واگرایی در واشنگتن، همگرایی در تهران: واکاوی گسلهای پساجنگ
تهران (پانا) - دستیار اجتماعی رئیسجمهور یادداشتی با عنوان «واگرایی در واشنگتن، همگرایی در تهران: واکاوی گسلهای پساجنگ» منتشر کرد.
متن یادداشت علی ربیعی به شرح زیر است:
«جابهجایی گسلهای سیاسی، اجتماعی و بینالمللی پس از جنگ اخیر آمریکا علیه ایران، در دو کشور روندی معکوس داشت؛ تغییراتی که گرچه حاشیهای به نظر میرسد اما با دیدی واکاوانه، آثار و پیامدهایی بسیار بنیادین بر جای گذاشت. این گسلها در ایران به سمت همگرایی و در آمریکا به سمت واگرایی شدید در حال حرکت بود و حال در دوره آتشبس - مذاکره، نوع برساخت و روایت هر یک از طرفین، میتواند این روند شکلگرفته را تثبیت کند یا تغییر دهد.
در آمریکا برای نخستینبار دولت در حال جنگ با یک کشور دیگر، در کمترین میزان محبوبیت اجتماعی و حمایت عمومی قرار داشت.
از آغاز جنگ آمریکا علیه شاهد برساخته شدن اختلافات شدید درون ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکا بودیم که دیگر در اختلاف دو حزب خلاصه نشد بلکه درون جمهوریخواهان و حتی داخل کاخ سفید و پنتاگون هم نمایان شد. دولت آمریکا حتی نتوانست افکار عمومی ایالات متحده را با روایت واقعی از جنگ اقناع کند و کشمکشی بیسابقه بین رئیسجمهور و رسانههای رسمی و ریشهدار شکل گرفته است. جریان روشنفکری و جریانات مدنی در آمریکا در مقابل کاخ سفید صفآرایی جدی کردند.
برای نخستین بار در چند دهه اخیر، دولت آمریکا در جنگ با یک کشور خارجی، کاملاً در تنهایی استراتژیک و انزوای نظامی قرار گرفت؛ شکاف فراآتلانتیکی عمیقتر شد، در اتفاقی بینظیر آمریکا و ناتو تا مرز جدایی پیش رفتند و حتی انگلستان نیز همبستگی دیرین خود با سیاست خارجی آمریکا را کنار گذاشت.
روابط آمریکا با کشورهای منطقه نیز به جای تعمیق روابط شاهد تعمیق شکافها شد و آنها از قبال این اتحاد نظامی، بیشترین ضربات امنیتی را متحمل شدند که بازتابهای آن در آینده بیشتر خواهد بود.
از همه مهمتر جریان تبری جستن از اسرائیل، از میان جریان روشنفکری آمریکا و اروپا فراتر رفت و به سیاستمداران و دولتهای اروپایی رسید.
این جریان در داخل ایران سیری کاملاً معکوس داشت؛ جنگ موجب کاهش شکافهای اجتماعی شد، گروههای سیاسی در داخل کشور با اتحادی کمسابقه رودرروی تجاوز خارجی ایستادند، در خارج از کشور رؤیافروشان سقوط با راهبرد حمایت از تجاوز نظامی دچار شکست اخلاقی و سیاسی و رسانهای شدند و در مقابل برخی مخالفان سنتی نظام، در صف حمایت از ایران و رد تجاوز خارجی ایستادند. جنگ موجب شد سیاست توسعه روابط با همسایگان آثار خودش را آشکار کند و کشورهای اروپایی به ایران نزدیکتر شوند.
در حوزه ژئوپلتیک ایران توانست با بهرهگیری بهجا از انسداد تنگه هرمز قدرت خود را نمایان کند که در تصمیمی درست با پذیرش شروط خود - آتشبس در لبنان با فشار آمریکا به اسرائیل - عبور و مرور از این تنگه را مجاز اعلام کند. تنگه هرمز ابزاری است که نباید تبدیل به ایجاد اجماع جهانی شود و توانایی ایجاد یک پاردایم جدید و جایگاه نوین برای ایران در منطقه را دارد.
در دوره پساجنگ طبیعی است که هر یک از طرفین در حال برساخت روایت خود از پیروزی در جنگ باشند؛ اما تفاوت در اینست که حتی رئیسجمهور آمریکا هم اذعان دارد که رسانههای آمریکایی هم ایران را پیروز جنگ میدانند و با قیاس بین شکافهای پرشده در ایران و شکافهای تعمیقشده در آمریکا میتوان برآوردی واقعبینانه از توفیق طرفین در جنگ داشت.
از این جهت روایت پساجنگ بخشی از خود جنگ و برساخت نتیجه آنست؛ چنانکه در دوره جنگ اتحاد موجب افزایش ایستادگی و ایجاد قدرت ملی شد، روایت پساجنگ نیز نیازمند استمرار اتحاد جهت تثبیت همان دستاوردها و تکمیل پیروزی است. همانطور که در دوره با اعتماد کامل به فرماندهان نظامی اعتماد کردیم و ثمرش را دیدیم، در دوره مذاکره نیز باید به مسئولان و متولیان، دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه و شخص آقای دکتر قالیباف اعتماد کرد.
هر نهاد و سازمانی که روایتی خلاف پیروزیهای کسبشده ارائه دهد و درصدد فعال شدن مجدد گسلهای اختلافی برآید، ناخواسته درصدد تکمیل روایت دشمن و تضعیف دستاوردهای جنگ هستند. نباید با روایتهای جناحی، این اتحاد ملی را تهدید کرد؛ این اتحاد منشأ قدرت و غرور ملی و بهترین عامل بازدارنده برای عدم تکرار هرگونه تجاوزی به این کشور است.»
ارسال دیدگاه