خاطرات یک ساله در پانا: از هیجان تا مسئولیت
شهریار(پانا)- این گزارشِ یک ساله پانا، روایتی است از لحظههای ناب، خندهها و اشکهایی که در کنار هم تجربه کردیم؛ سفری که هر کلمهاش، ردپای یک خاطره شیرین و ماندگار از این مسیرِ قشنگ است.
اولین روزی که کاور پانا راو روی سینهام دیدم، انگار یه پرواز بزرگ شروع شده بود. هنوز یادم هست چقدر دستام میلرزید و قلبم تند میزد وقتی اولین مصاحبهام را توی حیاط مدرسه انجام دادم. فکر میکردم همه چیز خیلی رسمی و خشک باشد، اما پانا به من یاد داد که خبرنویسی یعنی شنیدن صدای واقعی بچهها و ثبت لحظههایی که شاید هیچکس دیگر به آن توجه نکرده باشد.
توی این یک سال، خیلی چیزها یاد گرفتم که توی کلاس درس هیچوقت نمیشد. مثلاً چطور باید با یک فرد سختگیر یا عصبانی با احترام و صبر صحبت کرد.یادم است یک روز قرار بود یک خبر تهیه کنم ولی همه چی بهم ریخته بود. اون لحظه فهمیدم که خبرنگاری فقط نوشتن و بیان کردن نیست، بلکه مدیریت بحران و پیدا کردن راهحلهای خلاقانهست.
پانا برای من فقط یک گروه خبری نبود، بلکه بخشی از من شد. بخشی از من که هر روز صبح با انرژی بیدار میشدم و منتظر بودم ببینم امروز چه خبری میتوانم پیدا کنم. توی گروهها، وقتی عکسی از حالوهوای مدرسه یا خبر تولیدی پانا را میفرستادم، حس میکردم بخشی از یک تیم بزرگ و قدرتمند هستم که دارد صدای دانشآموزها را به گوش بقیه میرساند.
چالشهای زیادی داشتیم، از پیدا کردن اطلاعات درست تا نوشتن تیترهایی که هم جذاب باشد و هم دقیق. به من صبر کردن را یاد داد .پانا باعث شد آدم دقیقتری بشوم و یاد بگیرم که قبل از هر کاری ، چند بار فکر کنم و به پیرامون خود توجه کنم و خبرها را دقیق دنبال کنم .
خبر، نگاری است برای دل خبرنگاران .
ارسال دیدگاه