اعتکاف سکوتی که سخن میگوید
پاکدشت (پانا)_ در میانِ شلوغی زندگی و پیچوخم روزمره، گاهی وقتها روح نیازمندِ توقف و بازگشت به اصل خویش است. اعتکاف، همین فرصتِ گرانبهاست؛ چند روز تعطیل از دنیا، چند روز اقامت در مسجد و چند روز خلوت با خویشتن و خدای خویش.
اعتکاف امسال، بلیطی یکطرفه به سوی آسمانِ درون است.
آری... پرواز، همیشه اوج گرفتن نیست. گاهی ایستادن در سکوت است. گاهی گریه کردن در تنهایی با خداست. گاهی شنیدن درد دوست است. اینها همه ارتفاع است. ارتفاع از خودِ کوچک، به سوی جمعی بزرگ که با ریسمان ایمان به هم گره خوردهاند.
من، که سومین سال است همپای نوجوانان دانشآموز در خلوت معنوی اعتکاف حاضر میشوم و اینبار نیز بهعنوان خبرنگار پانا، دوربین و قلم را همراه آوردهام، فکر میکردم باید "خبر" بدهم از تعداد، از برنامهها، از سخنرانان. اما گاهی یک تصویر، از تمام گزارشهای جهان گویاتر است. اینجا خبر، بوی عطر نوبهار میدهد و طنین آهستهٔ ذکرهای جوانههایی را دارد که به جای هیاهوی دنیای بیرون، سکوت پرصلابت معنویت را برگزیدهاند.
خبرنگار پانا بودنم در این میان، حکم دوربینی را دارد که میخواهد شکفتن یک گلستان را ثبت کند، بیآنکه به عطرش دست بزند.
از یکی از معتکفین که دومین سال حضور او در اعتکاف بود پرسیدم: چه چیزی تو را هر سال به اینجا میکشد؟"
گفت: "اینجا، تنها جایی است که صدای خودم را میشنوم. صدای واقعیام را.
سخنش، خودش یک "خبر" بود؛ خبر از نیاز عمیق نسل نو به آرامش، به تأمل، به ریشهها.
خبر این نیست که فلان تعداد دانشآموز در مسجدی جمع شدند.خبر، اشکهای رهاییبخشی است که بیصدا روی محاسن یک نوجوان جاری میشود.خبر، سکوت پرمعنایی است که در آن، آیندهسازان فردا، با خالق خود پیمانی دوباره میبندند.
پروردگارا، «إلهی هَبْ لی کمالَ الانْقِطاعِ إلَیْکَ»؛ کمالِ بریدَن و روی آوردن به خودت را به ما ببخش.
اعتکاف دانشآموزی، فقط یک برنامهٔ مذهبی نیست.اینجا، روح یک نسل در حال پرواز کردن است. پرواز از روی زمین سخت کوچهها و خیابانها، به سمت آسمان بیکران لطف خدا. و من، مأموریت دارم که این پرواز خاموش، اما باشکوه را با واژهها تصویر کنم.این پایان اعتکاف و خبر نیست،بلکه؛ آغاز یک حس مشترک است.
ارسال دیدگاه