«نگهبانان خورشید»؛ از کتیبه گِلی تا قهرمان ملی
تهران (پانا) - «نگهبانان خورشید» تاریخ را توضیح نمیدهد؛ آن را وارد خطر میکند.
یکی از مهمترین موفقیتهای «نگهبانان خورشید»، تبدیل میراث فرهنگی از یک مفهوم انتزاعی به یک دغدغه ملموس است. کودک، تاریخ را نه در قالب درس، بلکه در قالب تعقیب، ترس و انتخاب تجربه میکند.
نمادهایی چون قوچ شهر سوخته، خشایار و سیمرغ، صرفاً تزئین بصری نیستند؛ آنها موتور پیشبرنده روایتاند. فیلم نشان میدهد که تاریخ، چیزی مرده و دور از زندگی امروز نیست، بلکه بخشی از هویت زنده ماست که ارزش دفاع دارد.
در عصری که قهرمانان وارداتی تخیل کودکان را اشغال کردهاند، این فیلم تلاش میکند قهرمان بومی بسازد؛ قهرمانی که دلبسته خاک و گذشته خود است و از آن محافظت میکند.
نکته قابلتوجه این است که فیلم، میراث فرهنگی را از «امر متعلق به بزرگسالان» خارج میکند. در اغلب آثار آموزشی، تاریخ و باستانشناسی موضوعاتی خشک و رسمیاند که کودک صرفاً شنونده آنهاست؛ اما در «نگهبانان خورشید»، کودک خود در مرکز ماجرا قرار میگیرد. خطر قاچاق، تعقیب و گریز، ترس از دست دادن و مسئولیت حفظ یک امانت، همه باعث میشوند که میراث فرهنگی نه یک مفهوم دور، بلکه بخشی از تجربه زیسته قهرمان شود. این دقیقاً همان الگویی است که آموزش پایدار را ممکن میکند.
فیلم همچنین با هوشمندی، مفهوم «وطن» را از شعار تهی میکند و به احساس بدل میسازد. وطن در اینجا نه یک واژه انتزاعی، بلکه مجموعهای از خاطره، خاک، داستان، اسطوره و انسان است. وقتی بهرام برای نجات یک اثر تاریخی خطر میکند، در واقع از بخشی از هویت خود محافظت میکند. کودکِ تماشاگر، بدون آنکه متوجه شود، یاد میگیرد که دفاع از میراث ملی، امری عاطفی و اخلاقی است، نه دستوری و تحمیلی.
از منظر فرهنگی، «نگهبانان خورشید» یک الگوی بومیسازی موفق است. فیلم نه در دام باستانگرایی افراطی میافتد و نه هویت اسلامی را از هویت ایرانی جدا میکند. پیوند اسطورههایی چون سیمرغ و خشایار با فضای معنوی دعا، اذان و احترام به درگذشتگان، تصویری یکپارچه از هویت ایرانی-اسلامی ارائه میدهد؛ هویتی که نه در گذشته متوقف مانده و نه از ریشههای خود بریده است.
در نهایت، باید گفت یکی از ارزشمندترین دستاوردهای این فیلم، ایجاد حس «نگهبان بودن» در کودک است. کودک پس از تماشای فیلم، خود را صرفاً مصرفکننده سرگرمی نمیبیند، بلکه در ناخودآگاهش این پرسش شکل میگیرد: «من اگر جای بهرام بودم چه میکردم؟» و همین پرسش، آغاز شکلگیری شهروندی مسئول، وطندوست و آگاه است. دستاوردی که بهمراتب از صدها جمله آموزشی مستقیم ماندگارتر خواهد بود.
ارسال دیدگاه