استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل راهبردی در گفتوگو با پانا؛
محاصره دریایی ترامپ، نقشهای از پیش طراحیشده بود
تهران (پانا) - استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل راهبردی، ضمن تشریح ابعاد پنهان محاصره دریایی اخیر آمریکا، آن را ادامه همان سیاست تحریمی پنجدهه گذشته دانست و تأکید کرد: آتشبس اخیر صرفاً بخشی از برنامه ترامپ برای محدودسازی صادرات نفت ایران بوده است.
آلبرت بغزیان در گفتوگو با پانا، در ارزیابی جدیدترین اقدام رئیسجمهور آمریکا برای اعلام محاصره دریایی علیه ایران، اظهار داشت: آمریکا طی پنج دهه گذشته انواع گوناگون تحریمها را علیه اقتصاد ایران به کار گرفته است؛ از تحریمهای مالی و بانکی گرفته تا ممنوعیت فروش هواپیما و قطعات یدکی و در نهایت تحریم نفتی که بر اساس آن هر کشوری جریمه میشود که نفت ایران را خریداری کند.
استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل راهبردی، افزود: جمهوری اسلامی ایران نیز در همین سالها راهکارهای متعددی برای خنثیسازی این تحریمها طراحی و اجرا کرده، اما آنچه این بار متفاوت به نظر میرسد، عزم واشنگتن برای ممانعت کامل از خروج حتی یک قطره نفت از ایران است و به عبارت دیگر، هدف نهایی این محاصره، رساندن صادرات نفتی ایران به صفر و فلج کردن کامل اقتصاد کشور است.
آتشبس، تاکتیکی برای ورود به محاصره دریایی
بغزیان با تأکید بر اینکه آتشبس اخیر بخشی از یک برنامه از پیش طراحیشده از سوی دولت ترامپ بوده، تصریح کرد: هدف ترامپ این بود که ابتدا ایران را به واکنش در تنگه هرمز وادارد لذا وقتی ایران اعلام کرد که تردد کشتیهای حامل منافع آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای همسو مانند امارات و بحرین را محدود خواهد کرد، آمریکا بهترین بهانه را برای طرح ادعای محاصره دریایی پیدا کرد.
این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: آمریکا به خوبی میداند که توقف کامل صادرات نفت از کل منطقه خلیج فارس به زیان کشورهای عربی همسایه و خودِ آمریکا تمام میشود و جهش عظیم قیمت نفت را به دنبال خواهد داشت و از همین رو، محاصره به گونهای طراحی شده که تنها صادرات نفت ایران را هدف قرار دهد و جریان نفت سایر کشورها همچنان برقرار بماند.
وی تصریح کرد: در این سناریو، آمریکا اقدامات خود را تحت عنوان حفاظت از کشتیهای دوست توجیه میکند و در عین حال، هر شناوری که از ایران اجازه خروج گرفته باشد اما هزینهها و عوارض تعیینشده از سوی تهران را نپرداخته باشد، با محدودیت مواجه خواهد شد.
افزایش قیمت نفت و تورم جهانی در راه است
بغزیان درباره پیامدهای اقتصادی این محاصره هشدار داد و گفت: نخستین و آشکارترین نتیجه، افزایش بیسابقه قیمت نفت در بازارهای جهانی است و آمریکا همزمان تلاش میکند مسیرهای جایگزین برای تأمین نفت برخی کشورها ایجاد کند و حتی احداث یک مسیر آبی جدید در نزدیکی عمان یا قطر را کلید بزند اما این روند به هر حال به گرانی انرژی منجر میشود و از آنجا که انرژی یکی از ارکان اصلی تولید در جهان است، تورم سراسری در بسیاری از کشورها دور از انتظار نخواهد بود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: کشورهایی با اقتصادهای شکننده و حساس به نوسانات انرژی، ناچار به اتخاذ سیاستهای انقباضی خواهند شد و این سیاستها خود میتوانند رکود اقتصادی را در پی داشته باشند و به عبارت دیگر، هزینه این محاصره را نه فقط ایران، بلکه میلیونها نفر در کشورهای در حال توسعه و حتی برخی اقتصادهای پیشرفته پرداخت خواهند کرد.
تفاوت ایران با ونزوئلا؛ قدرت اعمال فشار متقابل
بغزیان با رد هرگونه شباهت وضعیت ایران به ونزوئلا تأکید کرد: در مورد ونزوئلا، فشارها یکطرفه بود و آن کشور فرصت اعمال فشار متقابل بر آمریکا و متحدانش را نداشت اما ایران از موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی و توانایی ایجاد محدودیت برای صادرات نفت کشورهای همراه آمریکا برخوردار است و این بدان معناست که آمریکا برای اسکورت کشتیها، تأمین امنیت و مدیریت هزینههای لجستیک در منطقه، مجبور به صرف منابع هنگفتی خواهد بود و سطح درگیری به تدریج بالا میرود.
وی درباره تحلیل برخی کارشناسان غربی که رفتار اخیر ترامپ را ناشی از عصبانیت از نتیجهنگرفتن مذاکرات پاکستان میدانند، گفت: باید دید عمیقتری به موضوع داشت. ترامپ از همان ابتدا به دنبال بهانهای برای ورود نظامیمدار به تنگه هرمز بود. پیشنهاد آتشبس و سپس طرح توافق، صرفاً تاکتیکهایی برای کشاندن ایران به میزانی از واکنش بود که بتوان محاصره را با پوشش بینالمللی اجرا کرد.
تابآوری بالای اقتصاد ایران؛ شوک بزرگ برای غرب
این کارشناس اقتصادی با اشاره به تجربیات چهار دهه تحریم در ایران تصریح کرد: اقتصاد ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه، از تابآوری قابل توجهی برخوردار است و ذخایر راهبردی کالاهای اساسی، مکانیسمهای جایگزین تأمین ارز و شبکه گسترده همکاریهای منطقهای، ایران را برای یک فشار طولانیمدت آماده کرده است لذا در مقابل، کشورهایی که کاملاً به نفت خلیج فارس وابسته هستند، چنین آمادگی را ندارند و افزایش قیمت نفت و کاهش ذخایر استراتژیک آنها، میتواند به سرعت به بحرانهای اجتماعی و سیاسی بدل شود.
بغزیان خاطرنشان کرد: این وضعیت در نهایت میتواند فشارهای فزایندهای بر دولت آمریکا وارد کند تا برای خروج از بنبست، ناچار به توافق شود و جالب اینکه کشورهای اروپایی نیز تاکنون دخالت مؤثری نکردهاند، زیرا افزایش قیمت نفت به سود برخی از آنها تمام میشود؛ از فروش نفت برنت گرفته تا صادرات انرژی از کانادا و روسیه. بنابراین بیشترین بار این بحران بر دوش کشورهای آسیایی و اقتصادهای با ذخایر استراتژیک محدود خواهد بود.
بغزیان با اشاره به جنایت اخیر دشمن صهیونیستی در حمله به یک کنیسه در تهران که منجر به تخریب بخشی از این مکان مذهبی و مجروح شدن شماری از شهروندان بیگناه شد، اظهار داشت: متأسفانه در حالی که اگر کوچکترین حادثهای برای یک مکان مذهبی در غرب رخ دهد، شورای امنیت تشکیل جلسه فوری میدهد و رسانههای جهانی پوشش گسترده انجام میدهند، نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل، اتحادیه اروپا و به ویژه شورای حقوق بشر در قبال این حمله تروریستی آشکار، سکوتی معنادار و شرمآور را برگزیدهاند.
وی افزود: این حمله نه فقط به دلیل هدف قرار دادن یک مکان عبادی یهودیان، بلکه از آن جهت که در تهران و در خاک جمهوری اسلامی ایران انجام شده، نقض آشکار تمام قواعد و کنوانسیونهای بینالمللی محسوب میشود اما سکوت نهادهای بینالمللی بار دیگر ثابت کرد که حقوق بشر و مبارزه با تروریسم برای آنها ابزاری سیاسی است، نه یک ارزش جهانی.
این استاد دانشگاه تهران با انتقاد از رفتار دوگانه جامعه جهانی خاطرنشان ساخت: اگر این حمله در نیویورک یا لندن رخ داده بود، فوراً بیانیههای محکم صادر میشد و متجاوز معرفی میگردید اما وقتی پای رژیم صهیونیستی و منافع غرب در میان باشد، حتی حمله به یک عبادتگاه بیدفاع نیز با سکوت روبرو میشود. این سکوت، مشوقی برای تکرار چنین جنایتهایی در آینده است.
بغزیان در پایان تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده که در برابر هرگونه تجاوز، با قدرت و هوشمندی پاسخ میدهد. همان گونه که در عرصه اقتصادی و مدیریت تنگه هرمز ابتکار عمل را در دست دارد، در مقابل تهدیدهای امنیتی نیز از خود واکنش متناسب نشان خواهد داد. اما جامعه بینالملل باید بداند که سکوت در برابر تروریسم، امنیت هیچ کشوری را تأمین نمیکند.
ارسال دیدگاه