تعادل در ناپایداری؛ روایتی تحلیلی از جهان تصویری سارا رحمان‌زاده

معاصر بودن در بازنمایی هویتِ چندپاره تعریف می‌شود

تهران (پانا) - سارا رحمان‌زاده هنرمند عرصه تجسمی معتقد است نقوش و عناصر فانتزی کارکرد تزئینی ندارند؛ آن‌ها لایه ناپیدای ذهن را آشکار می‌کنند.

کد مطلب: ۱۶۶۸۹۴۴
لینک کوتاه کپی شد
معاصر بودن در بازنمایی هویتِ چندپاره تعریف می‌شود

در گفت‌وگویی اختصاصی با  پانا که با حضور بهنام کامرانی، هنرمند چندرسانه‌ای و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر برگزار شد، آثار سارا رحمان‌زاده از منظر مفهومی و فرمال مورد بررسی قرار گرفت. در این نشست تحلیلی، «مهار شدت» به‌عنوان یکی از بنیان‌های اصلی بیان تصویری این نقاش معاصر مطرح شد؛ رویکردی که در آن، هویت، زنانگی و فانتزی نه در سطح روایت، بلکه در قالب موقعیت‌های روانی چندلایه بازنمایی می‌شوند.

سارا رحمان‌زاده در گفت‌وگو با پانا درباره سرچشمه‌های الهام در آثارش گفت: «تأثیرپذیری را بیشتر در سطح مسئله دنبال می‌کنم تا در سطح سبک. در مواجهه با امر درونی، آثار فریدا کالو برایم مهم بوده‌اند؛ به‌ویژه در تبدیل تجربه شخصی به تصویری فشرده و کنترل‌شده. از نظر سکون فرمال و حذف درام بیرونی، پرتره‌های الکس کتز برایم قابل تأمل‌اند. در بستر ایران نیز آثار آفرین ساجدی در نحوه تمرکز بر چهره زن و کارکرد روانی رنگ برایم محل گفت‌وگو بوده‌اند؛ هرچند در کار من مسئله بیشتر “مهار شدت” است تا نمایش آن.»

در ادامه این گفت‌وگو، بهنام کامرانی با تأکید بر همین مؤلفه اظهار کرد: «آنچه در آثار سارا رحمان‌زاده برجسته است، کنترل آگاهانه بر بار عاطفی تصویر است. او به‌جای نمایش مستقیم تنش، آن را در ساختار اثر مهار می‌کند. این مهارشدگی باعث می‌شود سکون ظاهری آثار، حامل انرژی فشرده‌ای باشد که در لایه‌های زیرین جریان دارد. این کیفیت، آثار او را از بیان‌های صرفاً روایی جدا می‌کند.»

رحمان‌زاده در تشریح فرآیند خلق آثارش افزود: «بیشتر آثارم با اکریلیک و مداد رنگی روی چوب شکل می‌گیرند. انتخاب چوب به دلیل سطح سخت و مقاوم آن است؛ این بستر امکان کنترل دقیق لایه‌ها و حذف ضربه‌های تصادفی را فراهم می‌کند. اکریلیک به من اجازه می‌دهد رنگ را به‌صورت فشرده و تخت بسازم، در حالی که مداد رنگی امکان ظرافت و تمرکز بر جزئیات روانی چهره را فراهم می‌کند. این ترکیب، تعادل میان صلابت و ظرافت را ممکن می‌سازد؛ همان تنشی که در مفهوم آثارم نیز حضور دارد.»

کامرانی در تحلیل این انتخاب متریال بیان کرد: «وقتی هنرمند از بستری مانند چوب استفاده می‌کند و آگاهانه از درام‌پردازی پس‌زمینه پرهیز می‌کند، در واقع میدان تمرکز را به سطح چهره منتقل می‌کند. در این آثار، چهره دیگر یک شخصیت داستانی نیست؛ به یک موقعیت روانی تبدیل می‌شود. این حذفِ عناصر اضافی، امکان تأمل عمیق‌تر را برای مخاطب فراهم می‌کند.»

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، رحمان‌زاده درباره استفاده از عناصر حجمی توضیح داد: «در برخی آثار حجمی، از آینه‌کاری سنتی ایرانی استفاده می‌کنم. آینه برای من عنصر تزئینی نیست؛ سازوکاری است برای شکستن وحدت تصویر و وارد کردن مخاطب به ساختار اثر. بازتاب و تکثیر نور، مسئله چندلایگی هویت را به تجربه‌ای فضایی تبدیل می‌کند.»

