وداع باشکوه ، وقتی خاک به تماشای جاودانگی نشست

شهرری یک(پانا)ـ روزی که زمین و آسمان در سکوتی سنگین فرو رفتند،نه برای سوگواری یک انسان،بلکه برای ادای احترام به شکوه یک آرمان.در مراسم آخرین وداع با رهبر شهید،تماشاگر رفتن کسی بودیم که با تمام وجود به ما عشق ورزید و با تمام اقتدار،مسیر فردا را برایمان ترسیم کرد.با چشمان اشک‌آلود اما با قلب‌هایی لبریز از غرور،شاهد پیوستن او به ابدیت بودیم؛وداعی که پایان یک حضور،اما آغاز یک عشق جاودانه در رگ‌های ماست.

کد مطلب: ۱۷۲۰۰۰۰
لینک کوتاه کپی شد
وداع باشکوه ، وقتی خاک به تماشای جاودانگی نشست

آسمان، رنگ دیگری داشت؛ رنگی میان خاکستری اندوه و طلایی شکوه. در میان جمعیت، تنها اشک‌ها نبودند که جاری بودند بلکه نگاه‌ها، در جستجوی ردی از آن اقتدار همیشگی بودند.

از نگاه عاشقانه به این صحنه، می‌توان گفت: ما تنها یک پیکر را وداع نگفتیم، بلکه داشتیم با قلبی لرزان، به ستاره‌ای که راه شب‌های تاریک ما بود، ادای عشق می‌کردیم. آن گونه که او با صلابت تمام در برابر تلاطم‌ها ایستاد، در میانه‌ی آن جمعیت، همچنان حضور داشت؛ نه در کالبد، که در هیبت نگاه‌ها و در صلابت اراده‌ی مردمی که از او یاد می‌گیرند چگونه به آینده چشم بدوزند.

اما در پس این همه بغض، چیزی فراتر از اندوه موج می‌زد: امید. امیدی که از جنس اقتدار او بود. همان‌گونه که او با شکوه تمام، مسیر دشوار را هموار کرد امروز نیز در میان این جمعیت، نجوایی شنیده می‌شد که می‌گفت: او رفت تا در ما زندگی کند؛ او خاک نشد، که در ریشه‌ی تمام پیروزی‌های فردا، ریشه دوانده و قد علم کند.

مراسم با ادای احترامی که فراتر از پروتکل‌های رسمی بود، به پایان رسید؛ وداعی که در آن، اشک‌ها به نشانه‌ی عشق، و ایستادگی‌ها به نشانه‌ی اقتدار، با هم در هم آمیختند. جهان با رفتن او کمی تیره شد ، اما جرقه‌ی نوری که او در دل ما افکند ، برای روشن کردن مسیر آینده، بیش از همیشه درخشان است. او رفت اما راهی که ساخت ، اکنون تنها راه ما برای رسیدن به فرداست.

نویسنده : دانش آموز : هلیا کریم زاده

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار