حمیدرضا کاظمی پور*
نگاهی به فیلم "زندگی کوچک کوچک"/ رویایی محو و بازنمایی ضعیف از دنیای کودک
تهران (پانا) - فیلم "زندگی کوچک کوچک" ساخته امیرحسین ثقفی، قصه نوجوانی را روایت میکند که عاشق دریا است و آرزوی دیدن آن را دارد، در حالی که از قول پدرش دریافته دریا مادرش را از او گرفته است.
در نخستین نگاه کشش ذاتی نوجوان به دریا، با دانستن اینکه دریا عامل فقدان مادر است، غیرمنطقی و غیرقابل باور به نظر میرسد و این تناقض، پایه اصلی داستان را سست میکند و اگر با این نکته در فیلم نیز کنار بیاییم باید توجه داشت که این ایده در حد یک فیلم کوتاه شاید قابل جمع بندی باشد تا یک اثر بلند سینمایی.
ریتم فیلم به حدی کند است که باعث خستگی مخاطب و فاصله گرفتن او از فضای درام میشود و باید توجه داشته باشیم استفاده از نمای طولانی در فیلم اگر کنش مند و دارای منطق فرمی یا محتوایی نباشد به هیچگاه نمی تواند به کلیت اثر کمک کند و متاسفانه این موضوعی است که فیلمساز در مسیر خلق اثر خود از آن غافل بوده است.

فیلم قصد دارد به دنیای کودک بپردازد، اما فاقد جریان زندگی، فعالیتهای عینی و جغرافیای مشخص است و در نتیجه دنیای کودک به صورت غیرملموس نمایش داده میشود ، این ضعف در شخصیت پردازی کاراکترهای داستان نیز به خوبی قابل مشاهده است به ویژه مادربزرگ و پدر صرفا در حد تیپ هایی بدون لایه های درونی باقی می مانند.
فیلم تنها در خلق نماهای کارتپستالی و زیبا موفق است، اما این نماها اغلب فاقد منطق روایی قوی هستند و به پیشبرد داستان کمک مؤثری نمیکنند.
دنیای کوچک کوچک تلاش دارد با ضرباهنگ شاعرانه و متفاوت، به مفاهیم عمیقی مانند تنهایی و رویاپردازی بپردازد اما در این مسیر نیز نمی تواند حرف جدی برای گفتن داشته باشد حتی اگر قاب تصویر و چینش نماها، حس بصری دلنشینی در لحظات کوتاه ایجاد کند.

فیلم "زندگی کوچک کوچک" هم در ایده و هم در اجرا ناموفق است و بیشتر به مجموعهای از تصاویر زیبا شبیه است تا روایتی منسجم و تأثیرگذار از دنیای کودک و تنهایی او.
امیرحسین ثقفی اگرچه قصد خلق اثری متفاوت و شاعرانه را داشته، اما در این مسیر نتوانسته است فرم و محتوا را به خوبی با هم تلفیق کند و حاصل اثری است که در میانه راه واقعیت و خیال، نه عمق روانشناختی دارد و نه جذابیت روایی.
عضو انجمن منتقدین خانه سینما
ارسال دیدگاه