از پشت پنجره دلتنگی تا جادههای کربلا؛ روایت عاشقانی که دلشان جا نمانده است
شهریار(پانا)- هر سال با نزدیک شدن اربعین، میلیونها عاشق راهی کربلا میشوند؛ اما در گوشهوکنار جهان، دلهایی نیز هستند که اگرچه توفیق حضور در این مسیر را ندارند، با اشک، دعا و دلدادگی، خود را همقدم زائران میبینند. جاماندگان اربعین، شاید از سفر بازمانده باشند، اما از قافله عشق حسین(ع) هرگز جا نماندهاند.
اربعین که از راه میرسد، گویی تمام جادههای جهان به یک مقصد ختم میشوند؛ مقصدی که نامش «کربلا» است. میلیونها عاشق، کولهبار محبت بر دوش میگذارند و قدم در مسیری مینهند که پایانش تنها رسیدن به یک حرم نیست، بلکه رسیدن به حقیقت، عشق و آزادگی است. در این میان اما دلهایی نیز هستند که هر سال، همقدم با زائران حرکت میکنند، بیآنکه رد پایشان بر خاک عراق نقش ببندد. دلهایی که اگرچه از قافله جا ماندهاند، اما از عشق حسین(ع) هرگز جا نماندهاند.
جاماندگی از اربعین، شاید سختترین حسرت یک عاشق باشد. حسرت شنیدن نوای «لبیک یا حسین» در میان سیل جمعیت، حسرت قدم زدن در جادهای که هر وجب آن با اشک و اخلاص آمیخته است و حسرت رسیدن به بینالحرمینی که آرزوی میلیونها انسان آزاده جهان است. اما مگر میتوان فاصلهای میان دل عاشق و صاحب دلها ایجاد کرد؟
کربلا تنها یک نقطه روی نقشه نیست؛ کربلا، جغرافیای دلهای عاشق است. گاهی انسانی در کنار ضریح ایستاده اما دلش از حسین(ع) دور است و گاهی کسی کیلومترها دورتر، در گوشهای از این سرزمین، آنچنان با نام حسین(ع) زندگی میکند که هر نفسش بوی کربلا میدهد.
جاماندگان اربعین، روایت ناتمام عشق نیستند؛ روایت دیگری از عاشقیاند. آنان که به هر دلیل نتوانستهاند در مسیر پیادهروی حضور یابند، میتوانند با خدمت به مردم، دستگیری از نیازمندان، برپایی مجالس حسینی، دعا برای زائران و زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا، سهم خود را از این سفر بزرگ ادا کنند. مگر نه اینکه امام حسین(ع) برای زنده ماندن انسانیت قیام کرد؟ پس هر گامی که در راه انسانیت برداشته شود، امتداد همان مسیر نورانی است.
اربعین، مدرسهای است که درس وفاداری، ایثار، وحدت و مقاومت میدهد. در این مدرسه، ملیتها، زبانها و رنگها رنگ میبازند و تنها یک هویت باقی میماند؛ هویت «حبالحسین». همین عشق است که میلیونها انسان را بدون دعوتنامه، بدون تبلیغات و بدون چشمداشت، راهی سفری میکند که جهان هر سال با شگفتی به آن مینگرد.
اما حقیقت آن است که راه حسین(ع) به مرزها محدود نمیشود. این راه، از دل انسانها عبور میکند. هر خانهای که این روزها با یاد سیدالشهدا(ع) چراغش روشن است، هر مادری که برای سلامتی زائران دعا میکند، هر جوانی که در موکبها خدمت میکند و هر دلی که با شنیدن نام کربلا اشک میریزد، در حقیقت مسافر همان راه است.
چه بسیار کسانی که امروز در ازدحام زندگی، مشکلات اقتصادی، بیماری، مسئولیتهای خانوادگی یا محدودیتهای دیگر، فرصت حضور در پیادهروی اربعین را نیافتهاند؛ اما اشکهای بیصدای آنان، گواه دلدادگیشان است. خداوند، پیش از آنکه قدمها را ببیند، نیتها را میبیند و پیش از آنکه فاصلهها را بشمارد، دلها را میشناسد.
جاماندگان اربعین، اگرچه چشم انتظار رسیدن به کربلا هستند، اما میتوانند از همین امروز، کربلا را در رفتار، اخلاق و سبک زندگی خود جاری کنند. اگر پیام عاشورا در جامعه زنده بماند، اگر عدالت، مهربانی، آزادگی و دفاع از حق در زندگی ما جریان پیدا کند، آنگاه هر روز، اربعین است و هر جا، کربلا.
اربعین، پایان یک سفر نیست؛ آغاز مسئولیتی بزرگ است. مسئولیت زنده نگه داشتن پیام قیامی که برای عزت انسان شکل گرفت. چه آنان که در مسیر نجف تا کربلا قدم برمیدارند و چه آنان که از دور سلام میدهند، همگی در یک آرزو مشترکاند؛ آرزوی قرار گرفتن در زمره یاران واقعی سیدالشهدا(ع).
شاید امسال قسمت برخی از ما، تنها نگاه کردن به تصاویر پیادهروی اربعین، شنیدن روایت زائران و فرستادن یک «السلام علیک یا اباعبدالله» از فاصلهای دور باشد؛ اما مگر عشق، فاصله میشناسد؟ مگر دلی که هر شب رو به کربلا سلام میدهد، از قافله عاشقان جا مانده است؟
جاماندگان اربعین، بیش از آنکه از سفر بازمانده باشند، چشمانتظار دعوت دوبارهاند؛ دعوتی که امید دارند روزی با عنایت حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، آنان را نیز در مسیر نورانی نجف تا کربلا قرار دهد. تا آن روز، دلهایشان زائر است، اشکهایشان همقدم کاروان و دعاهایشان بدرقه راه عاشقانی که به نیابت از همه مشتاقان، قدم در طریق عشق گذاشتهاند.
ارسال دیدگاه