۱۳ آبان؛ روایت ایستادگی در گذر نسلها
ملارد(پانا)- سیزدهم آبان، نماد پیوند آگاهی و مسئولیتپذیری نسلی است که در بزنگاههای تاریخ، نقش خود را در ساختن آینده این سرزمین به اثبات رسانده است؛ روزی که امسال، با یاد دانشآموزان شهید میناب و نام جاودانه ماکان نصیری، بار دیگر ضرورت پاسداشت امنیت، حق آموزش و جایگاه دانشآموز در جامعه را یادآوری میکند.
سیزدهم آبان، روزی نیست که تنها در تقویم ورق بخورد و با پایان یک مراسم به فراموشی سپرده شود؛ سیزدهم آبان، حکایت نسلی است که در حساسترین فصلهای تاریخ این سرزمین، معنای ایستادگی را نه در واژهها، بلکه در میدان عمل معنا کرد.
روزی که نام دانشآموز، از حاشیه کتابهای تاریخ فراتر رفت و به متن حوادث بزرگ یک ملت پیوند خورد؛ روزی که ثابت کرد گاهی کوچکترین قامتها، بلندترین صداهای تاریخاند.
۱۳ آبان برای من، فراتر از یک مناسبت ملی، یادآور هویتی است که سالهاست در مسیر فعالیتهای دانشآموزی با خود همراه دارم. شش سال حضور در سازمان دانشآموزی شهرستان ملارد، از شهرستانهای استان تهران و تجربه خبرنگاری در خبرگزاری پانا، به من آموخته است که دانشآموز بودن، تنها به معنای آموختن از کتابها نیست؛ گاهی باید خود، راوی حقیقت بود، صدای بیصدایان شد و از دریچه نگاه نسل خود، جهان پیرامون را روایت کرد.
خبرنگاری دانشآموزی برای من تنها ثبت خبر و انتقال رویداد نیست؛ فرصتی است برای دیدن آنچه شاید از چشم دیگران پنهان بماند، شنیدن حرفهایی که کمتر شنیده میشوند و روایت انسانهایی که نامشان نباید در ازدحام روزمرگیها گم شود.
اما امسال، در میان تمام روایتهایی که میتوان از روز دانشآموز نوشت، دلم بیش از هر چیز کنار نیمکتهای مدرسه شجره طیبه میناب میماند؛ کنار نیمکتهایی که روزی میزبان رویاهای کوچک و آرزوهای بزرگ بودند و امروز، یادآور غمی بزرگ در حافظه جمعی ما شدهاند.
مدرسه باید مأمن رؤیاهای کودکانه باشد؛ جایی برای آموختن الفبای زندگی، جایی که صدای ورق خوردن دفترها از هر صدایی بلندتر باشد و زنگ تفریح، زیباترین موسیقی روزهای کودکی. اما حادثه میناب، این تصویر روشن را با اندوهی سنگین درآمیخت. دانشآموزانی که باید فرداهای این سرزمین را میساختند، خود به بخشی از تاریخ پراندوه آن تبدیل شدند؛ در میان نامهای ماندگار آن مدرسه، نام ماکان نصیری، دانشآموز شهید جاویدالاثر، برای من معنایی فراتر از یک نام دارد.
ماکان؛ نامی که در میان سطرهای این روزگار، با دلتنگی و انتظار گره خورده است. کودکی که سهمش از مدرسه باید تختهسیاه، دفتر مشق، صدای معلم و رؤیای فردا میبود؛ نه ثبت نامش در حافظه یک ملت با عنوان جاویدالاثر.
چه تلخ است که گاهی باید از دانشآموزانی بنویسیم که دیگر فرصتی برای نوشتن مشقهای فردایشان ندارند؛ از کودکانی که باید درباره آیندهشان میخواندیم، اما امروز درباره نبودنشان مینویسیم. ماکان نصیری، برای ما خبرنگاران دانشآموز، تنها سوژه یک گزارش یا نامی در میان اسامی شهدا نیست؛ او یادآور مسئولیتی بزرگ است: مسئولیت فراموش نکردن کودکانی که حقشان زندگی، تحصیل، امنیت و ساختن آینده بود.
در چنین روزی، بیش از هر زمان دیگری باید از معنای دانشآموز بودن سخن گفت. از نسلی که قرار نیست تنها تماشاگر اتفاقات باشد؛ نسلی که باید پرسشگر، آگاه، مسئولیتپذیر و مطالبهگر باشد. نسلی که قلم به دست میگیرد تا حقیقت را روایت کند و میآموزد که سکوت در برابر فراموشی، گاهی سنگینتر از هر واژهای است.
من بهعنوان خبرنگار دانشآموز پانا و عضوی از خانواده بزرگ سازمان دانشآموزی و دانش آموز پایه یازدهم دبیرستان طلوع فجر باور دارم رسالت ما تنها روایت افتخارات گذشته نیست؛ ما باید راوی دردهای امروز و امیدهای فردا نیز باشیم. باید از دانشآموزی بنویسیم که برای آیندهاش تلاش میکند، از معلمی که چراغ دانایی را روشن نگه میدارد و از کودکانی که حق دارند در آرامش، رؤیا ببافند و به فردا برسند.
شش سال فعالیت در سازمان دانشآموزی به من آموخته است که اثرگذاری، همیشه از جایگاههای بزرگ آغاز نمیشود؛ گاهی یک قلم کوچک، یک روایت صادقانه و یک صدای برخاسته از دل دانشآموزان میتواند پنجرهای تازه به سوی حقیقت باز کند. سیزدهم آبان امسال، از شهرستان ملارد در استان تهران، میخواهم این روز را نه فقط با یادآوری تاریخ، بلکه با تجدید عهدی دوباره گرامی بدارم؛ عهدی برای آگاه ماندن، مسئولانه نوشتن، حقیقت را دیدن و اجازه ندادن به فراموشی.
ماکان عزیز! شاید امروز جای خالی تو در کلاس درس، بغضی باشد بر گلوی یک ملت؛ اما نامت در حافظه دانشآموزان ایران باقی خواهد ماند و چه زیباست اگر روزی برسد که هیچ کودکی از رویای فردایش جا نماند؛ هیچ نیمکتی به انتظار صاحبش خالی نماند و هیچ خبرنگار دانشآموزی مجبور نباشد به جای روایت لبخندهای کودکی، از پرپر شدن رویاهای آن بنویسد.
۱۳ آبان، روز دانشآموز است؛ روز پاسداشت نسلی که دیروز برای استقلال ایستاد، امروز برای آگاهی قلم میزند و فردا را با امید، دانش و مسئولیت خواهد ساخت و ما وارثان نیمکتهای دیروز و سازندگان فرداییم؛ پس باید آنقدر آگاهانه زندگی کنیم که شایسته رؤیاهای ناتمام آنان باشیم.
ارسال دیدگاه