وقتی باران هم در محاصره سیاست است
شهریار(پانا)_ در جهانی که هر روز خبر تازهای از جنگ، تحریم، بحران و رقابت قدرتها به گوش میرسد، گاهی سادهترین نعمتهای الهی نیز رنگ و بوی سیاست به خود میگیرند. آب، این عنصر حیاتبخش که روزگاری تنها نشانهای از رحمت الهی بود، امروز به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت در معادلات جهانی تبدیل شده است.
در کتابهای درسی خواندهایم که آب مایه حیات است. جملهای کوتاه که شاید سالها از کنار آن بیتفاوت عبور کرده باشیم؛ اما کافی است نگاهی به اخبار جهان بیندازیم تا بفهمیم همین چند کلمه، یکی از مهمترین واقعیتهای عصر ما را در خود جای دادهاند.
امروز جهان تنها با جنگ موشکها و تانکها درگیر نیست. در پس بسیاری از درگیریهای سیاسی، رقابتهای اقتصادی و بحرانهای منطقهای، مسئلهای عمیقتر وجود دارد؛ رقابت برای دسترسی به منابع حیاتی. منابعی که آب در رأس آنها قرار گرفته است.
در بسیاری از نقاط جهان، مردمانی زندگی میکنند که سالهاست میان آتش جنگ و کمبود امکانات گرفتار شدهاند. در چنین سرزمینهایی، بارش باران تنها یک اتفاق جوی نیست؛ خبری است که میتواند امید را به خانههای ویران بازگرداند. هر قطره باران، معنای تازهای پیدا میکند؛ معنای بقا، ادامه زندگی و مقاومت در برابر شرایطی که هر روز دشوارتر از روز قبل میشود.
در همین روزها، بحث بارورسازی ابرها بار دیگر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. تلاشی برای استفاده از دانش و فناوری به منظور افزایش احتمال بارندگی در مناطقی که با کمبود آب روبهرو هستند. اما آنچه ذهن مرا به عنوان یک دانشآموز به خود مشغول میکند، تنها جنبه علمی این مسئله نیست؛ بلکه جایگاه آب در معادلات سیاسی جهان است.
چرا در دنیایی که انسان توانسته به اعماق اقیانوسها نفوذ کند و سفینههای خود را به دوردستترین نقاط فضا بفرستد، هنوز میلیونها انسان نگران دسترسی به آب آشامیدنی هستند؟ چرا در بسیاری از مناطق جنگزده، کودکان بیش از آنکه رؤیای آینده را در سر بپرورانند، دغدغه یافتن آب سالم دارند؟ چرا در قرنی که از آن به عنوان عصر پیشرفت و فناوری یاد میشود، هنوز منابع طبیعی میتوانند به ابزاری برای اعمال فشار و قدرت تبدیل شوند؟
واقعیت این است که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به هم وابسته شده است. بحران آب در یک منطقه، تنها مشکل همان منطقه نیست. خشکسالی، مهاجرت، ناامنی غذایی و بیثباتی اقتصادی میتوانند مرزها را درنوردند و اثرات خود را به نقاط مختلف جهان برسانند. به همین دلیل، مسئله آب دیگر صرفاً یک موضوع زیستمحیطی نیست؛ بلکه به بخشی از امنیت جهانی تبدیل شده است.
گاهی به این فکر میکنم که کودکی در یک کشور جنگزده، هنگام نگاه کردن به آسمان چه آرزویی دارد. شاید آرزوی او نه داشتن آخرین فناوریهای دنیا باشد و نه زندگی در برجهای بلند و مدرن. شاید تمام آرزویش این باشد که فردا صبح، صدای باران را بشنود؛ نه صدای انفجار را.
شاید تلخترین واقعیت عصر ما همین باشد که در برخی نقاط جهان، آسمان نیز از سیاست جدا نیست. ابرها بر فراز سرزمینهایی حرکت میکنند که سالهاست رنگ آرامش را ندیدهاند. باران بر زمینهایی میبارد که پیش از آن با دود و آتش پوشیده شدهاند. و انسانهایی زیر این آسمان زندگی میکنند که سهمشان از جهان، بسیار کمتر از آن چیزی است که شایسته آن هستند.
من معتقدم آینده جهان را نه تعداد موشکها، نه حجم تسلیحات و نه قدرت نظامی کشورها تعیین خواهد کرد؛ بلکه توانایی ملتها در حفظ منابع حیاتی، گسترش عدالت و ایجاد صلح پایدار سرنوشت جهان را رقم خواهد زد. زیرا هیچ تمدنی با تشنگی پایدار نمیماند و هیچ جامعهای در سایه بحرانهای بیپایان فرصت رشد پیدا نمیکند.
شاید روزی برسد که خبرهای جهان دیگر از جنگ و درگیری آغاز نشوند. روزی که باران فقط نشانه رحمت باشد، نه موضوعی در میان تحلیلهای سیاسی و امنیتی. روزی که کودکان، فارغ از ملیت و جغرافیا، زیر یک آسمان مشترک قدم بزنند و صدای باران را به عنوان نوید زندگی بشنوند؛ نه به عنوان استثنایی در میان روزهای سخت و پرالتهاب جهان.
تا آن روز، هر بار که قطرهای باران بر زمین مینشیند، باید به یاد بیاوریم که آب تنها یک نعمت طبیعی نیست؛ بلکه یادآور مسئولیت مشترک همه انسانها برای ساختن جهانی آرامتر، عادلانهتر و انسانیتر است.
ارسال دیدگاه