لیلا محمودی شرق*
نگاهی به فیلم سینمایی آن دو / فیلمی درباره جنگ، بی آنکه درگیرش شود
تهران (پانا) - «اَندو» را میتوان نمونهای روشن از شکاف همیشگی میان سوژه خوب و فرم ناپخته در بخشی از سینمای دفاع مقدس ایران دانست.
فیلم مرتضی رحیمی، با تکیه بر یک داستان واقعی و انتخاب قهرمانی کودک، تلاش میکند تصویری انسانی از جنگ ارائه دهد، اما در نهایت، اسیر محدودیتهای ساختاری و اجرایی میشود.
قصه فیلم درباره ظفر، پسر ۱۲ سالهای از عشایر بختیاری است که پس از بیخبری طولانی از برادرش خدارحم، راهی سفری میشود تا او را بیابد. این تصمیم، میتوانست نقطه آغاز یک درام جادهای تأثیرگذار باشد؛ سفری که در آن، کودک ناخواسته با واقعیتهای خشن جنگ، فقدان و بلوغ زودرس روبهرو شود. اما فیلم، بهجای تعمیق این مسیر، آن را سادهسازی میکند.
یکی از مسائل اساسی «اَندو»، نبود ساختار حرفهای در فیلمنامه است. روایت، خطی و قابل پیشبینی پیش میرود و کمتر از ابزارهای دراماتیک برای ایجاد تعلیق یا کشمکش بهره میبرد. تصمیم ظفر برای رفتن، خطرات مسیر و حتی مواجهه او با جنگ، اغلب بدون پرداخت کافی رها میشوند. فیلم بیشتر «میگوید» تا اینکه «نشان دهد».
از منظر فرمی، «اَندو» واجد زبان سینمایی مشخصی نیست. قاببندیها، نورپردازی و طراحی بصری، کارکردی حداقلی دارند و کمتر به فضاسازی احساسی کمک میکنند. این فقدان زبان بصری، باعث میشود فیلم در بهترین حالت، یادآور تولیدات مناسبتی تلویزیون باشد؛ آثاری که بیش از آنکه برای پرده سینما طراحی شده باشند، برای پخش در قاب کوچک ساخته شدهاند.
نکته قابل تأمل، استفاده مکرر سینمای ایران از کودک بیپناه در بستر جنگ است. «اَندو» نیز در این الگو قرار میگیرد: کودکی که یا پدر ندارد، یا برادرش غایب است و ناچار میشود بار مسئولیتی فراتر از سنش را به دوش بکشد. اگرچه این الگو ریشه در واقعیتهای تاریخی دارد، اما تکرار بدون بازآفرینی خلاقانه، آن را به کلیشه تبدیل میکند؛ کلیشهای که فیلم رحیمی نیز از آن عبور نمیکند.
فیلم در مواجهه با جنگ، محافظهکار است. نه خشونت جنگ را بهدرستی به تصویر میکشد و نه تأثیر روانی آن را بر کودک قهرمانش واکاوی میکند. نتیجه، روایتی است که از نظر عاطفی، ایمن و بیخطر باقی میماند؛ روایتی که میتوانست تکاندهنده باشد، اما ترجیح میدهد آرام و قابل پیشبینی پیش برود.
با این همه، نمیتوان از نیت صادقانه فیلم چشمپوشی کرد. «اَندو» تلاش میکند به جای شعار، به انسانهای عادی بپردازد و از دل یک داستان بومی، تصویری انسانی از جنگ ارائه دهد. اما سینما، بیش از نیت، به ابزار نیاز دارد؛ ابزارهایی که در این فیلم، یا غایباند یا بهدرستی استفاده نشدهاند.
در نهایت، «اَندو» بیش از آنکه یک فیلم سینمایی کامل باشد، یک ایده نیمهپرورشیافته است؛ ایدهای که اگر با فیلمنامهای دقیقتر، زبان بصری قویتر و جسارت در پرداخت دراماتیک همراه میشد، میتوانست به اثری ماندگار تبدیل شود. فیلم، نه شکست مطلق است و نه موفقیت؛ بلکه نمونهای از فرصتی است که میتوانست بهتر استفاده شود.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
ارسال دیدگاه