علی ربیعی*

تثبیت پیروزی در روایت پساجنگ

تهران (پانا) - جابه‌جایی گسل‌های سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی پس از جنگ اخیر امریکا علیه ایران در دو کشور روندی معکوس داشت؛ تغییراتی که گرچه حاشیه‌ای به نظر می‌رسد، اما با دیدی واکاوانه، آثار و پیامدهایی بسیار بنیادین برجای گذاشت.

کد مطلب: ۱۶۸۸۵۴۳
لینک کوتاه کپی شد
تثبیت پیروزی در روایت پساجنگ

‌این گسل‌ها در ایران به سمت همگرایی و در امریکا به سمت واگرایی شدید در حال حرکت بود و حال در دوره آتش‌بس - مذاکره، نوع برساخت و روایت هر یک از طرفین، می‌تواند این روند شکل ‌گرفته را تثبیت کند یا تغییر دهد.

در امریکا برای نخستین‌بار دولت در حال جنگ با یک کشور دیگر در کمترین میزان محبوبیت اجتماعی و حمایت عمومی قرار داشت. 

از آغاز جنگ امریکا علیه ایران شاهد برساخته شدن اختلافات شدید درون ساختار سیاسی و اقتصادی امریکا بودیم که دیگر در اختلاف دو حزب خلاصه نشد، بلکه درون جمهوری‌خواهان و حتی داخل کاخ سفید و پنتاگون هم نمایان شد. دولت امریکا حتی نتوانست افکار عمومی ایالات متحده را با روایت واقعی از جنگ اقناع کند و کشمکشی بی‌سابقه بین رییس‌جمهور و رسانه‌های رسمی و ریشه‌دار شکل گرفته است. جریان روشنفکری و جریانات مدنی در امریکا در مقابل کاخ سفید صف‌آرایی جدی کردند.

برای نخستین‌بار در چند دهه اخیر، دولت امریکا در جنگ با یک کشور خارجی، کاملا در تنهایی استراتژیک و انزوای نظامی قرار گرفت؛ شکاف فراآتلانتیکی عمیق‌تر شد، در اتفاقی بی‌نظیر امریکا و ناتو تا مرز جدایی پیش رفتند و حتی انگلستان نیز همبستگی دیرین خود با سیاست خارجی امریکا را کنار گذاشت.  روابط امریکا با کشورهای منطقه نیز به جای تعمیق روابط شاهد تعمیق شکاف‌ها شد و آنها از قبال این اتحاد نظامی، بیشترین ضربات امنیتی را متحمل شدند که بازتاب‌های آن در آینده بیشتر خواهد بود. 

از همه مهم‌تر جریان تبری جستن از اسراییل، از میان جریان روشنفکری امریکا و اروپا فراتر رفت و به سیاستمداران و دولت‌های اروپایی رسید.

این جریان در داخل ایران سیری کاملا معکوس داشت؛ جنگ موجب کاهش شکاف‌های اجتماعی شد، گروه‌های سیاسی در داخل کشور با اتحادی کم‌سابقه رودرروی تجاوز خارجی ایستادند، در خارج از کشور رویافروشان سقوط با راهبرد حمایت از تجاوز نظامی دچار شکست اخلاقی و سیاسی و رسانه‌ای شدند و در مقابل برخی مخالفان سنتی نظام، در صف حمایت از ایران و رد تجاوز خارجی ایستادند. 

جنگ موجب شد سیاست توسعه روابط با همسایگان آثار خودش را آشکار کند و کشورهای اروپایی به ایران نزدیک‌تر شوند. 

در حوزه ژئوپلیتیک ایران توانست با بهره‌گیری بجا از انسداد تنگه هرمز قدرت خود را نمایان کند که در تصمیمی درست با پذیرش شروط خود - آتش‌بس در لبنان با فشار امریکا به اسراییل - عبور و مرور از این تنگه را مجاز اعلام کند. تنگه هرمز ابزاری است که نباید تبدیل به ایجاد اجماع جهانی شود و توانایی ایجاد یک پارادایم جدید و جایگاه نوین برای ایران در منطقه را دارد. 

در دوره پساجنگ طبیعی است که هر یک از طرفین در حال برساخت روایت خود از پیروزی در جنگ باشند؛ اما تفاوت در این است که حتی رییس‌جمهور امریکا هم اذعان دارد که رسانه‌های امریکایی هم ایران را پیروز جنگ می‌‌دانند و با قیاس بین شکاف‌های پر شده در ایران و شکاف‌های تعمیق‌ شده در امریکا می‌توان برآوردی واقع‌بینانه از توفیق طرفین در جنگ داشت. 

از این جهت روایت پساجنگ بخشی از خود جنگ و برساخت نتیجه آن است؛ چنانکه در دوره جنگ اتحاد موجب افزایش ایستادگی و ایجاد قدرت ملی شد، روایت پساجنگ نیز نیازمند استمرار اتحاد جهت تثبیت همان دستاوردها و تکمیل پیروزی است. همان‌طور که در این دوره با اعتماد کامل به فرماندهان نظامی اعتماد کردیم و ثمرش را دیدیم، در دوره مذاکره نیز باید به مسوولان و متولیان، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه و شخص آقای دکتر قالیباف اعتماد کرد. 

هر نهاد و سازمانی که روایتی خلاف پیروزی‌های کسب ‌شده ارایه دهد و درصدد فعال شدن مجدد گسل‌های اختلافی برآید، ناخواسته درصدد تکمیل روایت دشمن و تضعیف دستاوردهای جنگ هستند. نباید با روایت‌های جناحی این اتحاد ملی را تهدید کرد؛ این اتحاد منشا قدرت و غرور ملی و بهترین عامل بازدارنده برای عدم تکرار هرگونه تجاوزی به این کشور است.

*دستیار اجتماعی رییس‌جمهور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار