از کلاس درس تا خبرنگار پانا شدن
رودهن(پانا)- ورود به دنیای خبرگزاری پانا، برای من صرفاً دریافت یک عنوان جدید نبود؛ بلکه تولد نگاهی تازه به جهان اطرافم بود.
امسال برای من، تقویم ورق دیگری خورد. امسال فقط با کتاب و دفترهای مدرسه هممسیر نشدم؛ بلکه با مفهومی آشناتر و عمیقتر به نام «آگاهی» پیوند خوردم. ورود به دنیای خبرگزاری پانا، برای من صرفاً دریافت یک عنوان جدید نبود؛ بلکه تولد نگاهی تازه به جهان اطرافم بود.
پیوستن به خانواده بزرگ خبرگزاری پانا ، شروع سفری است که پایان شیرینی خواهد داشت. تا پیش از این، من هم مثل بسیاری، تنها مصرفکننده اخبار بودم؛ اما امروز، میتوانم خودم، سازنده جریانی باشم که حقیقت را به گوش دیگران میرساند. خبرنگار شدن در دوران دانشآموزی، یعنی تمرین شجاعت برای پرسیدن، تمرین صبر برای شنیدن و تمرین صداقت برای نوشتن.
حالا که در قامت یک «خبرنگار پانایی» ایستادهام، میدانم که لنز دوربین من و حرف هایی که بر صفحه سفید کاغذ مینویسم، بار سنگینی بر دوش دارند. من یاد میگیرم که فراتر از تیترهای زرد و هیاهوهای بیثمر، به دنبال «دردها»، «امیدها» و «استعدادهایی» بگردم که در هیاهوی روزمرگی گم شدهاند. من یاد میگیرم که صدای رسای همکلاسیهایم باشم؛ صدای همانهایی که رویاهای بزرگی در سر دارند اما تریبونی برای گفتن ندارند.
خبرنگاری در پانا به من آموخت که هر اتفاق ساده در حیاط مدرسه، هر موفقیت کوچک در یک جشنواره محلی و هر دغدغه جاری در ذهن یک دانشآموز، ارزش روایت شدن دارد. من آموختهام که یک خبرنگار، گوشههای تاریک را روشن میکند و با پرسشگریاش، مسئولیتپذیری را زنده نگه میدارد.
امروز، با افتخار میگویم که من یک خبرنگارم. کسی که در ابتدای این مسیر دشوار اما شیرین قرار دارد. میدانم که راه درازی برای آموختن فنون مصاحبه، ظرافتهای گزارشنویسی و اصول اخلاق رسانهای در پیش دارم، اما اشتیاق دانستن و تعهد به حقیقت، چراغ راه من خواهد بود.
در این راه نیاز بود به عزیزانی که به من درآسان شدن این مسیر کمک کنند:
عالی خانی معلم پرورشی والله بخشی رابط خبرنگاران پانا رودهن و رحمتی معاون پرورشی رودهن و حیدریان مسئول پانای شهرستان های استان تهران و پدرومادرم که در تمام مسیر کنارم بودند.
من وتمام دوستانم در خبرنگاری نیاز داریم به افرادی مانند این عزیزان که به فکر رشد وموفقیت بچه های ایران باشند.
ارسال دیدگاه