دعوتی ناگهانی به مهمانی خدا؛ تجربهای شیرین از اعتکاف
حضور در اعتکاف برایم سفری ناخواسته اما زیبا بود؛ سفری که پس از زیارت کربلا، همچون ادامهی همان مسیر نورانی رقم خورد. در حالی که هیچ تصمیمی برای شرکت نداشتم، احساس کردم خداوند خودش مرا به این مهمانی معنوی فراخوانده است؛ مهمانیای که با آرامش، دعا و نزدیکی به خداوند همراه شد.
بالاخره برای نخستین بار امسال تجربهای متفاوت و شیرین برای من رقم خورد. وقتی به اعتکاف آمدم، حس عجیبی داشتم؛ انگار خداوند خودش مرا دعوت کرده بود. در ابتدا هیچ تصمیمی برای حضور در این مراسم نداشتم، اما بهگونهای ناگهانی و زیبا، خداوند خواست که من در این مهمانی نورانی شرکت کنم.
بعد از سفر کربلا که یک ماه گذشته داشتم و آن حال و هوای معنوی که در وجودم شکل گرفت، حضور در اعتکاف برایم ادامهی همان مسیر بود؛ مسیری که با اشک، دعا و آرامش دل همراه است. اعتکاف برای من تنها یک برنامه مذهبی نبود، بلکه فرصتی بود برای خلوت با خدا، برای بازگشت به خویشتن و برای شنیدن صدای آرامشبخش درونم.
این روزها در مسجد، میان دوستان و همسنوسالهایم، لحظههایی را تجربه کردم که هیچگاه فراموش نخواهم کرد؛ لحظههایی پر از صمیمیت، دعا و احساس نزدیکی به خداوند. اعتکاف برای من به معنای مهمانی خداست؛ مهمانیای که هر کس با قلبی پاک و نیتی صادقانه وارد آن شود، با دست پر از آرامش و امید بازمیگردد.
حضور در این مراسم، برایم یادآور این حقیقت شد که گاهی خداوند ما را بیخبر از همهجا به سوی خودش میکشاند، تا در میان شلوغیهای زندگی، لحظهای به آرامش برسیم و دوباره مسیرمان را پیدا کنیم.
ارسال دیدگاه