سپهبد موسوی؛ «جانفدای مردم ایران» در زادگاهش آرام گرفت
تهران (پانا) - پیکر مطهر امیر سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی ۱۴ فروردین پس از نماز جمعه از مصلای قم به سمت حرم بانوی کرامت با عشق و ارادت بی پایان بر دستان مردم ولایتمدار قم تشییع شد.
پیکر مطهر امیر سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی ۱۴ فروردین پس از نماز جمعه از مصلای قم به سمت حرم بانوی کرامت با عشق و ارادت بی پایان بر دستان مردم ولایتمدار قم تشییع شد.
در ابتدای مراسم آیت الله اعرافی بر پیکر شهید موسوی نماز خواندند. مراسم از ساعت ۱۳:۳۰ شروع شد، نمازگزاران به جمعیت منتظر در بیرون مصلی پیوستند و صدای مدح و روضه در وصف شهید موسوی در فضا شنیده میشد، دو پرچم بزرگ قرمز و مشکی با نوشتههای «یاحسین شهید» و «یا امیرالمومنین حیدر (ع)» میان دسته عزاداری به چشم میخورد.
تابوت بر خودروی مزین شده به تصویر شهید و تزیین شده با گلهای بسیار قرار گرفت، بر بالای سقف خودرو کلمه «عند ربهم یرزقون» (آنها نزد پروردگارشان روزی میخورند) نوشته شده بود، آری آنان که سالها در راه اسلام و کشورشان مجاهدت کردند؛ اکنون نزد پروردگار خود شتافتند، امیر شهیدمان در سخنرانی خود گفته بود ما امت هیهات من الذله هستیم و ملت بزرگ ایران قدرتمند است.
او در برابر دوربین محبت خود را به ملت ایران نشان داد و گفت: «به عنوان یک سرباز ایرانی اگر در راه کشور و عقیدهام کشته شوم، دوست دارم به عشق این ملت زنده شوم و با دشمنان این سرزمین بجنگم و دوباره کشته شوم». آه ای سرباز وطن ببین ایرانیان چگونه تو را بدرقه کرده و برایت اشک میریزند.
در ابتدای جمعیت سربازان به احترام امیر خود مارش نظامی مینواختند و جوی حماسی به مراسم بخشیده بودند، صدای طبل و دمام نیز شور و حال دیگری در مردم ایجاد میکرد، گویا این مردم مبعوث شده باید عاشورا و کربلاهای بسیاری را پشت سر بگذارند، باید مانند زینب (س) در برابر جنایتکاران کمر صاف کنند و با صدایی رسا فریاد بزنند: «جز زیبایی چیزی نمیبینیم».
زینب (س) دیگر تکرار نخواهد شد، ابوالفضل (ع) دیگر تکرار نخواهد شد و حسین (ع) نیز دیگر تکرار نخواهد شد اما این ملت آموختند که در برابر یزیدیان زینبی روایت کنند، ابوالفضلی بایستند و حسینی شهید شوند، عاشورای حسینی تنها متعلق به سال ۶۱ هجری قمری نیست و تاریخ در حال تکرار است تا جبهه حق از باطل مشخص شود.
کودک پنج سالهای در آغوش مادرش سربند یا حسین بسته بود، مشتهایش را گره کرده بود و شعار «لبیک یا حسین» سر میداد، فرزندان ایران زمین در مکتب حسینی رشد و پرورش مییابند که شجاعتی مثال زدنی دارند. دختر نوجوانی که چادر بر سر داشت و بر روی گونهاش پرچم ایران هک شده بود بر روی جدول ایستاده بود و شعار «حسین حسین شعار ما است / شهادت افتخار ما است» سر میداد.
فضای خالی میان بدرقه کنندگان دیده نمیشد و مردم دوشا دوش یکدیگر گام بر میداشتند و شعار «نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر آمریکا» و «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده» سر میدادند، تصاویری از شهید موسوی به همراه رهبر شهید در دستان مردم دیده میشد و هر شخصی سعی میکرد نمادی از مقاومت را با خود حمل کند.
زنان پرچم ایران را به دوششان انداخته و گره زده بودند، مردان پرچمهای بزرگ و کوچک ایران را بالا برده و تکان میدادند، روحانیون بر گردن خود چفیه انداخته بودند و اتباع نیز پرچم ایران را با فلسطین همراه خود داشتند و دیگری تمام این نمادها را یکجا با خود حمل میکرد. حضور اتباع و غیر ایرانیان در تشییع این شهید بزرگوار ثابت میکند که این کشور، پرچم، عقیده، راه و شهیدانش متعلق به تمامی آزادگان جهان است.
زمان به ۱۴:۳۰ میرسد و مردم به میانه راه رسیدند، حجم انبوه دیگری از مردم داخل حرم حضرت معصومه (س) منتظر هم پیمانان خود بودند، دقایقی تا ساعت ۱۵ ظهر فاصله داشتیم که تابوت شهید در دستان خادمان حرم بانوی کرامت به سمت ضریح حرکت میکرد، در دو سمت تابوت خادمانی گردسوز در دست داشتند و یک خادم دیگر تصویر شهید را در دست داشت.
پیکر شهید به آرامی توسط خدام منتقل میشد اما زمانی که پیکر به دست مردم رسید، شور و حال مضاعفی ایجاد شد و هر شخصی سعی میکرد دستی به تابوت شهید برساند و خود را متبرک سازد، کلاه امیر شهید موسوی بر روی تابوت جلوهای از شجاعت و نظم ارتشی را نمایان میکرد. تابوت به دست سربازان ارتشی رسید و پس از خواندن سرود ملی، خبردار ایستادند و با رژه اقتدار فرمانده خود را به سمت آرامگاهش هدایت کردند.
ای سرباز بزرگ ایران؛ ما منتظر رجعت تو و دیگر سربازان این مرز و بوم میمانیم، این آخرین دیدار ما نیست و ملت ایران با قلبی داغدار و عزمی راسخ به خدای شهیدان توکل میکنند و سختیها را پشت سر میگذارند و همراه شما شهیدان در مسجدالاقصی نماز خواهیم خواند، به امید دیدار فرمانده.
ارسال دیدگاه