نساء نیکو*
نگاهی به فیلم سینمایی کافه سلطان/ حفظ انسانیت در سادهترین شکل آن
تهران (پانا) - «کافه سلطان» از آن دست فیلمهایی است که بحران را نه در میدان نبرد، که در جزئیترین رفتارهای انسانی جستوجو میکند. فیلم مصطفی رزاقکریمی، جنگ ۱۲ روزه را به حاشیه میراند تا متن اخلاق در زندگی روزمره را برجسته کند؛ اخلاقی که در لحظهی بحران، بیش از هر زمان دیگری عیان میشود.
کافه بینراهی فیلم، استعارهای روشن از جامعهای کوچک است که ناگهان در وضعیت تعلیق قرار میگیرد. آدمها نمیتوانند بروند، نمیدانند چه خواهد شد و ناچارند با یکدیگر بمانند. در این ماندن اجباری، فیلم پرسشی ساده اما بنیادین را مطرح میکند: وقتی نظم بیرونی فرو میریزد، چه چیزی انسان را سرپا نگه میدارد؟
پاسخ فیلم، نه قهرمانسازی است و نه شعار. «مهتاب» با بازی دقیق آزیتا حاجیان، قهرمان به معنای کلاسیک نیست؛ او نه تصمیمی بزرگ میگیرد و نه کنشی حماسی انجام میدهد. قدرت شخصیت در تداوم است: ادامه دادن کار کافه، حفظ نظم، مراقبت از دیگران و جلوگیری از فروپاشی اخلاقی فضا. این همان اخلاقِ روزمرهای است که فیلم به آن باور دارد.

جنگ در «کافه سلطان» حضوری نامرئی اما سنگین دارد. ما صدای انفجار نمیشنویم، تصویر نبرد نمیبینیم، اما تأثیر جنگ را در رفتار آدمها حس میکنیم: ترس، بیقراری، خشم، خودخواهی و گاه همدلی. فیلم با حذف تصویر مستقیم جنگ، توجه مخاطب را به پیامدهای انسانی آن معطوف میکند؛ به شکاف نسلی، اختلاف نگرشها و بحران معنا.
یکی از تمهای مهم فیلم، تقابل نسلهاست. مسافران کافه هر کدام نمایندهی نوعی نگاه به زندگیاند؛ از بیتفاوتی تا اضطراب، از فرصتطلبی تا مسئولیتپذیری. مهتاب در این میان، نه داور است و نه معلم؛ بلکه نقطهی تعادل. او یادآور نسلی است که جنگ را زیسته، اما هنوز به اخلاق جمعی باور دارد.
با این حال، صراحت اخلاقی فیلم، گاهی به قیمت از دست رفتن تعلیق تمام میشود. «کافه سلطان» بیش از آنکه پرسش را باز بگذارد، به سمت پاسخهای امن حرکت میکند. تماشاگر کمتر در موقعیت قضاوت قرار میگیرد و بیشتر شاهد تثبیت یک موضع اخلاقی است. این انتخاب، فیلم را شریف اما تا حدی محافظهکار میکند.

لحن شبهمستند فیلم، به باورپذیری کمک میکند، اما همزمان، فاصلهی سینمایی ایجاد میکند. فیلم ترجیح میدهد واقعیت را ثبت کند تا آن را به اوج دراماتیک برساند. در نتیجه، تأثیرگذاری «کافه سلطان» تدریجی و تأملی است، نه ضربهای و احساسی.
در نهایت، «کافه سلطان» فیلمی است دربارهی ماندن؛ ماندن در زمانهای که همهچیز فرو میریزد. اثری که میگوید شاید در بحران، بزرگترین مقاومت، حفظ انسانیت در سادهترین شکل آن باشد.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
ارسال دیدگاه