دو ابراهیم، دو پرچمدار عشق و ایثار
شهرری یک (پانا) ـ نامشان یکی بود؛ ابراهیم. یکی در میدان جنگ و رزم با جوانمردی و گمنامی قد کشید و دیگری در میدان خدمت با ساده زیستی و مردم داری.
در میان هیاهوی دنیا و روزمرگیهایی که گاهی غبار بر آینه دل مینشاند، نام «ابراهیم هادی» چون چراغی در تاریکی میدرخشد. او نه تنها یک قهرمان نظامی، بلکه قهرمانِ «نفس» بود؛ کسی که پیش از آنکه در میدان جنگ با دشمن بجنگد، در میدانِ درون، بر خود پیروز شده بود.
ابراهیم، پهلوانی بود که گمنامی را برگزید. وقتی روایت زندگیاش را ورق میزنیم، پیش از آنکه رشادتهایش در کانال کمیل و جبهههای حق علیه باطل خودنمایی کند، «اخلاق» و «بندگی» اوست که چشمها را خیره میکند. او در عین جوانی، روحی به بزرگی دریا داشت؛ در حالی که میتوانست فرماندهای نامدار باشد، ترجیح داد «هادیِ» دلها بماند.
شهادت او، نه پایان یک زندگی، که آغاز یک مکتب بود. پیکر مطهرش در همان کانال کمیل ماند تا امروز، ابراهیم برای نسلهای بعد از خود، نه یک عکس بر دیوار، بلکه یک «راه» باشد؛ راهی که از «خودسازی» شروع میشود و به «ایثار» میرسد.
ابراهیم هادی، همانطور که در زندگیاش گمنام زیست و گمنام پر کشید، امروز نامدارترینِ گمنامان است؛ ستارهای که راهِ «خداگونه شدن» را در اوجِ سادگی به ما نشان داد. یادش نه تنها در تاریخ، که در تکتکِ لحظههایی که به یاد خدا هستیم، گرامی و جاوید است.
شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، نمادِ بارزِ «مدیریتِ جهادی» و «خدمتِ بیمنت» بود. او که سراسر عمرِ خویش را در کسوتِ قضاوت و مسئولیتهای کلانِ نظام سپری کرد، تا آخرین لحظه از پای ننشست و خستگی در قاموسِ واژگانِ او جایگاهی نداشت.
آنچه بیش از هر چیز در وجود او میدرخشید، تواضع و روحیهی مردمیاش بود. رئیسی، رئیسجمهوری بود که پشتِ میزِ قدرت حبس نشد؛ او را میشد در میان سیلزدگان، در کارخانههای احیا شده و در میانِ مردمِ مناطقِ محروم پیدا کرد؛ آنجا که فاصلهی میانِ مسئول و مردم، با قدمهای او برداشته میشد. او «صبر» را از مکتبِ خدمت آموخته بود و آماجِ تندبادهای تخریب و حاشیه قرار میگرفت، اما نگاهش تنها به هدفِ نهایی، یعنی گرهگشایی از کارِ مردم بود.
شهادتِ او در راهِ خدمت، مهرِ تأییدی بر زیستِ مؤمنانهاش بود. پروازِ ابدیِ او در میانهیِ خدمت، پیامی روشن برای تمامِ مسئولان داشت: «ترازِ خدمت، نه در اتاقهای دربسته، که در میدانِ عمل و با همراهی با مردم سنجیده میشود.»
سید ابراهیم رئیسی رفت، اما یادِ «سادهزیستی»، «اخلاقمداری» و «پافشاری بر آرمانها» از او به یادگار ماند. او که خود را وقفِ خادمیِ امام رضا (ع) و مردمِ ایران کرده بود، سرانجام در مسیری که وقفِ خدمت بود، به دیدارِ حق شتافت و نامش به عنوان «خادمالرضا» در یادها جاودانه شد.
آنها دو ابراهیم ، دو پرچمدار عشق و ایثار بودند، نامشان یکی بود؛ ابراهیم. یکی در میدان جنگ و رزم با جوانمردی و گمنامی قد کشیدو دیگری در میدان خدمت با ساده زیستی و مردم داری.
هر دو ابراهیم در اردیبهشت ماه هستند، یکی در آغاز اردیبهشت متولد شد و دیگری در پایان اردیبهشت شهید راه خدمت، اما چه عجیب که هر دو شهید نامشان ابراهیم بود و تا ابد هم نامشان به عنوان اسوه فداکاری و ایثار در دفتر قلب ها و ذهن ها حک شد.
ارسال دیدگاه