استرس امتحان؛ سایهای مشترک بر زندگی دانشآموزان
فیروزکوه (پانا) - امتحان همیشه یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین بخشهای زندگی دانشآموزی است؛ روزهایی که ذهن پر از نگرانی میشود و استرس همچون سایهای بزرگ بر جان دانشآموزان میافتد.
امتحان همیشه یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین فصلهای زندگی دانشآموزی است؛ فصلی که پیش از آمدنش، ذهن ما پر از اندیشه و نگرانی میشود. حتی اگر بارها درس خوانده باشیم و خود را آماده کرده باشیم، باز آن صدای کوچک در گوشمان زمزمه میکند: «اگر همه چیز را فراموش کنم چه؟ اگر پرسشها سخت باشند چه؟» و همین زمزمه، سایهای سنگین از استرس را بر جانمان میافکند.
استرس امتحان، تنها یک حس ساده نیست؛ آمیزهای از ترس، اضطراب و فشار روانی است. بارها خود تجربه کردهام که در جلسه امتحان، دستانم از عرق خیس میشوند، دلدرد سراغم میآید و ذهنم در سکوتی سنگین فرو میرود. این تجربه، تنها ازآنِ من نیست؛ بسیاری از دوستانم نیز بارها چنین لحظههایی را از سر گذراندهاند. با وجود همهی این دشواریها، ما همچنان میکوشیم و از پلههای ترقی، آرام و پیوسته بالا میرویم.
گاه استرس حتی در روزهای عادی نیز به سراغمان میآید؛ شاید در میانهی کلاسی ساده، ناگهان دلدردی بیخبر بر جانمان بنشیند یا دستانمان بیاختیار بلرزد. این نشانهها گواه آناند که استرس تنها به امتحان محدود نمیشود؛ بخشی از زندگی روزمرهی همهی آدمهاست. اما هنگامی که پای امتحان در میان باشد، شدت این حس چند برابر میشود و قامت ما را بیشتر میلرزاند.
استرس امتحان تجربهای مشترک است؛ هیچکس نمیتواند بگوید هرگز آن را نچشیده است. از دانشآموزان دبستانی تا دبیرستانی، و حتی دانشجویان، همگی بارها با این فشار روبهرو شدهاند. گاه این اضطراب چنان سنگین میشود که تلاشهای شبانهروزی ما دیده نمیشود؛ ساعتها درس خواندهایم، تمرین کردهایم، اما در لحظهی سرنوشت، اضطراب همه چیز را در هم میشکند.
با این همه، استرس همیشه دشمن نیست. گاهی میتواند نیرویی باشد که ما را به تلاش بیشتر وامیدارد. اما اگر بیش از اندازه شود، دیگر به جای یاری، سد راه میشود. پس باید بیاموزیم چگونه با آن کنار بیاییم؛ با نفسهای عمیق، با برنامهریزی درست، و با ایمان به تواناییهای خود. تنها در این صورت است که میتوانیم از سایهی سنگین استرس عبور کنیم و روشنایی موفقیت را در آغوش بگیریم.
ارسال دیدگاه