شور اربعین؛ جلوهای از عشق و دلدادگی عاشقان حسینی در مسیر جاودانه کربلا
فیروزکوه(پانا)_اربعین حسینی، بزرگترین اجتماع عاشقان اهلبیت(ع)، هر سال با حضور میلیونها زائر از کشورهای مختلف جهان برگزار میشود.
اربعین اسـت. چھل روز اسـت که گلھای خوشبوی محمدی از باغستان خویش جدا گشتهاند و باغبان خودرا تنھا نھادهاند. اولین زائر، صحابه خاص رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» جابر بن عبدالله انصاری اسـت که با بدنی معطر و ذکرگویان، بر قبر دردانه پیامبر حاضر گشته و از سوز دل سه بار فریاد می زند: یا حسین! یا حسین! یا حسین! و بیھوش روی زمین میافتد.
عطیه، دوست جابر، وی را بـه ھوش میآورد که ناگھان جابر صدا میزند: آیا دوست، جواب دوست خودرا نمیدھد؟ و سپس خودش جواب خودش را میدھد: چگونه جواب مرا بدھی، در حالی که خون از رگ ھای گلویت بر سینه و شانه ات فرو ریخته و بین سر و بدنت جدایی افکنده اسـت… چھل روز گذشت…
در آن غروب خون آلود، ھنگامی کـه خنجر شقاوت ھا و نامردی ھا، گلوی آخرین مبارز را درید، آنگاه کـه زنان و فرزندان داغدیده در بین رقص شعلهھای آتش خیمهھایشان، بـه سوگ مردان در خون غلتیده خود نشسته بودند، دشمن بـه جشن و سرور ایستاد، خیابانھا و کاخھا را برای جشنھا مھیا ساخت و بـه انتظار ماند تا در بین دلھای چون لاله پرخون اسیران، بـه برپایی جشنی تمسخرآمیز بپردازد.
اما زینب سلام الله علیها، این ستون پابرجای کاروان اسرا، ھمه چیز رابه گونه ای دیگر رقم زد. بـه راستی چـه کسی میداند چگونه زینب باوجود سنگینی کوھی از مصیبتھا بر شانه ھایش، بغض غمھا را فرو داد و قدم بر قله رفیع عزت و آزادگی گذاشت. با سخنان زینب، کربلا بـه بلوغ رسید و خون شھدا جوشید… چھل روز بود کـه درخت اسلام ریشه در خون شھدا، استوارتر و راسختر از ھمیشه، بـه سوی فلک قد میکشید. چھل روز بود…
ارسال دیدگاه