بلکه به زیان اعتبار و منافع خود آمریکا نیز خواهد بود.

در این میان، مسئولیت ما به عنوان متولیان میراث فرهنگی ایران، مسئولیتی تمدنی است. وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی جمهوری اسلامی ایران با تمام ظرفیت‌های خود در تلاش است تا از آثار تاریخی، محوطه‌های فرهنگی و سرمایه‌های تمدنی ایران‌زمین صیانت کند؛ میراثی که نه تنها متعلق به ایرانیان بلکه بخشی از تاریخ مشترک بشریت است.

در عین حال، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی فرهنگی در میان ایرانیان هستیم. از همه ایرانیان، به‌ویژه ایرانیان فرهیخته و آگاه در خارج از کشور، انتظار می‌رود که در دفاع از هویت تاریخی، فرهنگ دیرپای و میراث تمدنی خود نقش فعال ایفا کنند. دفاع از میراث فرهنگی،  پاسداری از آینده و از حافظه مشترک انسان‌هاست.

اگر میراث تمدنی بشر قربانی منازعات قدرت شود، آنچه از میان خواهد رفت تنها بناهای تاریخی نخواهد بود؛ بلکه بخشی از حافظه اخلاقی جهان نیز فرو خواهد ریخت.

و شاید به همین دلیل است که امروز بیش از هر زمان دیگری باید با صدایی روشن و مسئولانه گفت: حفاظت از میراث‌فرهنگی، تعهدی جهانی برای پاسداری از انسانیت و تمدن است—تعهدی که اگر از آن غفلت شود، تاریخ آن را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های اخلاقی قرن بیست‌ویکم ثبت خواهد کرد.

*وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار