اول مهر؛ آغاز دوباره روایتهای یک خبرنگار پانا
فیروزکوه (پانا)- با بازگشایی مدارس و آغاز سال تحصیلی جدید، دوباره حیاط مدرسهها از صدای دانشآموزان پر میشود؛ اما برای یک خبرنگار پانا، اول مهر فقط آغاز کلاسها نیست؛ آغاز فصل تازهای از دیدن، شنیدن و ثبت قصههای دانشآموزانی است که هرکدام با رؤیاها و روایتهای خود، سال جدید را آغاز میکنند.
صبح اول مهر، همیشه شبیه صبحهای دیگر نیست.
شهر از همان ساعتهای ابتدایی، شکل دیگری به خودش میگیرد؛ کوچهها شلوغتر میشوند، لباسهای فرم دوباره از کمدها بیرون میآیند و صدای قدمهایی که چند ماه در خانه مانده بودند، دوباره راه مدرسه را پیدا میکنند.
اما من، اینبار اول مهر را فقط از پشت قاب دوربینم نگاه نمیکنم.
من به عنوان یک خبرنگار پانا، آمدهام روایت کنم؛ روایت روزهایی را که قرار است ساخته شوند، روایت دانشآموزهایی که شاید امروز فقط با یک کیف و کولهپشتی وارد مدرسه شوند، اما هرکدامشان یک قصه، یک رؤیا و یک آینده با خودشان آوردهاند.
مدرسه فقط چند کلاس و نیمکت و تخته نیست.
اینجا جاییست که دوستیها شروع میشوند، اعتمادبهنفسها شکل میگیرند، اشتباهها تبدیل به تجربه میشوند و بعضی از بزرگترین رؤیاهای زندگی، برای اولینبار روی یک تکه کاغذ نوشته میشوند.
و من قرار است این لحظهها را ثبت کنم.
از اولین زنگ مدرسه، از خندههای حیاط، از استرس دانشآموز تازهوارد، از معلمی که دوباره پای تخته میایستد، و از نسلی که آمده تا فقط درس نخواند؛ آمده تا دیده شود، شنیده شود و خودش بخشی از روایت آینده باشد.
شاید سالها بعد، همین عکسها و گزارشها تنها چیزی باشند که از بعضی از این روزها باقی میمانند.
پس دوربینم را روشن میکنم، دفترم را باز میکنم و برای یک سال تازه آماده میشوم.
اینجا، اول مهر است؛ آغاز یک سال تحصیلی دیگر، و آغاز روایتهای تازه ما.
من خبرنگار پانا هستم؛ و امسال هم قرار است قصه مدرسه را، از زبان خود دانشآموزها روایت کنم.
ارسال دیدگاه