بهنام کامرانی این رویکرد را نشانه‌ای از نگاه معاصر به مسئله هویت دانست و گفت: «مسئله بازتاب و تکثر هویت، یکی از دغدغه‌های جدی هنر معاصر است. در آثار رحمان‌زاده، این مفهوم صرفاً در سطح معنا باقی نمی‌ماند، بلکه در ساختار فضایی اثر نیز حضور پیدا می‌کند. این تبدیلِ مفهوم به سازوکار بصری، نکته قابل توجه کار اوست.»

رحمان‌زاده درباره نسبت آثارش با نقاشی معاصر ایران و تصویرسازی نیز تصریح کرد: «کار من از زبان بصری نزدیک به تصویرسازی استفاده می‌کند، اما در سطح روایت متوقف نمی‌شود. در تصویرسازی معمولاً تصویر در خدمت یک داستان بیرونی است؛ در حالی‌که در آثار من، چهره به‌مثابه یک موقعیت روانی عمل می‌کند، نه شخصیت روایی. حذف پس‌زمینه‌های توصیفی و تمرکز بر سکونِ پرتنش، تصویر را از کارکرد داستانی جدا می‌کند و به میدان تأمل تبدیل می‌سازد.»

وی ادامه داد: «در بستر نقاشی معاصر ایران، این رویکرد را تلاشی برای حرکت میان خوانایی و تعلیق می‌بینم؛ تصویری که در نگاه اول شفاف است، اما در سطح معنا چندلایه می‌شود. برای من، معاصر بودن نه در ارجاع مستقیم به امر اجتماعی، بلکه در شیوه بازنمایی هویتِ چندپاره و کنترل‌شده تعریف می‌شود.»

این هنرمند درباره جایگاه زنانگی و عناصر فانتزی در آثارش نیز بیان کرد: «در آثار من، زنانگی یک موضوع اجتماعی مستقیم نیست، بلکه یک وضعیت روانی است. چهره زن به‌عنوان محل تلاقی سکون و شدت عمل می‌کند؛ جایی که کنترل و احتراق هم‌زمان حضور دارند. برای من، زنانگی نه در بازنمایی نقش‌های بیرونی، بلکه در ظرفیت تحمل و مهار انرژی درونی معنا پیدا می‌کند.»

وی افزود: «نقوش و عناصر فانتزی کارکرد تزئینی ندارند؛ آن‌ها لایه ناپیدای ذهن را آشکار می‌کنند. حیوانات بیشتر به‌عنوان امتداد وضعیت درونی ظاهر می‌شوند تا موجوداتی روایی. حضورشان بیانگر غرایز یا نیروی خامی است که در کنار چهره آرام قرار می‌گیرد و تنش اثر را تشدید می‌کند. به این ترتیب، فانتزی در کار من گریز از واقعیت نیست، بلکه ابزاری برای مرئی‌کردن لایه‌های پنهان آن است.»

در پایان رحمان‌زاده با اشاره به تجربه مهاجرت اظهار کرد: «برای من، تفاوت بیش از آن‌که در فرم باشد، در موقعیت نگاه است. در ایران، زمینه فرهنگی و بصری بخشی از حافظه ناخودآگاه هنرمند است و بسیاری از ارجاعات بدون نیاز به توضیح عمل می‌کنند. در تجربه مهاجرت، این بداهت از بین می‌رود و هنرمند ناچار می‌شود نسبت خود را با هویت، تصویر و مخاطب آگاهانه‌تر بازتعریف کند.»

وی خاطرنشان کرد: «مهاجرت در کار من نوعی فاصله‌گذاری ایجاد کرده است؛ فاصله‌ای که باعث شفاف‌تر شدن عناصر بنیادین آثارم شده، به‌ویژه در مسئله هویت چندلایه و بازتاب. اگر پیش‌تر این مفاهیم در سطح درونی حضور داشتند، اکنون به شکل ساختاری و حتی فضایی ـ مانند استفاده از آینه ـ وارد اثر شده‌اند. برای من، این جابه‌جایی جغرافیایی در نهایت به تمرکز بیشتر بر مفهوم “تعادل در ناپایداری” انجامیده است.»

در جمع‌بندی این گفت‌وگوی اختصاصی، بهنام کامرانی نیز با اشاره به همین مسئله افزود: «مسیر فکری آثار رحمان‌زاده نشان می‌دهد که دغدغه هویت در کار او امری مقطعی یا واکنشی نیست، بلکه به‌صورت ساختاری در بیان بصری‌اش حضور دارد. این پیوستگی مفهومی، در کنار کنترل فرمال و پرهیز از اغراق روایی، می‌تواند جایگاه مشخصی در جریان نقاشی معاصر برای او تثبیت کند؛ زیرا مسئله هویت را نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان سازوکار تصویر دنبال می‌کند.»

عکس خبر ساخت هوش‌مصنوعی است.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار